ahmaad1353@gmail.com
آرشیو
آرشیو موضوعی
بررسی مسئله لعن
آفات سیاسی در نظام ...
حکم نماز قضای جمعی ...
ولایت فقیه
دانستنیهایی از جن
جایگاه اجتماعی زن در اسلام
معارفی از عاشورا
راهنمای تدریس پرورشی
تفسیر سوره عصر
حقیقت دعا
اثبات وجود خدا
بررسی مصداق شرعی قصد
حجاب وعفت
حکم استفاده از ماهواره
حوزه ومسئله معادل
حکم نماز وروزه در قطب وفضا
حکم شرعی سرقتهای اینترنتی
مفهوم عدالت در فقه امامی
نقدوجوب نماز وروزه پدربرفرزند
اسلام ومجازات اعدام
الهی نامه
شوخی وطنز در اسلام
یاد داشتهای روزانه
تبادل لینک
سروده های شخصی
رابطه با آمریکا
حقیقت عشق
ازدواج موقت
پاسخ به شبهات رضا فاضلی
جایگاه اصلاح طلبی در اسلام
حکم ریش تراشیدن
پیرامون مهدویت
پیوندها
همسریابی
همسریابی (2)
نوش ونیش (طنز)
زندگانی
ثبت نام ازدواج موقت
شوک
بهترین لینکهای ایرانی وخارجی
دانلود فیلم رایگان
آخرین اخبار سیاسی
حال وهوای حلال
جستجو گر فارسی دهیو
ازدواج موقت
طراحی وب سایت
قالبهای رایگان وبلاگ
بعد از انقلاب اسلامی روابط ایالات متحده وایران به خاطربعضی عملکردهای دخالت جویانه آن کشور ودشمنی نرم با نظام نوپای جمهوری اسلامی رو به تیرگی گذاشت این روابط سیاسی ودیپلماتیک در حد ضعیف استمرار داشت وسفارت آمریکا در ایران وبالعکس همچنان به فعالیت رسمی مشغول بودنداسناد وگزارش هایی از انجام اقدامات جاسوسی آمریکا در ایران به گوش مردم ومسئولین می رسید وروز به روز ابعاد جدیدتری از فعالیتهای مخفی دیپلماتهای آمریکا در ایران کشف می شد تا اینکه در روز 13 آبان تسخیر سفارت آمریکا که به لانه جاسوسی لقب گرفت فصل نوینی از بر خوردوتشنج بین دو کشور را ایجاد کرد سفارت آمریکا با اندک مقاومتی از سوی کارکنان سفارت به تصرف دانشجویان پیرو خط امام در آمد و 61 دیپلمات به گروگان گرفته شدند هیچ سندی از اقدامات داخل سفارت به دست مردم نیفتاد زیرا آنان با هوشیاری کامل تمام اسناد را با ماشین های مخصوص ذره ذره کردند آمریکا بعد از این اقدام روابط خود را با ایران قطع کرد وامام خمینی نیز از قطع این روابط استقبال نمود دشمنی آمریکا با ایران که تا آن روز پشت پرده بود آشکار وجلی شد واولین اقدام جدی آمریکا حمله نظامی از خاک طبس با نام پنجه عقاب بود که عمده ماموریت آن آزاد کردن گروگانها بود لکن با شکست مواجه شد بعد از آغاز جنگ وحمله نظامی صدام به ایران حمایت آمریکا از صدام دومین مرحله جدی از دشمنی ورویارویی سیاسی بین ایران وآمریکا را شکل داد
قبل از انقلاب :
حضور آمریکا در ایران با آغاز حکومت محمد رضا شاه نمود بیشتری به خود گرفت (قبل از حضور اصلی خارجی ها در ایران مربوط به دو کشور روسیه وانگلیس بود) از آنجا که حکومت پهلوی حکومتی غیر مردمی بود ووابستگی وتمایل فکری زیادی به غرب داشت این امر باعث شد که حضور مستشاران سیاسی ونظامی واقتصادی رنگ وبوی بیشتری در ایران بگیرداین وابستگی به حدی بود که حتی رضا شاه نیز چوب همین مسئله را خورد در واقع مهمترین عامل بر کناری رضا شاه توسط انگلیسیها ریشه در وابستگی او به نازیها داشت او تصور می کرد که آلمان در جنگ جهانی دوم پیروز خواهد بود لذا با کناره گیری محسوس از انگلیسیها ونزدیک شدن به آلمانها عملا موجبات طرد خود را از سوی انگلیسیها فراهم نمود
حضور آمریکا از یک سو در جهت رونق وانجام فعالیتهای بزرگ اقتصادی هر چند
حائز اهمیت بود ولی از سوی دیگر تبعیض نژادی وبرتر بودن جایگاه واحترام
آمریکاییها نسبت به ایرانیان که طرح کاپیتولا سیون اوج این اهانت بود از
سوی دیگر موجبات خشم ونارضایتی ملت وروحانیون را فراهم نمود از آنجا که
رویه آمریکا در ایران مانند بسیاری دیگر از کشورها رویه مداخله جویانه
وحفظ منافع به هر قیمت ممکن بود محمد رضا شاه به عنوان بهترین ژاندارم
وتامین کننده منافع آمریکا پیوسته مورد توجه وحمایت آن کشور قرار داشت تا
آنجا که بعد از فرار شاه وروی کار آمدن مصدق وپیروزی جبهه ملی این کودتای
آمریکاییها بود که بار دیگر همه چیز را به جای اول خود باز گرداند البته
حمایت آمریکا از شاه یک حمایت چشم بسته ونامحدود نبود بعد ازشکل گیری نهضت
امام خمینی وبه خصوص در ماههای پایانی حکومت محمد رضا آمریکا به خاطر رویه
غلط شاه در بر خورد با مردم وعدم اصلاحات اساسی اقتصادی وسیاسی در ایران
حمایت خود را ازوی محدود نمود تا جایی که بعد از فرار شاه از ایران
ورفتن او به مصر وبعد آمریکا آن قدر حمایت آمریکاییها واستقبال آنها از وی
کمرنگ بود که این امر حتی خود شاه را به اعتراض وانتقاد واداشت تا آنجا که
مجبور به ترک این کشور شد آمریکاییها از طرح تحول وانقلاب اقتصادی در
ایران حمایت می کردند اما شاه این تحولات را بیشتر در مرحله حرف متوقف
نمود آمریکاییها به خوبی می دانستند که بقای حکومت شاهنشاهی در گرو انجام اصلاحاتی است که آنها از شاه می خواهند ولی شاه در انجام این طرحها که به
نفع او وملت بود دچار شکست شد طرح تمدن بزرگ وانقلاب سفید از جمله این
کارهای بزرگ بود که به انجام نرسیدروحیه نامتعادل ودیکتاتوری شاه واشتباهات او باعث شد که آمریکا عملا در حمایت بی چون وچرای خود از شاه تجدید نظر کند
دلایل حضور مفرط بیگانگان به خصوص آمریکا وانگلیس در ایران پهلوی را می توان به موارد زیر مرتبط دانست
1- ضعف دیانت شخص رضا شاه ومحمد رضا شاه که در نتیجه آنها را به سوی فرهنگ وتفکر غربی متمایل می نمود
2- مردمی نبودن وعدم حمایت مردمی از این حکومت
3- بها ندادن پادشاهان پهلوی به استعدادها وکرامت وجایگاه واقعی ملت وبه کار گیری این استعدادها وسرمایه ها
4- محرومیت وعقب افتادگی ایران ودارا بودن ظرفیت های سرمایه گذاری وکسب در آمد برای بیگانگان
به هر حال ریشه تنفر ایران از آمریکا به قبل از انقلاب بر می گردد دلایل اساسی این انزجاررا قبل از انقلاب در این عوامل خلاصه می کنیم
1-پشتیبانی کامل آمریکا از رژیم غاصب صهیونیستی
2- تبعیضات فاحش اجتماعی بین ایرانیان وآمریکاییها در جامعه ایران
3- کودتای ننگین 28 مرداد 1332
4- حمایت آمریکا از شاه
تمایل مجدد آمریکا در گفتگو وصلح با ایران:
اولین قدم آمریکا در این جهت در سال 1365 با آمدن مک فارلین به ایران برداشته شددر آن زمان هیچ یک از مفامات ایرانی حاضر به گفتگو با وی نشدند هر چند که محوری که مک فارلین برای آن قصد مذاکره با ایرانیان را داشت ناظر به بخش محدودی ازمعاملات فی مابین بودولی به جهت آنکه در این ماجرا پای یک سیاستمدارآمریکایی در کار بود از بعد سیاسی اهمیت ویژه ای یافت
مواضع کلینتون:
اما اولین گام جدی که آمریکا در جهت بهبود مناسبات با ایران برداشت در زمان بیل کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا صورت گرفت کلینتون از دموکراتهایی بود که دوران ریاست جمهوری اوتقریبا دورانی آرام وبدون جنگ بود جز در جنگ صربستان که آمریکا به همراه ناتو در آن شرکت جست این جنگ از منظر حقوقی وانسانی توجیه پذیر بود وطی آن جنایتکاران جنگی این کشور که سالها به کشتار مردم مسلمان وبی دفاع بوسنی وهرزگوین می پرداختند خلع ومحاکمه شدند
کلینتون بارها در خواست گفتگو با ایران را مطرح نمود و کم کم زمزمه هایی نیز در داخل کشور بر لزوم گفتگو با آمریکا مطرح شد ولی این در خواست با بر خورد شدید رهبر ایران به جایی نرسید
بعد از روی کار آمدن دولت خاتمی وطرح گفتگوی تمدنها فصل نوینی در مسئله گفتگوی ایران وآمریکا باز شداین گفتمان جدید در ایران باعث شد که دولت کلینتون شروع به دادن امتیازهایی به ایران کند. در ماه می 1998 (اردیبهشت 1377)، کلینتون از تحریم شرکتهای روسی، فرانسوی و مالزیایی که قصد سرمایه گذاری در میدان گازی پارس جنوبی ایران را داشتند، صرفنظر کرد و با این کار ثروت هنگفتی را نصیب ایران کرد.
همچنین:
مادلین آلبرایت، وزیر امورخارجه وقت آمریکا در ماه ژوئن همان سال اعلام کرد که واشنگتن قصد دارد، روند صدور ویزا برای ایرانیان را تسهیل کرده و طرحی را برای عادی سازی روابط دو کشور اجرا کند.اما به رغم اینها واشنگتن تایمز ادعا کرد این جریان عادی سازی روابط، با اقدام ایران در آزمایش موشک شهاب 3 با مشکلات و پیچیدگی هایی مواجه شد.
با وجود ادامه یافتن مشکلات، دولت کلینتون یک بازنگری گسترده در تحریم های اقتصادی در مورد ایران را آغاز کرد و در ماه مارس 2000، (1379)، آلبرایت اعلام کرد واردات برخی از محصولات ایرانی به آمریکا از جمله خاویار و فرش آزاد می شود. وی همچنین از نقش این کشور در کودتای سال 1332 که موجب سرنگونی حکومت مردمی مصدق شد، عذرخواهی کرد.
در همان زمان آقای خاتمی در اولین ماههای روی کار آمدن خود گفتگوی مستقیمی را با مردم آمریکا انجام داد که طی آن به یاد آوری فرهنگ واصالت گرانبهای مردم آمریکا وارج نهادن بر تعامل وگفتگوپرداخت این اولین گفتار صلح طلبانه ومعقول از سوی یک مسئول ایرانی بعد از انقلاب در برابر آمریکاییها بود که این مو اضع نیز به خاطر عدم همراهی وجانبداری رهبری به جایی نرسید البته همیشه دیدارهایی بین بعضی مقامات دسته سوم ایران وآمریکا در گوشه وکنار راجع به حل وفصل بعضی مسائل فی مابین وحتی منطقه ای مطرح بوده است
مواضع بوش :
اما با روی کار آمدن بوش جمهوری خواه فضای ایجاد شده به وضعیت بحرانی باز گشت به خصوص بعد از حوادث یازدهم سپتامبر وخشم غرب علیه مسلمانان بوش ودولت او نیز مواضع سر سختانه تری را علیه ایران اتخاذ نمودند لکن در اواخر حکومت 8 ساله بوش باز تمایل وی وسیاست خارجی او به تعامل وگفتگوی با ایران سوق پیدا کرد تا جایی که آمریکا برای حسن نیت خود اجازه ورود ایران را به سازمان تجارت جهانی صادر کرد همچنین به رئیس جمهور ایران برای سخنرانی در این کشور اجازه تقریبا نا محدود داده شد که متاسفانه رئیس جمهور آقای احمدی نژاد از این فضای آزاد وحسن نیت آمریکا به گونه ای استفاده کرد که به تشنج بیشتردامن زد
آقای احمدی نژاد قبلا نامه ای به بوش نوشت که سراسر سرزنش وانتقاد بود تا ایجاد یک راهکار وتعامل در ایجاد روابط
بوش به این نامه جوابی نداد ولی در نوروز سال 87 در پیام تلویزیونی خطاب به مرم ایران این چنین گفت:
آمریکا همیشه از مردم ایران در راه آزادیخواهی پشتیبانی می کند.آقای بوش در این مصاحبه به رادیو فردا گفت: اگر چه آمریکا همیشه از مردم ایران در راه آزادیخواهی پشتیبانی می کند، اما هیچ گاه از تلاش دولت ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای حمایت نخواهد کرد.
وی گفت: «ایالات متحده آمریکا سال نو را به همه ایرانیان تبریک می گوید. مردم آمریکا برای مردم و تاریخ و فرهنگ ایران احترام قائلند. اما ما مشکلاتی با دولت ایران داریم. چرا که دولت ایران با تهدید و تمهید تصمیماتی گرفته و عملکردی داشته که مردم ایران را منزوی کرده است.»
* «پیام من برای جوانان ایران این است که جامعه شما روزی آزاد خواهد شد. و آن زمان، دوران خوبی برای شما خواهد بود. و پیام من برای زنان ایران این است که زنان آمریکا، در اشتیاق شما برای پرورش فرزندانتان در جامعه ای امیدوار و زندگی آرام را کاملا سهیم هستند.»
رییس جمهوری آمریکا خطاب به جوانان و زنان ایرانی گفت: «پیام من برای جوانان ایران این است که جامعه شما روزی آزاد خواهد شد. و آن زمان، دوران خوبی برای شما خواهد بود. و پیام من برای زنان ایران این است که زنان آمریکا، در اشتیاق شما برای پرورش فرزندانتان در جامعه ای امیدوار و زندگی آرام را کاملا سهیم هستند.»
جورج بوش گفت: وی می خواهد ایرانی را ببیند که آزادی بیان و آزادی ادیان در آن مجاز است و جامعه ای ببیند که دختران جوان در آن رویاهایشان را دریافته اند و در نظام آموزشی خوبی به تحصیل می پردازند.
وی افزود: مردم ایران همیشه می توانند روی این حساب کنند که آمریکا از آرزوی ایرانیان برای نیل به آزادی حمایت خواهد کرد.
رییس جمهوری آمریکا با اشاره به نظام جمهوری اسلامی گفت: «این رژیم و جامعه راهی طولانی در پیش رو دارد. اما مردم ایران بدانند که چه در زمان من یا و چه رییس جمهور آینده، آمریکا پشتیبان ایجاد جامعه ای آزاد در آن کشور است.»
جورج بوش در ادامه این گفت و گو رادیویی همچنین گفت: احتمال این وجود دارد که آمریکا و ایران بتوانند به توافقی بر سر اختلاف نظرهایشان برسند. اما لازمه این امر تصمیم هایی متفاوت از سوی دولت ایران است.
رییس جمهوری آمریکا اظهار داشت: اولین تصمیم این است که ایران به طور واضح غنی سازی اورانیوم را متوقف کند. در این صورت می شود قدم به پیش برداشت. ملت ایران باید درک کند که آمریکا در موضع خود برای جلوگیری از تولید سلاح هسته ای توسط ایران راسخ است.
وی می گوید: اما قابل درک است که ملت ایران خواهان انرژی هسته ای برای مصارف صلح آمیز است بدون آنکه خود حکومت ایران دست به غنی سازی اورانیوم بزند. مسئله دیگر این است که حکومت تهران در گذشته واقعیت را نگفته است. از این نقطه نظر برای ایالات متحده و بقیه جهان و یا اکثر کشورها مشکل است که در مورد راستگویی به حکومت ایران اعتماد کنند.
جورج بوش افزود که به همین دلیل آمریکا از پیشنهاد روسیه برای دادن اورانیوم غنی شده به ایران برای استفاده صلح آمیز در نیروگاه های اتمی حمایت می کند.
وی گفت: به عبارت دیگر راه رو به جلو وجود دارد. من نمی دانم که مردم ایران درباره آمریکا چه فکری می کنند، اما باید بدانند که ما راهی رو به جلو پیشنهاد کرده ایم و ما خواهان صلح هستیم و این حکومت آنهاست که در مقابل این تغییرات مقاومت می کند.
از جمله اقدامات عملی دیگر آمریکا در جهت نزدیکی به ایران در خواست از جمهوری اسلامی برای شرکت در مذاکرات چند جانبه عراق در حل وفصل مشکلات منطقه بود که این در خواست از طرف ایران مورد قبول واقع شد وچندین بار کشورمان در این مذاکرات شرکت جست
بنا بر مخالفت صریح رهبر ایران با هر گونه مذاکره مستقیم مسئولین ذیربط نیز نهایت احتیاط را در این زمینه به خرج داده ومی دهند وهر گونه ادعای مذاکره را صریحا رد کرده اند ولی در جهت حل وفصل مشکلات فی مابین این ادعا از سوی مسئولین رد نشده که از طریق سفارت سوییس که حافظ منافع آمریکا در ایران است گاه مذاکرات غیر مستقیمی نه از جنبه سیاسی بلکه از جنبه امنیتی مطرح بوده است
مواضع اوباما :
بعد
از بوش وروی کار آمدن اوباما مواضع آمریکا در قبال ایران به ملایم ترین
وصلح طلبانه ترین حد خود رسید چنانکه اوبا ما در اولین نطق خود گفت که ایالات متحده در جستجوی ایجاد دوران
جدیدی از صلح است که در آن با مسلمانان رابطه ای بر اساس منافع و احترام
متقابل بر قرار سازد
او افزود: رهبرانی در سراسر جهان که به دنبال بحران هستند و می خواهند ناکامی های جوامع خود را به گردن غرب بیاندازند، بدانند که مردمشان در مورد آنها بر مبنای آنچه بنا کرده اند قضاوت خواهند کرد، نه بر اساس آنچه از میان برده اند.
او چندی بعد خواستار گفتگوی مستقیم با ایران شد و ابراز امیدواری کرد شرایط این گفتگوها در ماه های آتی فراهم شود. آقای اوباما با اشاره با انتصاب جورج میچل به عنوان نماینده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه و سفر اخیر او به منطقه، به تفاوت سیاست خارجی کشورش نسبت به گذشته اشاره کرد و خواستار ایجاد تغییر در رویکرد ایران شد. او گفت: "حال نوبت ایران است علایمی را که مبنی بر خواست این کشور برای رفتاری متفاوت است را از خود بروز دهد." آقای اوباما با اشاره به سابقه روابط دو کشور، آغاز گفتگو میان آن دو را مشکل دانست: " بی اعتمادی زیادی بین دو کشور در طول سالیان ایجاد شده است. بنابراین قرار نیست یک شبه گفتگوی مستقیم انجام شود. مهم است که همزمان با انجام دیپلماسی مستقیم، نگرانی های خود را به طور واضح بیان کنیم." در این حال به گفته او امکان برقراری رابطه دوجانبه همراه با احترام بین دو کشور وجود دارد.
آقای متکی وزیر امور خارجه ایران چندی بعد در مصاحبه شبکه سی ان ان شرکت کرد مجری این شبکه سوال کرد : آمريكا خواهان رويكردي جديد با ايران ميباشد و آن مذاكره با ايران است ، آيا ايران آمادگي آن را دارد تا از دستي كه به سويش دراز شده است بهره جسته و اين دست را بگيرد.
متكي گفت: رييس جمهور آمريكا نيازمند زمان است تا براي رسيدن به آرمانها ونگاهش به آنها، واقعيتها را بيان دارد.
وزيرامورخارجه ايران افزود شرايطي بر آمريكا گذشته است كه مسئله تغييرات را در آن مطرح ساخته است.
وي گفت دراين رابطه تنها تغيير در چار چوب ادبيات كلامي نيست بلكه نياز در تغييرات بنيادي است.آمريكا نيازمند تغيير است چراكه دنيا به راستي تغيير كرده است و بايد به دنبال جهان مطلوب باشيم.
وزير امورخارجه ايران بر اين نكته تاكيد كرد كه در سياستهاي داخلي آمريكا مردم به نوعي به دولت بياعتماد شده اند.
متكي در پاسخ به سوال خبرنگار سي.ان.ان كه پرسيد اگر آمريكا در اين مورد وارد عمل شود آيا ايران از اين آمادگي برخوردار است؟ گفت: ايران آمادگي كامل در مورد بررسي با مواضع جديد و مهمتر از آن بر رويكردها و عملكردهاي جديد را دارد.
چندی بعد باراک اوباما پیامی نوروزی به این شرح به مردم ایران داد:
باراك اوباما در يك پيام ويدئويي با تبريك سال نو، حل اختلافات بين آمريكا
و ايران و يك تعامل "صادقانه" با تهران را خواستار شد و از مقامات ايراني
خواست با انتخاب صلح به جاي "تروريسم يا تسليحات"، "عظمت حقيقي" خود را
نشان دهند.
او گفت: ما
اختلافات جدي داريم كه با گذشت زمان تشديد شده است. دولت من اكنون متعهد
به ديپلماسي كه به همهي مسايلي كه پيش رو داريم، ميپردازد و نيز به
دنبال كردن روابط سازنده بين آمريكا، ايران و جامعه بينالمللي متعهد است.
وی گفت كه تلاش براي برقراري مجدد
روابط "با تهديد پيش نخواهد رفت".
رييسجمهور آمريكا گفت: ما به دنبال تعاملي هستيم كه صادقانه و بر مبناي
احترام متقابل است. من به مناسبت سال جديد شما، از شما مردم و مقامات
ايراني ميخواهم كه آيندهاي را كه ما به دنبال آن هستيم را درك كنيد، اين
آيندهاي است كه در آن تبادلات بين مردم ما و نيز فرصتهاي بزرگتر براي
شراكت و تجارت از سر گرفته خواهد شد و علاوه بر آن، امنيت و صلح بيشتري
برقرار خواهد شد.
اوباما در اين پيام ويدئويي، "فرهنگ غني و بزرگ" ايران را ترسيم كرد و
گفت: ما ميدانيم كه شما يك تمدن بزرگ هستيد و دستاوردهاي شما، احترام
آمريكا و جهانيان را برانگيخته است.
رييسجمهور آمريكا با بيان اينكه ميداند عبور از اختلافاتي كه بين دو
كشور وجود دارد دشوار است، افزود: كساني وجود دارند كه بر اين عقيدهاند
كه ما بر اساس اختلافاتمان تعريف ميشويم؛ اما بگذاريد كلماتي را كه
سالها پيش توسط سعدي نوشته شد به خاطر آوريم: "بني آدم اعضاي يكديگرند كه
در آفرينش ز يك گوهرند".
اوباما در بخش ديگري از پيام ويدئويي خود گفت:
روابط بين كشورهاي ما به مدت سه دهه دچار تنش بوده است، اما در اين تعطيلي
(عيد نوروز) ما انسانيت مشتركي كه ما را به هم پيوند ميدهد، به خاطر
آوردهايم.
وي، عيد نوروز را زماني براي "آغازهاي نو" خوانده و گفت كه مايل است با
صراحت درباره لزوم عصر جديدي از تعاملات صادقانه با مقامات ايراني صحبت
كند.
رييسجمهور آمريكا با تكرار تلويحي اتهامات واشنگتن درباره حمايت ايران از
تروريسم و داشتن يك برنامه هستهيي تسليحاتي گفت: آمريكا خواهان اين است
كه ايران به جايگاه واقعي خود در جامعه بينالمللي برسد. شما اين حق را
داريد، اما اين حق مسووليتهايي حقيقي را به دنبال دارد و نميتوان از
طريق تروريسم يا سلاح به اين جايگاه رسيد؛ اين جايگاه از طريق اقدامات
صلحآميز كه عظمت حقيقي مردم و تمدن ايراني را جلوهگر ميشود، به دست
ميآيد. اين عظمت نه از طريق توانايي نابود كردن بلكه از طريق به نمايش
گذاشتن توانايي ساختن و خلق كردن اندازهگيري ميشود.
علاوه براین اوباما چند بار دیگر نیز به ارسال پیام اقدام نمود وحرفهای مشابه را مطرح کرد از جمله ارسال پیام خصوصی به آقای خامنه ای و پیام به مردم ایران به مناسبت روز 13 آبان ، وی در پیام روز 13 آبان 88 اظهار داشت: ما آشکارا اعلام داشته ایم که ایالات متحده آمریکا می خواهد گذشته را فراموش کرده و بر مبنای منافع متقال و احترام دو جانبه روابط جدیدی با جمهوری اسلامی ایران بر قرار سازد ... ما آشکارا اعلام کرده ایم که اگر ایران به وظایف خود همانند هر عضو مسئولی از جامعه بین المللی متعهد باشد می تواند از مواهب یک روابط احترام آمیز و سازنده با جامعه بین المللی برخوردار باشد
اوباما در این بیانیه با تاکید مجدد بر تعهدات بین المللی ایران
افزوده است: " ایران امروز باید مسیر خود را انتخاب کند ... ما در 30 سال
گذشته فقط شنیده ایم که دولت ایران با چه جیزهایی مخالف است و سوال جدی
امروز ما این است که دولت ایران به دنبال تحقق چه نوع آینده ای برای خود
است ... و اکنون نوبت انتخاب حکومت ایران است که آیا می خواهد همچنان به
گذشته ها تکیه کند و در گذشته بماند یا اینکه راهی را انتخاب کند که پیامد
آن کسب عدالت ، سعادت و فرصت های بیشتر برای مردمش باشد ".
اوباما
در ادامه با تحسین تاریخ پر افتخار مردم ایران افزوده است : " مردم آمریکا
به تاریخ غنی مردم ایران با دیده احترام می نگرند و جهان شاهد تلاش های
مردم ایران برای کسب عدالت و حقوق و ارزش های جهانشمول است " .
جواب رهبر ایران به پیام نوروزی اوباما در سال 88 :
ایشان
مواجهه و نوع تعامل با دولت ایالات متحده امریکا را از اول انقلاب آزمونی
بزرگ برای ملت ایران و جمهوری اسلامی خواند و با اشاره به بدرفتاری و
دشمنی مستمر دولتمردان آمریکایی چه جمهوریخواه و چه دمکرات با انقلاب
اسلامی و ملت ایران افزودند : تحریک مخالفین و کمک به حرکتهای تجزیه
طلبانه و تروریستی نخستین کار آمریکاییها در خصومت با جمهوری اسلامی بود
که این سیاست هنوز هم بر اساس اطلاعات کاملاً موثق با ارتباط عناصر
آمریکایی با عناصر شرور مناطق مرزی ایران و پاکستان ادامه دارد.
خامنه ای تصرف ومسدود کردن میلیاردها دلاردارایی و اجناس
و اموال ملت ایران، چراغ سبز به صدام برای حمله به ایران و حمایت همه
جانبه از رژیم بعثی در طول 8 سال جنگ تحمیلی که منجر به شهادت حدود 300
هزار نفر از جوانان این سرزمین شد و فاجعه آفرینی در حمله موشکی به
هواپیمای مسافربری ایران در سال آخر جنگ تحمیلی و قتل عام حدود سیصد زن و
مرد و کودک را ازدیگر اقدامات خصمانه دولت آمریکا در قبال ملت ایران
برشمردند و افزودند آیا ملت ایران می تواند این مسائل را فراموش کند ؟ ایشان با اشاره به سی سال تحریم ملت ایران، حمایت واشنگتن از
تروریستهای جنایتکاری که تعداد زیادی را در ایران ترور کرده اند، تشنج
آفرینی در منطقه، حمایت بی قید و شرط از جنایتکاران صهیونیست و تهدید مکرر
ایران به حمله نظامی را از جمله نشانه های خصومت بی وقفه امریکا با ملت
ایران دانستند و افزودند: مسئولان آمریکایی در سی سال گدشته بارها و بارها
به ملت و مسئولان ایرانی اهانت کرده اند و حتی برخی از آنها خواستار ریشه
کن کردن این ملت بزرگ و با شرافت شده اند. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به روی کار آمدن رئیس جمهور و دولت جدید
در آمریکا افزودند : آنها می گویند به سوی ایران دست دراز کرده ایم و ما
می گوییم اگر امریکا در زیر دستکش مخملی دستی چدنی را پنهان کرده باشد این
اقدام هیچ معنا و ارزشی ندارد. وی با اشاره به اقدام مسئولان آمریکا در تبریک عید
نوروز به مردم ایران افزودند : حتی در همین پیام تبریک نیز ملت ایران
طرفدار تروریست و دنبال سلاح هسته ای خوانده شده است آیا این تبریک است یا
دنباله همان اتهامات؟ رهبر انقلاب اسلامی افزودند : نمی دانیم چه کسی واقعا در آمریکا
تصمیمگیر است، رئیس جمهور یا کنگره و یا عناصر پشت پرده، اما در هر حال
تاکید می کنیم که ملت ایران درباره مسائل مربوط به خود اهل محاسبه و منطق
است و احساساتی نمی شود. ایشان با اشاره به موضوع مذاکره و شعار رئیس جمهور جدید آمریکا یعنی
تغییر افزودند : اگر واقعا چیزی جز بخش اندکی از ادبیات شما تغییر کرده
است نشان دهید .آیا دشمنی شما با ملت ایران پایان یافته ؟، داراییهای
ایران را آزاد کرده اید ؟، تحریمها را برداشته اید ؟، از لجن پراکنی و
تبلیغات سوء دست برداشته اید ؟، دفاع بی قید و شرط ار رژیم صهیونیستی را
پایان داده اید ؟ تغییر واقعی باید در عمل مشاهده شود وی گفتد : تغییر نباید لفاظی و با نیت
ناسالم باشد و اگر می خواهید ضمن حفظ همان اهداف قبلی فقط سیاستها و
تاکتیکهارا عوض کنید این یک خدعه است نه تغییر و اگر تغییر واقعی مورد نظر
شماست باید در عمل مشاهده شود و به هر حال همه مسئولان آمریکایی و دیگران
بدانند که ملت ایران را نمی شود فریب داد یا ترساند. ایشا ن با اشاره به ناچاری مقامات آمریکایی برای ایجاد تغییر در این
کشور خاطرنشان کرد: اگر تغییر نکنید مطمئن باشید سنتهای الهی و ملتها،
شما را تغییر خواهند داد. رهبر انقلاب اسلامی با توصیه به مقامات آمریکایی برای تحقیق وتامل در
چرایی منفور بودن این کشور در افکار عمومی جهان ادامه سیاستهای مستکبرانه،
تلاش برای تحمیل اراده خود بر ملتها و برخورد دوگانه با مسائل مختلف را از
جمله علل این واقعیت دانست و خطاب به مسئولان آمریکایی افزود: از این
واقعیات عبرت بگیرید، برای خیر و صلاح خودتان و کشورتان از اینگونه
سیاستها و رفتار دست بردارید که در این صورت چهره شما در افکار عمومی به
تدریج تغییر خواهد کرد. ایشان افزود : در حرفهای من به دقت تامل کنید البته آنها را به
صهیونیستها ندهید که برایتان ترجمه کنند بلکه با انسانهای صالح مشورت کنید. وی در جمع بندی این بخش از سخنانشان افزود: حرف
ما این است که تا وقتی دولت آمریکا روشها، سیاستها، اقدامات و جهتگیریهای
خصمانه سی سال گذشته را دنبال می کند ملت ما نیز همان ملت سی سال گذشته
است که روز بروز قویتر، آبدیده تر وبا تجربه تر شده است. رهبر انقلاب افزود : ملت ما از اینکه با زبان تهدید و تطمیع با او
صحبت کنند بدش می آید البته ما سابقه ای از رئیس جمهور و دولت جدید آمریکا
نداریم بنا براین بر اساس عملکرد آنها قضاوت می کنیم.
تحلیل :
باید در نظر داشت که شرایط کنونی ما با آمریکا با سالهای اول انقلاب بسیار متفاوت است و جمود بر تفکر انقلابی وداغ آن زمان در شرایط کنونی که خیلی چیزها تغییر یافته جمودی غیر منطقی است وخیلی کسانی که در صدد مشابه سازی تاریخی اند یا به وجود افتراقها آگاهی ندارند یا آنکه عامداآنها را نادیده می گیرند برای بعضی نیز دشمن سازی وحفظ رویه موجود منافعی چند به همراه دارد یکی از این منافع آن است که هر جا که در برابر مخالف ومنتقدی قرار گیرند بتوانند او را آمریکایی وآلت دست آن بدانند یا هر جا که در برابربحران و مشکلی سخت واقع می گردند آن را منتسب به دشمن ودسیسه او کنند وبه جای آنکه خود پاسخگو باشند پیکان سوال وانتقاد جامعه را متوجه آمریکا سازند
1- سیاست رهبران مذهبی ایران در مسئله رابطه با آمریکا بعضا با سیاست های اسلامی بر گرفته از حقایق سنت وقرآن ساز گار نیست اسلام ایجاد رابطه با کشوری دیگر رادر صورتی که موجب چیرگی آنها بر جامعه اسلامی شود ممنوع می کند اما بحث مذاکره وگفتگو با بحث رابطه کاملا فرق می کند وجناب آقای خامنه ای در این مسئله از اسلام ظاهرا جلوتر رفته است چرا که پیامبر اسلام وامیر مومنان در سیره حکومتی خود با دشمنان خود مذاکره وگفتگو می کرده اند صحبت وگفتگو بسیاری سوء تفاهم ها ودشمنی ها را بر طرف می کند مشکلاتی را که هیچ گاه در سایه جنگ سیاسی ودعوا نمی توان مرتفع نمود در سایه گفتگو به راحتی می توان بر طرف کرد بنابراین اسلام در هیچ کجا اصل مذاکره را حرام ومنع ننموده است چون اگر سودی نداشته باشد ضرری هم ندارد
بعضی می گویند که ما در طول سی سال با وجود همه تحریم ها راه خود را با موفقیت طی کرده وبه پیشرفت های بزرگی نائل شده ایم اما واقعیت اینست که اگر این دشمنی ها ومواضع خصمانه دو طرفه در کار نبود ما سالها زودتر از این می توانستیم به این موفقیت ها برسیم والان می بایست به موفقیتهای ده سال آینده نائل می شدیم
2-
اصل اسلام در سیاست خارجی استقبال از
صلح است زیرا هر دشمنی به اندازه خود می تواند راه امنیت وپیشرفت را بر جامعه سد
کند در حالی که سیره حکومت بر خلاف آن است این اصل در سه آیه سوره ممتحنه بیان شده
است
عسی الله ان یجعل بینکم وبین الذین عادیتم منهم مودة والله قدیر والله غفور رحیم/ لا ینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین ولم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم وتقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین/ انما ینهاکم الله عن الذین قاتلوکم فی الدین واخرجوکم من دیارکم وظاهروا علی اخراجکم ان تولوهم ومن یتولهم فاولئک هم الظالمون
در این آیات تصریح به این شده است که نهی خدا از ارتباط ودوستی فقط مربوط به کسانی است که با شما به مقاتله پرداخته و از دیارتان بیرون کرده اند
در بخشی دیگر از
قرآن به مسئله صرف نظر کردن ترک عدوان بعد از ترک عداوت دشمن اشاره شده است واینکه
زمانی که دشمن کوتاه آمد شما نیز کوتاه بیایید
فان انتهوا فلا عدوان الا علی الظالمین
اسلام دین صلح است واصل اولیه بر تلاش در راه برقراری صلح وآرامش ورفع تشنج است از این روبه پیامبر دستورمی دهد که اگر کفار تمایل به صلح پیدا کردند تو نیز از آن استقبال نما
"وإن جنحوا للسلم فاجنح لها"
ودر جای دیگر دعوت به پیشگامی جامعه اسلامی به صلح وفراخوانی به اشتراکات
شده است
يا اهل الكتاب تعالوا الی کلمه سواء بيننا و بينكم
حتی اگر ادعای دشمن در تعامل وصلح مورد شک هم باشد نباید از سوی جامعه اسلامی مورد رد واقع شود ما موظف به وظیفه شرعی هستیم نه تبعیت از احساسات وخواست قلبی خود ، بدترین دشمن صدر اسلام ابوسفیان بود که حدود بیست سال با پیامبر دشمنی ومبارزه کرد وقتی هم که اسلام آورد پیامبر ،اسلام او را قبول کرد وجان ومالش محفوظ ماند چون پیامبر موظف به انجام وظیفه الهی بود وبه هیچ وجه احساسات و غضب وخشم خود را اعمال نکرد الان ما دائم گذشته ها را پیش می کشیم که آمریکا در طول این سی سال فلان وبهمان کرده خوب با این سیاستها نتیجه این می شود که سی سال دیگر هم همین ماجراها تکرار شود وضعیت ما بدتر از ژاپن نیست که آمریکا در قضیه هیروشیما صدها هزار انسان را قتل عام کرد وچند سال بعد هم گذشته ها را فراموش کردند وروابط خود را بر قرار نمودند ما الان بعدازحدود 60 سال هنوز مسئله کودتای نظامی آمریکا در ایران وبعد از بیست واندی سال هنوز ماجرای سقوط هواپیمای مسافربری را پیش می کشیم در حالی که آمریکا بعد از این جریان خسارت مالی این واقعه را پرداخت نمود از طرفی دیگر مدتی بعد از جنگ هشت ساله زود همه چیز را فراموش کردیم وبه عادی سازی روابط با حکومت عراق رو آوردیم حکومتی که باعث کشتار وبی خانمانی دهها هزار انسان بی گناه این مملکت بوده خوب اگر آن جنایت است این هم جنایت است چرا یکی را فراموش کرده وروی دیگری دائم انگشت می گذارید ؟
بنابراین در شرایط حاضر که آمریکا خود پیشقدم در رابطه می شود وغرور خود را زیر پا می گذارد باید جایگاهی از گفتگو وتعامل درسیاست خارجی ما در این باب باز شود وگرنه دشمن نیاز جدی وحیاتی به رابطه با ما ندارد که همیشه در خواست خود را تکرار کند
در صورتی که همین به اصطلاح دشمن بعد از رد پیشنهاد صلح به دشمنی خود باز گردد هرضرری که از این مسئله عاید جامعه شود مقصر ، خود ما هستیم
نمونه اش اینکه
بعد از در خواست اوباما مبنی بر رابطه با ایران ،جواب خشک و دلسرد کننده مقامات
ایرانی باعث شد که بار دیگر تحریمهای ایران تمدید شود همین آقای اوباما که چند بار
پیام صلح به ملت ایران داد وچند نامه به رهبر ایران نوشت و در یافت جایزه صلح نوبل
او بی تاثیر از این مسئله نبودوقتی با شعارمستمر مرگ بر آمریکا مواجه شد ودر مقابل
خود چیزی جز مواضع خشک وخصمانه افراطیون ایران را ندید کار به جایی کشید که چندی
بعد از مسئله بر اندازی وتغییر نظام ایران سخن گفت
از طرفی بحث آزاد سازی دارایی های بلوکه شده ایران را دلیلی برای عدم رابطه خود با آمریکا مطرح می کنند در حالی که این دارایی ها از غرامت جنگی ما در جنگ که بالاتر نیست عراق هنوز حاضر به پرداخت غرامت به ایران نشده پس نباید دلیلی برای رابطه سیاسی امروز ما با عراق وجود داشته باشد !
3-نقاط
ضعف ووجود بعضی ایرادات در دستگاه سیاسی آمریکا قابل انکار نیست ولی حکومت جمهوری
اسلامی نیز در چشم ملت خود وجهانیان قدیس وعاری از عیب وخلل نیست آنگونه که بتوان
تقابل این دو جبهه را تقابل حق وباطل وخیر وشر نامید علاوه بر این دشمنی آمریکا
با ایران همیشه یک دشمنی ابتدایی نبوده بلکه گاه دشمنی حاصل از دشمنی ما بوده تا
جایی که بعضی اوقات خصومت وتحریک از طرف ما بیشتر بوده تا از طرف آنها به عنوان مثال حمله به سفارت یک کشور خلاف قوانین بین
المللی است در صورت محرز شدن جرم اتباع سیاسی وکنسولگری یک کشور بیگانه از طریق حکم
دادگاه یا اولتیماتوم برای ترک کشور اقدام می شود نه حمله کردن به گروگان گرفتن و
نام آن را انقلاب دوم گذاشتن
علاوه بر این مسئله اگر امام، زمانی گفته که ما
حتی یک لحظه با آمریکا کوتاه نخواهیم آمد این مشروط به عدم کوتاه آمدن آمریکا در
مقابل ماست ما اصلا در اسلام چنین شعاری نداریم که یک قومیت یا کشور موضوعیت داشته
باشد { به قول آیت الله لاریجانی عدم رابطه ما با آمریکا منع ذاتی ندارد }آنچه
موضوعیت دارد آمریکا نیست بلکه سیاست اسلام است پس این سیاست که ما حتی برای یک
لحظه در مقابل آمریکا کوتاه نمی آییم اگر ناظر بر تمام زمانها وتمام شرایط باشد
حرفی خلاف حرف اسلام است ولو گوینده آن امام باشد
4- کشتار صدها هزار انسان در طول جنگ که آقای
خامنه ای آن را مطرح می کند به دست آمریکا صورت نگرفته واینکه آمریکا حامی دولت
عراق بوده نمی توان این جنگ را به او نسبت داد اگر این گونه است الان باید با
انگلیس وآلمان وروسیه وفرانسه وکویت و... هم قطع رابطه کنیم زیرا همه اینها حامی
عراق در طول جنگ علیه ایران بوده اند علاوه براین باید با عراق نیز قطع رابطه کرد
چرا که آنها به طور مستقیم دخیل در جنایت علیه ایران بوده اند اگر حامی مستحق قطع
رابطه است فاعل به نحو اولی مستحق است
5- اصرار بر مواضع خشک و قدیمی و بدون استدلال لازم تداعی بیماری بدبینی وغروروکینه را در ذهن دیگران می کند حکومت اگر نمی تواند گذشته های بین
ایران وآمریکا را فراموش کند مشکل شخصی خودشان است
حاکمیت می تواند نظریه شخصی خود را
بگوید ولی این اجازه را ندارد که از طرف ملت ایران با رهبران آمریکاحرف بزند کدام
سرشماری نشان داده که اکثریت ملت با رابطه با آمریکا مخالفند؟
اگر قرار باشد همیشه جو بدبینی حاکم
واصل در سیاست خارجی باشد هیچگاه جامعه ماروی صلح وثبات را نخواهد دید
پیامهای متقابل اوباما ورهبر ایران امتحانی بود که تواضع وصلح دوستی اوباما وتشنج
طلبی وغرور رهبران ایران را به رخ دنیا کشید
متاسفانه حاکمیت بیشتر مروج فرهنگ
تعصب وشعار است تا عقلانیت ، حاکمیت ایران نماد تعصب خشک واسلام غیر منعطف وبی روح
است
بعضی تفسیرها نیز کاملا از موضع بدبینی بلند می شود بعد از پیام نوروزی اوباما بعضی آمدندمطرح کردند که هدف وی ایجاد تفزقه در میان جامعه ایران بوده واز این گونه حرفها ، بحث اینست که برای چنین تحلیل هایی هیچ دلیل یقینی وجود ندارد اینها صرف نظریه پردازی است واز موضع بدبینی ناشی می شود واین یک بیماری سیاسی است
یا شما مثلا در همین صدا وسیما ببینید یک بار نمی شود در تفسیرهای سیاسی خبری یک تحلیل بی طرفانه در مورد مسائل مربوط به آمریکا انجام شود نه مسائل مربوط به جریانات فی ما بین ایران وآمریکا بلکه حتی در مورد مسائل داخلی این کشور مثل بحران اقتصادی وروابط بین آمریکا ودیگر کشورها نیز همین گونه است مثلا در جریان دیدار وزرای امور خارجه دو کشور آمریکا وروسیه که به هدف بهبود مناسبات دو کشور صورت گرفت یک تحلیلی شبکه خبری ایران در این مورد ارائه کرد که واقعا خود من از این بحث مشمئز شدم یا در مورد مسائل اقتصادی آمریکا هر حرفی که اوباما در این مدت می زد شبکه خبری ایران تحلیل تحقیر آمیز وبد بینانه در این مورد ارائه می کرد خوب اینها از موضع عقده ودشمن پروری وبیماری است ونشان می دهد که صدا وسیما در ایران در خدمت ملت نیست بلکه ابزار دست گروهی خاص برای تبلیغ وتبییین سلیقه وخواسته های خاص است
6-- مسئولین ایران توقعشان از آمریکا توقعی زیاده خواهانه است ما نباید انتظار این را داشته باشیم که آمریکا به خاطررابطه با ایران توبه نصوح کرده وتمام مواضع خود را یک شبه تغییر دهد بعضی از تغییرات مواضع بعد از گفتگو ومذاکره حاصل می شود فراموش نکنید که عدم اعتماد دو طرفه است ونباید این حق را به خود بدهیم که ما هیچ اعتمادی به آمریکا نداشته باشیم ودر عوض آمریکا ییها باید صد در صد به ما اعتماد کنند همین که آمریکا از غرور خود پایین آمده ومذاکره بی قید وشرط همراه با احترام مقابل را مطرح نموده کافی است آمریکا اگربه خاطر ارتباط با ایران فقط در ده درصد مواضع خود نسبت به ماتغییر ایجاد کند همین کفایت می کند باید در نظر داشت پیشنهاد مذاکره ورابطه با ایران از سوی کاخ سفید نه به خاطر نیاز آمریکا به ایران بلکه به خاطر نقش وجایگاه مهم ایران در منطقه و تمایل به تغییر فضای کهنه بر خورد وتشنج است
حداقل این رابطه آن است که تحریمها بر داشته می شود همین هم غنیمت است ولی دیگر نباید این انتظاراین را داشت که امریکاییها همه سیاستهای خود را فدای رابطه با ایران کنند فراموش نکنیم که ما متصدی امور افغانستان وعراق نیستیم که حضور آمریکا را در عراق وافغانستان مانع از ایجاد رابطه بدانیم این مردم خود افغانستان وعراقند که باید در مورد سرنوشت خود تصمیم بگیرند
7- به جرات می توان گفت رویه استکباری وغرور در سیاست های ما بیشتر نمود دارد تا آمریکا وشعار مرگ بر استکبار دیگر یک شعار مضحک شده است که فقط خریدار آن داخلی هایند هیچ کشوری دیگر امروز از این شعار حمایت نمی کند چرا که دنیا آن قدر خواب نیست که نتواندمصداق متواضع ومغرور را تشخیص دهد واعطای جایزه صلح نوبل به اوباما در راستای همین تواضع او وفهم دقیق جهان از این مسئله است چندی پیش در روز 13 آبان دیدم آقایی در تلویزیون درعلت عدم رابطه ما با آمریکا به آیه" ان العزه لله وللمومنین" استناد می کند گویا اینکه اولا خیلی به خود مطمئنیم که ما جزو مومنین هستیم نه مسلمین ثانیا مگر هر کس که مومن است باید برای نشان دادن عزتش در بدر به دنبال یک دشمن بگردد و او را منکوب وتحقیر کند تا ثابت شود که عزت مال اوست ؟
در نهایت آنچه به نظر می آبد این است که تمام موانعی که ایران برای رابطه با آمریکا مطرح می کند بهانه است مهم این است که استمرارحیات و قدرت حاکمیت در گرو وجود یک دشمن است حتی عادت شده هر جا هر اتفاقی می افتد بلافاصله آن را به آمریکا واسراییل نسبت دهند وآنها را حامی سیاسی واسپانسرتروریست ها معرفی کنند همین چند روز قبل بعد از انفجاربمب در یکی از مساجد زاهدان که منجر به کشته وزخمی شدن عده ای شد خطیب نماز جمعه تهران بدون وجود هر گونه مستندی آمریکا واسراییل را عوامل این انفجار معرفی کرد در حالی که خود آمریکا این حمله را وهمچنین انفجار دوم زاهدان که عده ای از فرماندهان سپاه به شهادت رسیند را محکوم کرد یا همین چندی پیش رهبر ایران در جریان در گیریهای نظامی مرزی ایران وعراق ،آمریکا راحامی گروههای تروریستی معرفی نمود در حالی که آمریکا بعد از این اظهارات هر گونه نقش آفرینی ومداخله در تشنجات مرزی را رد کرد تنها در قضیه تروریسم نیست هر دردی که در جامعه داریم به آمریکا ربطش می دهیم مشکل فرهنگی پیدا می کنیم می گوییم اینها از دسیسه ها ونقشه های آمریکاست بدعتها باب می شود می گوییم کار آمریکاست گویا اینکه نقش حکومت ومردم در بحران های فرهنگی وفکری صفر مطلق است
اما در قضیه فلسطین:
یکی از دلایل بارز حمایت مفرط آمریکا از اسراییل ریشه در شعارقدیمی ایران یعنی مسئله محو اسراییل دارد واینکه ما بارها در قضیه فلسطین ولبنان کاسه داغتر از آش بوده ایم ما از شعار محو اسراییل باید دست برداریم وبیش از این غرب واسراییل را علیه مسلمانان بی دفاع تهییج نکنیم چون ضرر این کار فقط متوجه فلسطینیان است هر چه باشد نظام اسراییل از سوی جامعه بین الملل یک نظام رسمی است
به جای شعار محو اسراییل باید راهکاری برای یک صلح پایدار در این سرزمین ارائه دهیم که این راهکار جز درسایه نزدیک شدن به آمریکا حاصل نمی شود از آنجا که مهار اسراییل به دست آمریکاست تنها از راه گفتگو با آمریکاست که می توان قضیه فلسطین را فیصله داد والا لجبازی ودشمنی ما آنها را متحدتر کرده وبیشتر در کنار هم قرار می دهد
نکته:
طرح مذاکره بی قید وشرط از سوی آمریکا به معنی این است که ایالات متحده نسبت به حل اختلافات اساسی یا حد اقل فرو کش کردن نسبی التهابات فی ما بین بسیار خوش بین می باشد این اختلافات اساسی عبارتند از مسئله نقض حقوق بشر که بارها از سوی آمریکا وبعضی دول غرب بیان شده است 2- مسئله حمایت از تروریسم 3-مسئله صلح خاور میانه 4- مسئله هسته ای ایران
در موضوع نقض حقوق بشر، ایران بارها با لحن تند ومسخره آمیز ادعای غرب را رد نموده وآمریکا را فاقد صلاحیت این مسئله دانسته که از حقوق بشر صحبت نماید ولی هر چه باشد مسئله عدم صلاحیت آمریکا با اینکه آیا واقعا در ایران حقوق بشر نقض می شود یا نه دو چیز است خارج از دعواها وغرضهای سیاسی باید عرض کرد درست است که در بعضی جهات معیارهای اسلامی ما ایجاب قوانینی کاملا متفاوت با غرب را می کند که کوتاه آمدن از آن به هیچ صحیح نیست هر چند که در نظر غرب نقض حقوق بشر محسوب شود اما در بعضی موارد از جمله مسئله آزادی بیان وبعضی مسائل جزایی خود ما معتقدیم که ایران نه بر طبق قانون بین الملل عمل نموده ونه قانون اسلام
اما در مسئله حمایت از تروریسم به نظر می آید ما اختلافی با غرب از جهت مصادیق نداریم لکن مسلم است در دعوا ونزاع همیشه واژه ها وعنوانها معنی عوض می کنند وقتی کسی بخواهد دیگری را متهم نماید اگر نقطه ضعفی در اوپیدا نکند سعی می کند هرگونه عمل واندیشه وجیه او را با انگهای نادرست گناه وعیب جلوه دهد این تغییر واژه ها در فضای دعوا ولجاجت امری عادی است شما ببینید حتی در پیام دوستانه اوباما به ایران باز لفظ مبهمی از تروریسم آمده این به خاطر آن است که هنوز دشمنی ها ولجاجت های دو طرفه به سرانجام نرسیده ودر عین ابراز دوستی دو طرف سعی می کنند حربه ای برای توجیه دشمنی های گذشته خود در دست د اشته باشند والا معنی ندارد که اگر ایران از نظر آمریکا حامی تروریسم باشد آمریکا برای دوستی با او پیشقدم شده ودست دراز کند لذا این ادبیات ،ادبیات توهین نیست بلکه رویه عادی درمنطق دوستی ودفاع است اگر شما با کسی دعوا ونزاع وقهر بکنید وقتی که می خواهید دوباره با او آشتی نمایید در عین ابراز دوستی سعی می کنید تقصیر را از گردن خود بر دارید وبه او بگویید که همه اینها تقصیر خودت بود دکترین سیاسی نیز از این رویه بر کنار نیست وقتی اوباما از یک سو خواهان دوستی است واز سوی دیگر این الفاظ را به کار می برد نشانه آن است که الفاظ او سطحی ورویه ای است وچندان نباید خود را در گیر این پارادکس ها کنیم علاوه بر اینکه لفظ تروریسم در کلام اوباما صریح درمعنای غیر واقع نیست
با توجه به محتوای پیام اوباما دستیابی ایران به فن آوری هسته ای به رسمیت شناخته شده بنابراین مسائل حاشیه ای این مسئله قطعا در گفتگوونزدیک شدن به یکدیگر قابل حل است مسلم است که قضیه هسته ای تبدیل به مسئله سیاسی شده است لکن با فروکش کردن تشنجات کلی ،مسئله هسته ای نیز از حیطه سیاسی خارج خواهد شد
آیا آمریکا مداخله جوست؟
در جریان راهپیمایی های 23 تا 26 خرداد هشتاد وهشت که بزرگترین راهپیمایی ضد دولتی بعد از انقلاب بود ودر طی آن عده ای نیز کشته ومجروح شدند رئیس جمهورآمریکا مواضعی اتخاذ کرد به گفته های او توجه کنید :
ما نگران گسترش خشونت ها در ایران است.
ما نمی خواهیم که آمریکا به یک "توپ فوتبال سیاسی" در بحران پس از انتخابات ایران بدل شود.
رییس جمهوری امریکا افزود که نمی خواهد هیچ ابهامی باقی بگذارد که "این به عهده ایرانی هاست که درباره اینکه چه کسانی را به عنوان رهبران خود می خواهند تصمیم بگیرند."
وی گفت: "ما به حق حاکمیت ملی ایرانیان احترام می گذاریم و می خواهیم از این مساله پرهیز کنیم که آمریکا به مساله ای در داخل ایران بدل شود" و افزود که در گذشته آمریکا یک "توپ فوتبال سیاسی" در عالم سیاست در داخل ایران بوده است.
اوباما همچنین نسبت به خشونت های روی داده در تهران که تصاویر آن از تلویزیون های بین المللی پخش می شود عمیقا ابراز نگرانی کرد.
وی گفت: "من فکر می کنم که فرایند دموکراتیک، آزادی بیان، حق بیان مخالفت به صورتی مسالمت آمیز برای مردم، تمامی اینها ارزش های جهانی است و لازم است به آنها احترام گذاشته شود."
پیش از این " ایان کلی " ، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، گفته بود که آمریکا در مورد گزارش های مرتبط با انتخابات ایران و همچنین بازداشت های افراد معترض عمیقا نگران است.
وزارت امور خارجه آمریکا در عین حال تاکید کرد که سیاست آمریکا برای مذاکره مستقیم با دولت آتی ایران تغییر نکرده است.
به گفته سخنگوی این وزارتخانه، تصمیم آمریکا برای مذاکره رو در رو با ایران در مورد برنامه اتمی این کشور بر اساس منافع ملی آمریکا انجام خواهد شد.
آمریکا همچنین می گوید در حال مشورت با متحدان خود در مورد اوضاع ایران است و تحولات این کشور را از نزدیک زیر نظر دارد.
کاخ سفید نیزر ضمن تاکید بر احترام به حاکمیت ملی ایران، تاکید کرده است که از معترضین ایرانی در مقابل دولت این کشور حمایت نمی کند.
رابرت گیبز، سخنگوی کاخ سفید گفت، باراک اوباما معتقد است که معترضین در ایران باید از این حق جهانی برخوردار باشد که بتوانند بدون هراس از صدمه دیدن راهپیمایی خود را انجام دهند.
او در عین حال درخواست برخی سیاستمدارن جمهوریخواه در کنگره برای حمایت علنی آمریکا از مردم معترض در ایران را رد کرد.
سخنگوی کاخ سفید گفت، آمریکا به حاکمیت ملی ایران احترام می گذارد.
اریک کنتر، از اعضای ارشد حزب جمهوریخواه در مجلس نمایندگان آمریکا، ضمن محکوم کردن خشونت ها علیه مردم معترض در ایران، حمایت آمریکا از آن ها را وظیفه اخلاقی کشورش دانسته است.
واشنگتن پست می نويسد پرزيدنت اوباما و مشاورانش سعی ميکنند با واکنش هائی کاملا سنجيده در مورد اعتراض ها به دولت تهران اين بهانه را ندهند که تظاهرکنندگان را طرفداران آمريکا جلوه دهد. با اينحال خبرگزاری دولتی ايران ميگويد وزارت امورخارجه ديروزسفيرسويس را، که حافظ منافع آمريکا در ايران است، احضار کرد تا به اظهارنظرهای مقامات آمريکائی، که مداخله گرانه توصيف شده است، اعتراض کند
جواب آقای خامنه ای به مقامات آمریکا:
آنچه در اين ميان از همه زشت تر بود دلسوزي مقامات امريكايي
براي حقوق بشر و ادعاي سخت گيري بر مردم ايران بود اما كساني كه در افغانستان و
عراق آن جنايات را به وجود آورده اند و از رژيم ظالم صهيونيستي حمايت مادي و سياسي
مي كنند، چگونه دم از حقوق انسان مي زنند؟
حضرت آيت الله خامنه اي با يادآوري اقدام دولت دموكرات كلينتون در قتل عام بيش از
هشتاد نفر از وابستگان فرقه داوديان افزود: شما كه بيش از هشتاد زن، مرد و كودك
را زنده زنده در آتش سوزانديد، اصولاً حقوق بشر را مي فهميد؟
وی با تأكيد بر اينكه جمهوري اسلامي ايران پرچمدار حقوق انسان و دفاع از مظلومان
است و نيازي به نصيحت غربي ها ندارد، خاطرنشان كردند: مسئولان و سياستمداران
اروپايي و امريكايي قدري شرم و حيا كنند و از اين كارها دست بردارند
تحلیل:
دو اشکال در این موضع رهبری مطرح است اولا: همان گونه که شما وصدا وسیمای شما در قبال ملتهای دیگر وتضییع حقوق بشر دل می سوزانید وبه خود حق اظهار نظر در مسائل داخلی دیگران را می دهید متقابلا این حق برای آنها نیز ثابت است تا آنچه را که طبق قوانین بین المللی نقض حقوق بشر می دانند یاد آور شوندواین از باب تذکر است نه دخالت
ثانیا: اینکه آمریکا صلاحیت حرف زدن از حقوق بشر را ندارد لازمه اش این نیست که پس در ایران هیچ حقوق بشری نقض نشده ونمی شود
اکثریت ایرانیان موافق رابطه اند:
نتیجه 2 نظر سنجی در سال 88 یکی توسط کیهان (روزنامه راست گرا)ودیگری توسط سایت عصر ایران نشان می دهد که حدود 60 در صد ایرانیان موافق رابطه هستند
دموکراسی معنایی جز این ندارد که انچه اکثریت بگویند همان باید ملاک باشد بر خلاف اسلامیت که احکام شریعت ارتباطی به رای ونظر مردم ندارد در امور سیاسی وآنچه مربوط به مردم می شود رای خود آنها ملاک است مگر آنکه حکومت بتواند دلایل موجهی ارائه دهد که این اکثریت توجیه شده واز رای خود باز گردند وگرنه اعمال رای شخصی بر خواست اکثریت در آنچه مربوط به خود مردم وحق آنهاست دیکتاتوری آشکار محسوب می شود
(نقل وبر داشت فقط با ذکر منبع)
- رابطه با آمریکا


