تبليغاتX
تبصیر
 
تبصیر

نقدهای نوین در مسائل دینی - اعتقادی -اجتماعی
            
 
حکم شرعی نقل وبرداشتهای اینترنتی

حکم شرعی نقل وبرداشتهای علمی وادبی
از آنجا که این روزها بازار سرقتهای علمی وادبی در اینترنت حسابی داغ است گفتم شاید عده ای به خصوص جوانان علی رغم مقید بودن به باورهای مذهبی حکم شرعی این مسئله را ندانند وچه بسا فهم واقعیت شرعی موجب شود که بعضی از این کار دست بردارند چون بنده معتقدم بعضی ها اصلا نمی دانند که چنین امری گناه وجرم محسوب می شود واگر نسبت به این مسئله توجیه شوند قطعا به رعایت آن مقید می شوند
خیلی از ما وقتی لفظ دزدی وسرقت را می شنویم فکر می کنیم دزدی یعنی فقط سرقت مال واموال وطلاهای دیگران یا از دیوار کسی بالا رفتن ولی حقیقتا سرقت معنای بسیار اعمی دارد که یکی از مصادیق آن سرقت علمی است هر چند که در دزدی علمی مثل سرقت اموال دست کسی را قطع نمی کنند ولی از لحاظ جرم وگناه کبیره بودن واستحقاق تعزیر ومجازات فرقی بین آین دو نیست بلکه می توان گفت گناه آن اشد است زیرا ارزش مطالب علمی برای صاحب آن بالاتر از ارزش مال اوست
حکم دزدی علمی درست مثل دزدی مال واموال اشخاص است ودر این مورد فقه ما هیچ فرقی بین آن دو نگذاشته است واز لحاظ قانونی نیزاین مسئله قابل شکایت وپی گیری است ومتخلفین تحت پیگرد قرار می گیرند
حسابش را بکنید که یک آقایی می آید سالها وقت وهرینه صرف می کند یک کتابی می نویسد یا یک سایت راه اندازی می کند وکلی مطلب را که حاصل کسب علم وتجربه وسختی ومرارت است به رشته تحریر در می آورد ناگاه یک آدم فرصت طلبی از را می رسد ومثل آب خوردن مطالب را در عرض چند ثانیه کپی می کند وبعد هم اسم خود را در زیر آن می نویسد اینجاست که برای نویسنده چیزی جز خون دل خوردن باقی نمی ماند مثل باغبانی که یک سال خون جگر می خورد ودست خود را در خار وخس می خلاند تا میوه وگلی به ثمر برسد آنگاه کسی از راه می رسد ومیوه آماده را مفت ومجانی وبدون اجازه می چیند ونوش جان می کند
مسئله سرقت علمی مسئله ای است که در تمام طول ازمنه وجود داشته در قدیم یکی از دلایل تلخیصهای شعری همین بوده که شاعر با قرار دادن اسم اصلی یا مستعار خود نگذارد کس دیگر شعر او را به اسم خود باز گو کند لکن به نظر می آید در قدیم تقوا ورعایت مسائل شرع بیشتر مورد توجه بوده ومثل الان نبوده که شخصی بیاید مطالب را سرقت کند وخودش هم بگوید که مطالب من سرقتی است و به این کار خود افتخار هم بکند چندی قبل وقتی به بخش نطرات سایتم سر زدم دیدم جوانی آدرس سایتش راداده ودر خواست تبادل لینک کرده بود من هم وارد سایتش شدم تا اول ببینم مطالب سایتش چیست اما وقتی وارد شدم با تعجب دیدم بخشی از مطالب طنز بنده در وبلاگ پرژک در سایت ایشان قرار دارد (البته خود او از این موضوع بی خبر بود که مطالب مال من است چون وارد آن یکی وبلاگ من نشده بود) براش پیام گذاشتم وگفتم که با درخواست تبادل لینک موافقم ولی لطف کن منبع بخشی از مطالبت که مال بنده است را ذکر کن بعد وی آمده بود پیام گذاشته بود که من در بالای سایتم توضیح داده ام که یک سارق ادبی هستم وانتظار نداشته باش که منبع را ذکر کنم دوباره رفتم به وبلاگش دیدم که راست می گه وبالای وبلاگ این گونه نوشته : سلام دوستان به کلبه درویشی من خوش آمدید .
امیدوارم از مطالب و اتاآشغالهای وبلاگم خوشتون بیاد . همه مطالب وبلاگ من دزدی و از سایتها و وبلاگهای دیگه دزدی ادبی شده پس گناهش پای من و شما از اینجا کپی کنید حالشو ببرید .

خوب فرهنگ بعضی مردم جامعه ما این است که فکر می کنند این گونه کارها یک نوع زیرکی وافتخار است

بنده تا به حال بارها به گوگل سرزده ام ودیده ام سایتهای مختلفی مطالب اینجانب را کپی کرده اند در میان اینها فقط دو سایت منبع را ذکر کرده بودند یکی از سایتها هم با تذکر مطالب را کلا حذف کرد وبقیه هم هیچ توجهی نکردند جالب اینجا ست که یکی از اینها عکسش را هم گذاشته بود که چهره ای ریشی ومذهبی هم داشت ولی متاسفاته علی رغم ظاهرش هیچ توجهی به تذکر بنده در این مورد نکرد
البته این مسئله فقط درد اینجانب نیست هزاران نفر که در این جامعه تولید کننده علمند به همین معضل روبرویند وهمیشه عده ای مثل مرغ ماهیخوار به دنبال طعمه آماده ونرم وچربند خوانندگان سایتها نیز به همه دهها هزار سایت موجود که نمی تواند سر بزنند تا متوجه این نقل وبرداشتها شوند وبدانند به سایت یک عالم ومتخصص وارد شده اند یا سارق ودزد وبی سواد.
متاسفانه مشکل دیگری هم که هست صاحبان بلاگها به خصوص بلاگهایی که کاربران عمده ای دارند مثل بلاگفا وپرشین بلاگ اقدام چندانی در مورد این معضل نکرده اند حتی بنده دیدم در صفحه گزارش تخلف در بلاگفا در موضوعات تخلف عنوان سرقت ذکر نشده گویا اینکه از نظر آنها این مسئله جزو جرایم وتخلفات محسوب نشده است البته می توان گفت که به علت گستردگی وشیوع بیش از حد این معضل عملا کار از دست مدیران بلاگها هم خارج شده است ولی به هر حال باید فکری به حال این مسئله شود.


در بیان حکم شرعی نقل واقتباس آنچه مسلم است وخیلی ها ازاین نکته غافلند این است که در اقتباس مطالب اذن نویسنده برای نقل لازم است بعضی فکر می کنند همین که منبع مطالب خود را ذکر کنند یا نام نویسنده اصلی را بنویسند کافی است خیر باید نویسنده اجازه به نقل حتی باذکر منبع راهم داده باشد بنابراین در نقل مطالب دو چیز شرط است یکی ذکر منبع یا نام نویسنده ودوم اجازه نویسنده به نقل مطالب حتی باذکر منبع چون مطالب علمی هر شخص حق انحصاری اوست وچه بسا شخصی به دلایلی نخواهد مطالبش در جای دیگر نقل شود(این در صورتی است که بخواهد یک مقاله ویا موضوع وبخش مستقل و کاملی را اقتباس کند ولی اگر ذکریک یا چند جمله باشد اذن لازم نیست بلکه ذکر منبع کفایت می کند )
سوال :چه نوع مطالبی را نمی توانیم بدون اذن نقل واقتباس کنیم ؟
مطالبی که تحلیل وتحقیق و کشف شخصی خود فرد می باشد حق انحصاری اوست بنابراین برای اقل آن اذن واجازه لازم است
اما اگر مطالب اوحرف خود او نباشد مثلا حرف یک دانشمند باشد یا حدیثی از امام معصوم باشد یا هر چیز دیگر از این قبیل لازم نه به ذکر منبع است ونه به اذن واجازه او لکن اگر مطالب او به صورت مجموعه ای باشد که برای گرد آوری آن زحمت کشیده باشد وشخص هم بخواهد همه یا اکثر آن مطالب ومجموعه را برداشت ونقل کند ذکر منبع لازم است مثلا کسی آمده مجموعه احادیث مربوط به یک موضوع مثلا حق زن بر شوهر را از منابع مختلف گرد آوری کرده در اینجا باید منبع گرد آونده را ذکر کرد وعلاوه بر این اذن او نیز لازم می باشد
مسئله دیگری که هست اینکه در نقل مطالبی که مال خود نویسنده نیست بهتر است نقل به قول بودن ذکر شود مثلا شما حدیثی را از کتاب یاسایتی تقل می کنید که منبع آن فروع کافی است بعد شما می آیید در سایت خودتان آن حدیث را از فروع کافی نقل می کنید که خواننده گمان می کند خودتان رفته اید این حدیث را از کتاب مذکور اخذ کرده اید در اینجا شما باید نقل به قول کنید وبگویید از فروع کافی "نقل" شده است که...
در غیر این صورت کار شما مصداق دروغ است چون چنین وانمود کرده اید که خوتان آن حدیث را از کتاب مذکور بیدا کرده ونقل می نمایید
مسئله بعد این است که در حرام بودن نقل واقتباس بدون ذکر منبع یا نام نویسنده فرقی بین نقل به عین ونقل به مضمون نیست به این معنا که شما کلمات را عوض کنید ولی معنا ومطلب همان باشد
مطلب بعد اینکه در نقل بدون اذن فرقی بین مطلب تحلیلی وخبری وتصویری نیست ممکن است کسی یک خبر یا عکسی را بدون اذن اقتباس کندکه برای عکاس یا خبرنگار جنبه شخصی داشته باشد در این صورت هم باید منبع عکس یا خبر را با اجازه عکاس یا خبر نگار(یا خبر گزاری) ذکر کرد مگر اینکه بدانیم عکس یا خبر جنبه عمومی دارد وانحصاری نیست یا تاریخ انحصار ومحدودیت آن گذشته است یا اینکه صاحب آن اذن به نقل را با ذکر منبع داده است همچنین در مورد فیلم وتکثیر ونشر وحتی تماشای آن نیز همین مسئله جاری است کما اینکه بعضی از فیلمهای خارجی بعد از گذشت دهها سال از زمان تولید همچنان حق پخش آنهابه صورت کامل در انحصار کمپانی های سازنده آنهاست وصداو سیما برای پخش این فیلمها باید از تولید کنندگان آنان اجازه بگیرد
مطلب آخر اینکه درسرقت علمی فرقی بین نقل کتبی وشفاهی نیست یعنی اگر شخصی مطالب کسی را بدون ذکر نام نویسنده یا منبع به صورت زبانی هم نقل کند باز حکمش مثل سرقت کتبی ونوشتاری است


-        حکم شرعی سرقتهای اینترنتی