ahmaad1353@gmail.com
آرشیو
آرشیو موضوعی
بررسی مسئله لعن
آفات سیاسی در نظام ...
حکم نماز قضای جمعی ...
ولایت فقیه
دانستنیهایی از جن
جایگاه اجتماعی زن در اسلام
معارفی از عاشورا
راهنمای تدریس پرورشی
تفسیر سوره عصر
حقیقت دعا
اثبات وجود خدا
بررسی مصداق شرعی قصد
حجاب وعفت
حکم استفاده از ماهواره
حوزه ومسئله معادل
حکم نماز وروزه در قطب وفضا
حکم شرعی سرقتهای اینترنتی
مفهوم عدالت در فقه امامی
نقدوجوب نماز وروزه پدربرفرزند
اسلام ومجازات اعدام
الهی نامه
شوخی وطنز در اسلام
یاد داشتهای روزانه
تبادل لینک
سروده های شخصی
رابطه با آمریکا
حقیقت عشق
ازدواج موقت
پاسخ به شبهات رضا فاضلی
جایگاه اصلاح طلبی در اسلام
حکم ریش تراشیدن
پیرامون مهدویت
پیوندها
همسریابی
همسریابی (2)
نوش ونیش (طنز)
زندگانی
ثبت نام ازدواج موقت
شوک
بهترین لینکهای ایرانی وخارجی
دانلود فیلم رایگان
آخرین اخبار سیاسی
حال وهوای حلال
جستجو گر فارسی دهیو
ازدواج موقت
طراحی وب سایت
قالبهای رایگان وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم
جایگاه درس پرورشی:
در
کلاس پرورشی معلم در دو بعد مسائل اعتقادی وعملی به نحو بازتر -عملی تر
وعمیق تر به ترسیم وتبیین دین می پردازد در واقع پرورشی در سنینی
که سن حیاتی در پرورش دین واعتقاد دانش آموز حساب می شود به کمک دروس
دینی می آید و به آن شاخ وبرگ و مفهوم ملموس تر وجهت دارترمی دهدپرورشی
نسبت به درس قرآن ودینی درسی آزاد وبازحساب می شود ومعلم علاوه بر
آنکه خود آنچه را که مقتضای سن ونیاز دانش آموزیا خلا وکمبود دینی جامعه
است بیان می کند به سوالات موجود
در ذهن دانش آموز نیز توجه خاص دارد و
به آنها پاسخ داده و محرک آنان در جهت ایجاد پرسش ونگاه متفکرانه به
دین می شود امروز ما هر چه در زمینه دین کار کنیم باز کم است زیراغفلت ها
- تکثرات فکری وجاذبه ها ی بیرونی زود انسان را به
وادی فراموشی وسستی سوق می دهد .بنابراین یک مربی پرورشی واقعا اگر بخواهد
کار کند بسیار فضا ی کار کردن هست وخلا ونیاز بسیار عمیق است
محتوا وموضوعات مورد تدریس بر اساس نیاز وتوجه به رده سنی انتخاب می شوند
البته اختلاف سن تکلیف بین دختران و پسران ایجاب دیر تر یا زودتر بیان
کردن برخی مسائل واحکام را دارد که بعدا بیان خواهد شد درفضای تربیت
وآموزش دینی هر سنی اقتضای یک نوع تربیت ویک نوع تعلیم را دارد در مقطع
ابتدایی وسنین پایین این آموزش بیشتر مربوط به اصول دین می شود ودر رده
راهنمایی بیشتر به بحث احکام . اول باید فکر را الهی کرد بعد عمل را اول
ایمان وبعد عمل صالح زیرا نقش اعتقادات واصول دین مانند ستون و سازه
زیرین یک ساختمان است که بدون تقویت آن ساختمان هر لحظه در معرض ریزش
خواهد بود وقتی که فرد خدا را درست نشناخته وحقیقت معاد را آن گونه که
باید نفهمیده مسلما نماز وروزه واعمال عبادی دیگرش نیز از استحکام کافی
بر خوردار نخواهد بود پس دو مرحله داریم 1- ایمان واعتقاد 2- عمل ومجاهدت
در راه اعتقاد {انما الحیوه عقیده وجهاد} بعد عملی نیز به دو بخش عبادی
واخلاقی تقسیم می شود بعد عبادی نیز اعم از رابطه مستقیم یا غیر مسقیم
انسان با خداست فرق اصول وفروع دین این است که اصول اعتقادی وفروع عملی اند ونیز اصول اجتهادی ورسیدنی اند ولی فروع دین تقلیدی اند
بعد ایمانی همان اصول دین وشعوب آنند که اعتقادی اند وبعد عملی ، واجبات وفضائل و ترک محرمات ورذائلند
ایمان وعمل هر دو رکنند نه ادعای بدون عمل ونه عمل بدون ایمان هیچ یک به تنهایی انسان را به هدف غایی نمی رساند امیر مومنان می فرمایند" الداعی بلا عمل کالرامی بلا ونر" ادعا کننده بدون عمل مانند تیر انداز بدون کمان است .در واقع عمل سکوی پرتاب ایمان به سوی هدف است امروز نسل وجامعه ما بیش از آنکه جامعه عمل باشد جامعه ادعاست کسی را به صرف شیعه بودن به بهشت نمی برند وکسی را هم به صرف مسیحی یا یهودی بودن به جهنم نمی برند این عمل صالح وتقوی است که به ایمان رنگ وبو ومفهوم وارزش واقعی می دهد نوع اعتقاد و جهان بینی و درجه ایمان انسان به آن اعتقاد وباور تعیین کننده نوع ودرجه عمل انسان است ایمان مانند درخت وعمل به مثابه ثمر آن است پس در وهله اُولی واَولی باید روی ایمان وجهان بینی واندیشه متعلم سرمایه گذاشت "ای برادرتو همه اندیشه ای / ما بقی خود استخوان وریشه ای "هر چه این درخت اندیشه بهتر پرورش یابد وآب و کود و آفتاب و خاک آن را مناسبتر کنیم ثمر بهتری به دست می آید
کار
دینی
دو مرحله دارد اول مرحله تعلیم است در این مرحله ضروریات دین وآنچه فرد
به عنوان یک مسلمان باید بداند به او تعلیم داده می شود تا زمانی که جهان
بینی فرد یک جهان بینی دینی گردد وبقیه کار را به خود او می سپاریم چون
زمانی که فرد، شوق وعرق دینی پیدا کند بقیه
راه را خود می رود ودر آنچه باید، مطالعه می کند مرحله دوم مرحله یاد آوری
وامر به معروف ونهی از منکر است در این مرحله که مربوط به سنین بالاتر می
شود فرد اکثر آنچه را که لازم است به عنوان یک مسلمان از دین خود
بداند
آموخته لکن همین آموخته ها تا زمانی که تذکر ویاد آوری وامر ونهی در
کار نباشد رنگ عملی خود را کم کم از دست می دهند پس دو مرحله داریم 1-
تعلیم2-
تذکر ویاد آوری . متاسفانه در جامعه ما نه تعلیم دینی تعلیم درست وعمیقی
است ونه امر به معروف ونهی از منکرچندان رونق ونمود دارد نتیجه چنین خلا
وکمبودی انحراف اخلاقی وناپایداری اعتقادات وحاکمیت بدعت وهواهای نفسانی
به جای دیانت وعقلانیت است اگر انسانها در بچگی تربیت دینی نشوند در
بزرگسالی برای شروع دیر است وبازده آن خیلی کمتر است تربیت دینی بچگی در
روح انسان ملکه می شود فساد اخلاقی بسیاری از بزرگسالان ریشه در عدم تربیت
وآموزش دینی صحیح ومنطقی آنها در کودکی ونوجوانی دارد
نکته: فلسفه اصلی نزول قرآن نیز دو چیز است 1-تعلیم 2- تذکر (امر به معروف ونهی از منکر)عمده وظیفه تعلیم را خداوند خود بر عهده گرفته وعمده نقش تذکر ویاد آوری را بر عهده پیامبر گذاشته شده است(فذکر انما انت مذکر)
اتمام حجت:
خداچنان
حجت بیرونی ودرونی را بر ما تمام کرده که دیگر هیچ عذری بر ندانستن و عمل
نکردن نداریم ما دو حجت داریم 1- حجت باطنی ودرونی 2- حجت ظاهری وبیرونی . حجت درونی همان عقل
است که در تعریف آن گفته اند" العقل ما یعبد به
الرحمن ویکتسب به الجنان" عقل آن است که خدا به وسیله آن اطاعت می شود
وبهشت به دست می آید حجت بیرونی نیز دو نوع است یکی قرآن که حجت بیانی است ودیگری وجود مقدس پیامبر وائمه اطهار که حجت عملی اند
تعلیم وتزکیه:
ما دو بحث در حوزه دین داریم یکی بحث تعلیم ودیگری تزکیه هر دو شرط کمال انسان است هدف از رسالت ونبوت هم همین دو بعد تعلیم وتزکیه است" لیزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمه" تزکیه به دست خود شخص است اما در حوزه علم تعلم وتعلیم با همند در آیه شریفه، تزکیه قبل از تعلیم آمده یعنی اینکه تزکیه مهم تر از تعلیم است لکن باید توجه داشت که مقدمه تزکیه تعلیم وتعلم است زیرا علم ودانایی هم انگیزه انسان را برای تزکیه بالاتر می برد وهم مانع از انحراف مسیر تهذیب شده و آن را هدایت می کند زیرا هر تهذیبی تهذیب توام با شعور وفهم نیست
نکته
:
ما در آیه شریفه دو کلمه به نام کتاب وحکمت داریم بین این دو فرق است آنچه
به نظر می رسد منظور از کتاب همان حقایق عام دین است ومنظور از حکمت ،
فلسفه وادله وحقیقت کنهی مسائل است ،
در واقع ما در بعد ادراک چهار مقوله داریم 1- علم2- حکمت3 - عقل 4- عرفان
علم به ادراکات اکتسابی گفته می شود وحکمت ، پیوند وراز بین آموخته هاست در واقع همان قوه تحلیلی است که حاصل تفکر وتعمق انسان در آموزه های علمی است ( در این آیه ،حکمت امر تعلیمی واکتسابی معرفی شده است ولی در آیه " ومن اوت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا" حکمت امری الهامی ولدنی بیان شده دلیل چیست ؟ جواب: منظور از حکمت در اینجا فلسفه وکنه وعلل احکام وآموخته های اکتسابی است که به مردم تعلیم داده می شود( ولی حقیقت اصلی آنها رسیدنی است نه شنیدنی ) ولی در آیه بعد از حکمت رسیدنی سخن می گوید فلسفه ها و علل واسرار در صورتی رسیدنی اند که یا با تفکر حاصل شوند ویا با الهام البته در همان تفکر نیز مقدمه ساز ماییم لکن این خداست که ما را به نتیجه وکشف نهایی نائل می کند ) عقل: به فهم باطنی در درک خیر وشر ونیک وبد درمسائل عملی بین انسان وخدا ونیز فهم ارتباط احسن بین انسان وجامعه گفته می شود عرفان: علمی است که نتیجه سیر وسلوک است وبه درک حقایق ماورا وملکوتی گفته می شود ومربوط به رابطه معرفتی وتوحیدی بین انسان وخداهم در صفات ذات وهم در صفات فعل است که رابطه عملی را نیز تحت تاثیر خود قرار داده وبه سوی ارتباط احسن پیش می برد (البته گاه به حکمت نیز عرفان اطلاق می شود یعنی عرفان را اعم از حکمت وسیر وسلوک توحیدی می گیرند در این صورت توحید بخش مهم ونهایی عرفان در این معنای عام است )علم پایین ترین مرتبه وعقل وحکمت در مرتبه دوم وعرفان عالی ترین مرتبه را داراست تقویت ورشد هر یک به تقویت ورشد دیگری کمک می کند . علم، اکتسابی- عقل، تجربی -حکمت ،تعمقی وعرفان لدنی وتفویضی است وفقط به کسانی که اهلیت وظرفیت آن را داشته باشند داده می شود.
واما
تزکیه فرع جهان بینی دینی است وقتی که ما دانش آموز را صاحب این جهان بینی
کردیم هم تعلیم وهم تزکیه راحت تر می شود اصلا خود او به دنبال مطالعه
دینش می رود
ونیاز نیست که همه چیز را ما به او بگوییم زمانی که فطرت دینی فرد
زنده شود بقیه راه ومسیر را به دست خودش می سپاریم نتیجه اینکه تعلیم
وتربیت دینی هم علت وپدید آورنده جهان بینی دینی است وهم نتیجه آن ، مثل
تقوا ی عملی که از سویی علت به وجود آورنده ملکه تقواست واز سویی همین
ملکه
تقوا نتیجه وفائده اش تقوای عملی بالاتر است تعلیم وتربیت دینی نیز نتیجه
اش
ایجاد جهان بینی دینی است واین جهان بینی شخص را به سوی تعلیم وتربیت
وتهذیب بالاتر از درون وامی دارد بنابراین تربیت دو قسم دارد 1- تعلیم
2- تزکیه . از لحاظ ترتیب ،رتبه علم مقدم واز لحاظ ارزش رتبه تزکیه
بالاتر است
بهترین سن برای تعلیم وتعلم دین وتزکیه نفس:
انسان تا زنده است وظیفه اش تعلم وتزکیه است ولی مستعد ترین وآماده ترین سن برای تعلیم وتعلم دین اواخر سن طفولیت واوایل سن نوجوانی است با توجه به تجارب چندین ساله ای که بنده در این باره دارم معتقدم بهترین سن برای پایه ریزی جهان بینی دینی وقالب بندی مذهبی بین 10 تا چهارده سالگی است منظور این نیست که فقط برای این سن برنامه ریزی دینی کرد بلکه منظور این است که این سنین بیشترین حجم برنامه ریزی وکار را می طلبد من قبلا دبیرستان بودم آنجا برای شروع کار دینی با مشکل زیاد مواجه بودم بعد مدتی به راهنمایی آمدم دیدم بچه های راهنمایی نسبت به درس پرورشی مسعدتر و گیراتر و پر توجه ترند در واقع مانند آهن ربایی اند که همه چیز را زود جذب می کنند باز می دیدم که در همین مقطع نیز کار دینی با کلاس اول راحت تر و پر شور از کلاس دوم وبا کلاس دوم بهتر از کلاس سوم است اگر در این سنین کار پرورش دین به طور جدی شروع نشود سنین بالا دیگر دیر است نه اینکه جواب نمی دهد بلکه خیلی سخت تر می شود روح بچه ها مانند آبی است که تا بچه اند به هر قالب دلخواه در می آیند ولی سن که بالاتر رود این آب منجمدتر می شود وبرای شروع دیگر باید آن راشکست همان گونه که در بحث علم، طفولیت ونوجوانی بهترین سن در اسلام معرفی شده در بحث پرورش دینی نیز همین گونه است پیامبر اسلام می فرمایند : العلم فی الصغر کالنقش فی الحجر والعلم فی الکبر کالنقش علی الماء- علم در کودکی مانند نقشی است که بر روی سنگ و در بزرگسالی مانند نقشی است که بر روی آب کشیده می شود
بنابراین بهترین سن تربیت دینی همان همان سن برتر برای علم آموزی است لکن
باید در نظر داشت که کار تهذیب نیز مانند تعلیم پله به پله وآهسته وپیوسته
است ومرارت وممارست نیاز دارد کسی که می خواهد وزنه بردار خوبی شود یک شبه
ممکن نیست بلکه باید سالها تمرین کند مهم این است که ما باید به صورت
مستمر این شوق وانگیزه را در درون شخص زنده نگه داریم
اما در زمینه تهذیب وتزکیه : این مهم دیگر به دست خود فرد است او زمانی که سرشار از اعتقاد وفهم وشعور دینی شد انگیزه اش برای تهذیب رو به رشد می گذارد بازمناسب ترین سن و بیشترین انگیزه برای تهذیب از اوان نوجوانی تا اوایل میان سالی است بعد از آن دیگر انسان آن انرژی وانگیزه اولیه را ندارد وهر چه دارد بیشتر از اندوخته زمان قبل است
دانش آموزان در این سنین گاه دل خوش به این می کنند که عمر هنوز طولانی است ممکن است همین گونه باشد ولی توفیق - فرصت - حوصله - انگیزه وتوان و انرژی همیشگی نیست کسی که در سن سی -چهل سالگی است به هیچ وجه شادابی وانگیزه علمی ومعنوی اش به اندازه یک نوجوان نیست یک اتومبیل صفر کیلومتر قابل مقایسه با اتومبیل 20 سال کار کرده نمی باشد اگر شخص در این سن به وظیفه خود عمل نکند مجبور خواهد شد در زمانی این وظیفه جبران کند که هم برایش سخت تر است وهم وظایف دیگر نیز به آن اضافه می شوند هر وظیفه ای باید در سن وموقع خودش انجام شود وگرنه انجام آن در خارج از وقت خود بیسار سخت وطاقت فرسا می شود از عوامل غم وغصه واندوه از دست دادن فرصت است یعنی کاری را که انسان می باید در وقت خود انجام بدهدو نداده است " اضاعه الفرصه غصه"
نکته:
تعلیم وتربیت برای بیدار کردن فطرت کسانی است که به مصداق" تعیها اذن
واعیه" استعداد وقابلیت رشد وهدایت را دارند امیرمومنان می فرمایند " طوبی
لقلب سلیم اطاع من یهدیه وتجنب من یردیه" خوشا به قلبهای سلیم وتسلیم پذیر
که چون به هدایت امر می شوند اطاعت وچون از زشتی نهی می شوند ترک می کنند
لکن افراد بسیار معدودی هم هستند که تعلیم وتربیت در وجود آنان اثر چندانی
ندارد ومصداق آیه قرآنند که " لهم قلوب لا یفقهون بها ولهم ابصار لا
یبصرون بها ولهم آذان لا یسمعون بها"
طفل تا 7 سالگی آزاد است:
این جمله یکی از معروف ترین قاعده های تربیتی و رشد در اسلام است منظور از این آزادی این نیست که در این سنین هیچ کاری برای پرورش وتعلیم انجام ندهیم بلکه منظور این است که در این پرورش هیچ اجبار و تعصبی نباید وجود داشته باشد در روایات برای چنین سنینی نیز آموزشها وتعالیم دینی چندی سفارش شده است مسلما روان کودک حوادث را در خود ثبت می کند درست است که عقل او فعال نیست وقدرت استنباط وتعقل ندارد اما حوادث ورویدادها ودیدنی ها وشنیدنی ها در روح اوثبت می شود ودر آینده در نوع شخصیت وتفکر او تاثیر می گذارد مثلا اینکه گفته شده زمانی که بچه به دنیا می آید در گوش راست او اذان ودر گوش چپش اقامه گفته شود حاکی از این است که این صوت وصدا وشنیدن در روح کودک ثبت وضبط شده ودر آینده اثر خود را نمایان می کند یا اینکه وقتی گفته شده زن وشوهر در هنگام معاشقه دور از چشم کودک باشند حاکی از این است که این دیدن تاثیر منفی خود را به خصوص در بلوغ زود رس جنسی کودک اعمال می کند
یکی از دستورات مهمی که در زمینه آموزش دینی برای اطفال بیان شده تعلیم جملات مهم واصولی است امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند: وقتی كودك به سن سه سالگی رسید، از او بخواهید كه هفت بار عبارت «لا اله الا الله» را بگوید. سپس، او را به حال خود وا گذارید تا به سن سه سال و هفت ماه و 20 روز برسد. در این هنگام، به او آموزش دهید كه هفت بار بگوید: «محمد رسول الله». سپس، تا چهار سالگی او را آزاد بگذارید. در آن هنگام، از وی بخواهید كه هفت مرتبه عبارت: صلی الله علیه و آله» را تكرار نماید. سپس تا پنج سالگی او را آزاد بگذارید. در این وقت، اگر كودك دست راست و چپ خود را تشخیص داد، او را در برابر قبله قرار دهید و سجده را به او بیاموزید، در سن شش سالگی، ركوع، سجده و دیگر اجزای نماز را به او آموزش دهید. وقتی هفت سال او تمام شد، به او بگویید كه دست و صورت خود را بشوید (در مورد وضو نیز بتدریج وضو گرفتن را بیاموزید). سپس، به او بگویید كه نماز بخواند. آنگاه كودك را به حال خود وا گذارید تا نه سال او تمام شود... در این هنگام، وضو گرفتن صحیح را به او بیاموزید و او را به نماز خواندن وادارید(چه دختر وچه پسر)
وجوب دو نوع است وجوبی که عقل بدان حکم می کند ووجوبی که شرع بدان دستور می دهد زمانی که کودک فهمید خدایی هست واو آفریده اوست ونعمتها همه از آن خداست عقل او به بندگی وعبادت حکم می کند ولی آن وجوبی که مربوط به سن تکلیف می شود وجوبی است فراگیر چه آنکه عقل بدان رسیده باشد وچه نرسیده باشد
تبیین وظیفه - وسیله وهدف:وظیفه :
وظایف ما در این دنیا پنج چیز است 1- معرفت وعبادت خدا 2- معرفت اهل بیت 3- تقوا (یعنی اطاعت از خدا واهل بیت )4 اخلاص (یعنی قرار دادن مسیر وحرکت در جهت خدا )5- خدمت به جامعه
آنچه غیر اینهاست تفریح وسرگرمی انسان است وجزو وظایف او به شمار نمی آید
مرحله
سوم که از آن به تقوی نام برده می شود خود مراتب دارد واضح ترین ولازم
ترین مرتبه آن انجام واجبات وترک محرمات است مرحله عمیق تر تلبس به فضائل
وترک رذائل است مرحله عمیق تر انجام مستحبات وترک مکروهات و مذمومات باز
مرحله عمیق تر ترک شبهات و برخی مباحات است ونوع درجه تقوای انسان به عمل
او به هر یک از این مراتب بستگی دارد البته به شرط آنکه در هر مرحله ،
مرحله قبل نیز مستحصل باشد مثلا اگر کسی بدون آنکه جای پایش در عمل به
واجبات وترک محرمات محکم شده باشد مستقیم به سراغ ترک مباح برود نمی توان
گفت که عالی ترین مرتبه تقوا را دارد در واقع او یک جاهل است که اهم ومهم
را خلط نموده است
وسیله:
بهترین وسیله ها عبارتند از 1- علم 2- عشق 3- تفکر
هدف:
هدف ما رسیدن به چهار اصل ارزشی است 1- تقوی وعصمت 2 - عشق توحیدی3- عرفان 4- عقل
کسی که به این چهار اصل برسد به همه لوازم آنها وفضیلتهای دیگر مثل یقین ورضا وتوکل واخلاص و صبرو حلم وادب و غیره ...نیز رسیده است
در
مسیر کمال دو مرحله اساسی وجود دارد یکی شناخت دقیق ودرست هدف ودوم شناخت
مسیر وجاده ای که به هدف شناخته شده منتهی شود . بعضی انسانها از اساس در
زندگی هدفی ندارند یا اگر دارند هدفشان غلط ونادرست است بعضی دیگر هدف را
درست شناخته اند اما مسیری را که برای رسیدن آن طی می کنند مسیری غلط است
وسر از جای دیگر در می آورند بدون آنکه خود متوجه باشند واین به خاطر عدم
وجود راهنمای صحیح در مسیر یا عدم تفکر وجستجوی کافی ولازم است بنابراین
با اجنهاد شخصی وبدون راهنما نمی توان در میان این همه جاده وپیچ وخم حرکت
کرد این راهنما چیزی جز قران وسنت نیست
قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن/ ظلمات است بترس از خطر گمراهی
قران وسنت مانند علائم راهنمایی ورانندگی ونموداراست که هم انسان را در طول جاده از خطر حفظ می کند وهم او را به سوی مقصد اصلی رهنمون ساخته واز بیراهه رفتن دور نگه می دارد وهمان گونه که در طول این مسیر انسان نیاز به استراحت و انرژی گرفتن دارد در طول مسیر کمال نیز خداوند مباحات ولذائذ حلالی را قرار داده تا خستگی بر انسان مستولی نشود و برای سرعت گرفتن دوباره شادابی وانرژی پیدا کند ولی به قول آقای قمشه ای خیلی ها این لذائذ را هدف پنداشته وبدان مشغول شده واز هدف باز مانده اند وفراموش نموده اند که از کجا می آمده وبه کجا می رفته اند
علم واجب علم دین است:
اسلام طلب علم را بر هر زن ومرد واجب شمرده است منظور از این علم، علم دین است درروایتی علم دین علم واجب وبقیه علوم فضیلت معرفی شده اند در واقع کسب علم دین، واجب عینی وکسب بقیه علوم که مفید و مورد نیاز جامعه باشند ، واجب کفایی اند بنابراین درسی که مربوط به حوزه دین است درس اصلی است نه فرعی واثبات این مسئله به دست مربی ومعلم است که با روش خاص خود در مهم جلوه دادن دین این باور را در ذهن دانش آموزان راسخ کند
بشارت وتخویف:
در پرورش دین هم سلاح رحمت نیاز است وهم تهدید وترعیب ،خدا نیز در پرورش انسانها از هر دو سلاح بهره می گیرد " نبا عبادی انی انا الغفور الرحیم وان عذابی هو العذاب الالیم" کار معلم دین همان کاری است که خداوند به وسیله قرآن انجام داده است قرآن در یک کلام موضوع وهدفش امر به معروف ونهی از منکر است لکن این امر به معروف ونهی از منکر تماما به وسیله نصیحت نیست بلکه ابزارهای گوناگون ومتنوعی در آن به کار گرفته شده گاه به وسیله وعظ وامر ونهی گاه با داستان گاهی تخویف از جهنم یا بشارت به بهشت گاهی به وسیله مدح خوبان وذم بدان گاهی به وسیله پرسش وسوال وواداشتن افراد به تفکر گاه به وسیله مثال آوردن وتشبیه ....
در کار دین باید هم بشارت باشد وهم تخویف در سنین پایین ما باید بیشتر از رحمت وبهشت صحبت کنیم ولی زمانی که فرد در آستانه سن تکلیف قرار می گیرد باید او را نسبت به شوخی گرفتن وتسامح در دین خود کاملا ترساند او باید بداند که در صورت عمل نکردن به واجبات ومحرمات چه عذابهای دردناکی در قیامت وبعضا در همین دنیا برای او وجود خواهد داشت اهمیت فرا گیری دین تا آنجاست که اسلام اجازه تنبیه بدنی را برای یادگیری احکام دین به معلم داده است " امام باقر علیه السلام می فرماید" یا لیت السیاط علی روس اصحابی حتی یتفقهوا" ای کاش شلاق بالای سر شیعیان ما باشد تا دین شناس شوند وامام صادق علیه السلام می فرمایند" لو اتیت بشاب من شباب الشیعه لا یتفقه لادبته" اگر جوان شیعه ای را نزد من آورند به این جرم که احکام دین خود را نمی آموزد او را تنبیه می کنم
روایتی عجیب در کتاب منتهی الامال دیدم که از جمله کسانی که توسط امام زمان در عصر ظهور به هلاکت می رسند جوانانی هستند که به سن بیست سالگی رسیده باشند واحکام دین خود را فرا نگرفته باشند
بنابراین در زمانی که دانش آموز به سن تکلیف می رسد دیگر جای شوخی و تسامح نیست اگر دیدید او عمدا کلاس را به شوخی گرفته یا از یاد گرفتن مسائل دین خود طفره می رود باید تنبیه شود تا جایی که به یقین برسند که اصلی ترین درس آنها درس دین است
اگر دانش آموز در ریاضی وزبان خود ضعیف باشد ضررش به آخرت منتهی نمی شود ولی یاد نگرفتن مسائل دین مجازات سنگین الهی را در پی دارد
البته مربی پرورشی همیشه باید رحمتش بر عذابش مقدم باشد ونسبت به دانش آموزان ودین آنها صبر وحلم وسعه صدر داشته باشد بعضی دانش آموزان مسائل دین را ممکن است دیر یاد گیرند اما شما می دانید که پشتکار دارند لکن در جایی که دانش آموزی دین خود را به بازی ومسخره می گیرد باید تنبیه شود
ممکن است سوال شود که پس چگونه قرآن می گوید که در دین جای اکراه نیست ؟جواب: این آیه مال مسلمان نیست بلکه مال پیروان ادیان دیگر است یعنی بر یک مسیحی ویهودی اکراه واجباری برای پذیرش اسلام نیست ولی کسی که مسلمان به دنیا آمده ودر عهد الست ادعای اسلام وپذیرش آن را نموده مجبور به گردن نهادن بردین خود است و در فقه آمده اگر مسلمانی از دین اسلام خارج شود باید اعدام گردد یک قاضی نیز می تواند فردی را به جرم نماز نخواندن یا عمل نکردن به هر یک از واجبات مورد تعزیر ومجازات قرار دهد در حالی که مسیحی که از ابتدا مسلمان نبوده بر مسلمان نبودنش هیچ مجازاتی ندارد
ندانستن جرم است:
در روز قیامت اهل عذاب دو گروهند گروهی که می دانستند وعمل نکردند وگروهی که نمی دانستند ولی شرایط واسباب فهم ویاد گیری برای آنها مهیا بوده است در قوانین اجتماعی خودمان هم گاه ندانستن دلیل جرم نمی شود وفرد مجازات می گردد مثلا کسی از چراغ قرمز عبور می کند وباعث تصادف وصدمه به دیکری می شود بعد به پلیس می گوید من حواسم نبود که اینجا چراغ راهنمایی بود واصلا آن را ندیدم این شخص درست می گوید ولی با این حال مجرم است زیرا هر راننده ای که به سر تقاطع می رسد اول کاری که باید بکند این است که به احتمال وجود چراغ راهنمایی اهمیت دهد وکاملا همه جوانب را بنگرد واز وجود یا عدم وجود چراغ راهنمایی کاملا مطمئن شود ولی چون این شخص به این وظیفه واحتمال هیچ اهمیتی نداده مجرم ومستوجب مجازات است
یاد گیری احکام دین مقدم بر هر امر دینی دیگر است از ذکر وتسبیح وقرآن خواندن وزیارت مهم تر است چون اینها همه مستحبند اما فراگیری احکام دین ،واجب . می گویند از فرهنگهای ایرانی این است که در خانه هر ایرانی بعد از قران دیوان حافظ است این فرهنگ غلطی است بعد از قران باید در خانه هر مسلمان کتاب احکام وبعد کتابهای حدیث واخلاق وبعد مفاتیح ودعا باشد ودر آخر سر کتاب شعر
امروزخیلی ها شعروداستان ولطیفه فراوان حفظ دارند ولی نسبت به دین خود در نقطه صفر ندوچهارتا حدیث یا مسئله شرعی حفظ ندارند
بنابراین
هم باید ضرورت یادگیری دین را به دانش آموزان تفهیم نمود وهم خود ما در
تفهیم وبیان آنچنان باشیم که مخاطب را جذب نماییم سکوت دانش آموز در سر
کلاس یک چیز است وتوجه او به درس چیز دیگر هنر معلم این است که آن قدر
جذاب وشیرین درس را بیان کند که دانش آموز به بحر عمیق کلام وبیان او فرو
رود گاه در کلاسهایی درس می دهیم که دانش آموزانش بچه های آرام وساکتی هم
هستند اما موقع امنحان می بینیم نمره ها خیلی ضعیفند وگویا اینها اصلا سر
کلاس حضور نداشته اند ما یک استادی در حوزه داشتیم که نگاه به افراد حاضر
که می کرد می دانست که چه کسی داردبه درس گوش می دهد وچه کسی فکرش جای
دیگر است وحتی گاه به خود من تذکر می داد که فلانی حواست به درس نیست و هم
حرفش درست بود با اینکه در ظاهر ساکت وآرام بودم و وانمود می کردم که به
درس گوش می کنم بنابراین وظیفه دانش ـموز در سر کلاس هم ادب وسکوت است وهم
توجه به درس وتلاش وبرای فهم ویادگیری
فرق مقطع ابتدایی وراهنمایی:
در مقطع ابتدایی چه پسرانه وچه دخترانه به خصوص در کلاس چهارم وپنجم عمده بحث وتعلیم دینی باید پیرامون اصول دین باشد آن هم با زبان شیرین و ساده . در بحث توحید باید دانش آموز را به تفکر وسوال واداشت خدا چیست وچگونه است صفات ذاتی ،صفات مربوط به خلقت وبه خصوص آنچه در باره معرفی خدا در قران گفته شده برای بچه ها با زبان ساده بیان شود
در بحث نبوت علاوه بر بحث جایگاه ومنزلت نبوت وبه خصوص پیامبر اسلام داستان های قرانی پیامبران را بیان کنید
در بحث امامت علاوه بر بیان شان ومنزلت امامت داستانهای شیرین وپند آموز ائمه وهمچنین احادیث در خور فهم را بیان نمایید
در بحث معاد از مسائل بهشت وجهنم واتفاقاتی که بعد مرگ برای انسان رخ می دهد وداستانهایی که در این زمینه وجود دارد سخن گویید
در واقع بیشتر کار بیان واقعه وداستان باشد
بحث از عدالت شاید برای این مقطع زود باشد ولی تا جایی که در فهمشان است در یک جلسه بگویید
مقداری هم از مسائل پاک ونجس برایشان بیان کنید وبه همین مسائل بسنده نمایید ولی با توجه به اینکه سن تکلیف دختران 9 سالگی است باید در مقطع ابتدایی احکام لازم از نماز وروزه نیز گفته شود ولی برای پسران لازم نیست
حال در مقطع راهنمایی که اعتقاد وایمان دانش آموز به حد کافی رشد کرده است وقت بیان مسائل عملی تر می رسدتعالیم دین جدی وعمیق وباز خواست ودرس پس دادن ازاین تعالیم آغاز می شود باید قبل از سن تکلیف مسائل پایه ای ولازم دین را به دانش آموزان یاد داد سن تکلیف دیگر هنگام شروع نیست بلکه وقت عروج است یک هواپیما برای بلند شدن از روی زمین باید مقداری در روی زمین حرکت کند وسرعت بگیرد بعد عروج نماید در بعد دین هم باید بچه ها را قبل از بلوغ حرکت داد سن تکلیف سن عروج است نه شروع در واقع سن تکلیف سن اتمام حجت است نه سن آغاز فهم ودرک
انسان باید تمرین ویادگیری را قبل از ورود به میدان انجام دهد کسی که می خواهد رانندگی یاد گیرد اول باید آیین نامه را مطالعه کند و در جای خلوت تر تمرین وممارست کند کسی کنار او بنشیند وآموزشش دهد بعد وارد میدان شود کسی که می خواهد وارد مسابقه ورزشی شود باید قبلش تمرین داشته باشد
پیشنهاد:
لازم
است
که درکلاس چهارم وپنجم ابتدایی نیز درس پرورشی گنجانده شود تا اصول
اعتقادی دانش آموزان در این رده سنی که مستعدترین سن برای این منظور است
به نحو کافی مستحکم گردد ولی در مقطع دبیرستان چندان نیاز به درس پرورشی
نیست در عوض بهتر است درس پرورشی مقطع راهنمایی دو ساعته شود چون رده
سنی یاد شده بهترین ومناسب ترین سن برای تعلیم وتربیت دینی است واهم مسائل
دین وشریعت را می توان در همین رده سنی بیان کرد علاوه بر اینکه دو ساعته
شدن درس پرورشی رسمیت واصالت بیشتری به این درس می بخشددر مقطع دبیرستان
یک معاونت پرورشی که امور فرهنگی وپرورشی خارج از کلاس را انجام دهد کافی
است پیشنهاد دیگر اینکه در امتحانات ترم نیز باید امتحان پرورشی گنجانده شود تا رسمیت واهمیت این درس بیشتر نمود پیدا کند
پیشنهاد دوم این است که از آنجا که کار دینی بیشتر باید از طریق تهییج وتشویق انجام شود وبین دانش آموزان رقابت وجود داشته باشد بایسته است بودجه قابل توجهی برای تشویق وجایزه در اختیارامر پرورشی قرار گیرد اگر از بعضی خرجهای کم فایده ومخارج اضافی کم شده وبه این امر اختصاص یابد تاثیرواثر عملی اش خیلی بیشتر است
محدوده وظایف پرورشی :
ما دومقوله داریم یکی مقوله آموزش و دیگری پرورش
وظیفه معاونت پرورشی آموزش وپرورش در سه محور متمرکز است پرورش جسمانی پرورش علمی وپرورش روحی وروانی
پرورش
جسمانی مربوط به تربیت بدنی ومربیان ورزش است اما بعد پرورش علمی وروحی
تنها در بعد دینی وفرهنگی است کار دینی مربوط به مربی وکار فرهنگی
مربوط به معاون پرورشی مدارس است مربی در حیطه دین تنها به تعلیم نمی
پردازد وگرنه اگر تنها تعلیم باشد دیگر معنا ندارد که این نوع تعلیم وتعلم
تحت عنوان پرورش باشد بلکه تحت عنوان آموزش قرار می گیرد پس در کنار
تعلیم علمی دین پرورش روحی ومعنوی نیز باید در دستور کار باشد .
کار دینی غیر از کار فرهنگی است:
امروز حجم اعظم کارهای پرورشی مربوط به مسائل فرهنگی می شود در حالی که کار فرهنگی کار درجه دوم وکار دینی در درجه اول است رتبه اینها مانند رتبه واجب نسبت به مستحب است فعالیتهای فرهنگی در جای خود مفید ،لازم وخوب است ولی نه اینکه مهم تر و مقدم بر کار دینی شود فرهنگ مانند دیواری است که زمین آن دین است اگر زمین سست باشد دیوار فرو می ریزد و هزاران کار فرهنگی نیزروی باد وهواست به قول سعدی:
خانه از پای بست ویران است/ خواجه در فکر نقش ایوان است
درست است که بعضی از کارهای فرهنگی جنبه دینی هم دارد ولی کار دینی که در قالب کلاس وتعلیم واستدلال وبحث نباشد کلیشه ای ونمادین وسطحی خواهد بود کار فرهنگی مربوط به بیرون از کلاس وکار دینی مربوط به داخل کلاس است فراموش نکنید وظیفه مربی پرورشی فقط کار دینی است آن هم فقط در بعد تعلیمی غافل شدن از دین واصل قرار دادن فعالیتهای فرهنگی مثل این است که لباس غواصی بر تن کسی بپوشیم اما او را هیچ گاه با عمق آب آشنانکنیم وفقط بر سطح آب گردشش دهیم فراموش نکنید که لوء لوء ومرجان در عمق وکف دریاست نه در سطح آن ظاهر خوب است اسلام به ظاهر هم اهمیت داده ولی اگر به عمق نرسیم انسانها را بیشتر از دین فراری می دهیم چون آنها اگر به لو لو مرجان نرسند خسته وکوفته وبی نتیجه ودست خالی بر می گردند اگر بخواهیم دانش آموز را از راه فعالیتهای فرهنگی خارج از کلاس به سوی دین سوق دهیم کار خیلی سخت و کم نتیجه ای را انتخاب کرده ایم متاسفانه ما به ظواهر بیشتر اهمیت می دهیم تا به باطن می خواهیم همیشه کاری انجام بدهیم که ظاهرش زیبا وقشنگ باشد وحتما همه آن راببینند واگر این گونه نباشد گمان می کنیم که هیچ کاری انجام نگرفته فکر می کنیم کار تا ظاهر وسرو صدا ونقش ونگار نداشته باشد کار نیست در مساجدمان هم وضع همین گونه است عمده فعالیت مساجد شده برگزاری دعای توسل در روز سه شنبه - دعای کمیل در روز پنجشنبه- دعای ندبه در صبح جمعه - زیارت عاشورا در صبح پنجشنبه ....دعا وزیارت خیلی خوب است اما چه قدر روی پرورش فکر واندیشه وعرفان وعقلانیت مردم کار می کنیم؟ ما دینی داریم که یک ساعت تفکر را برتر از هفتاد سال عبادت معرفی کرده است زیرا هدف از عبادت نیز رسیدن به جایگاه تفکر وخرد است کسی که جهان بینی اش دینی نشده هر چه قدر ظواهر دین را جلوی چشمش بگذارید یا در گوشش فرو کنید بی فایده است مثلا ممکن است کسی در همسایگی دیوار به دیوار مسجد باشد وهر صبح وشام صدای اذان وقرآن را هم بشنود ولی اصلا نماز نخواند وممکن است کسی صدای اذان هم به او نرسد اما برای نماز در مسجد حاضر شود به قول استاد ما آیت الله مهدوی کنی با خداخدا گفتن کسی را نمی توان خدا پرست وخدا شناس کرد .
{متاسفانه نه تنها در بعد پرورشی ودینی در بعد درسی وآموزشی نیز همین ظاهر سازی ها و ماست مالی ها به چشم می خورد مثلا از اداره آموزش وپرورش حکم صادر می کنند که همه بچه ها باید قبول شوند مدیریت مدرسه هم که نمی خواهد در رتبه بندی آموزشی نفر آخر باشد همه معلمین را تهییج به این می کند که همه بچه ها باید نمره شان به ده برسد (حتی اگر صفر گرفته باشد ) خوب ما می خواهیم با این وضع به کجا برسیم آیا گمان می کنیم با این کار لطف در حق دانش آموز کرده ایم بر عکس به حق او وجامعه او ظلم کرده ایم وفردا یک شخص کم سوادی را به در نقاب یک شخص تحصیل کرده وبا سواد تحویل جامعه می دهیم واصلا به به جایگاه مقدس علم توهین کرده ایم }
امروز علی رغم بودجه های زیادی که در کار پرورشی صرف می شود فقر دینی همچنان موج می زند واین حاکی از آن است که به فرعیات وظواهر ونمادها بیشتر می پردازیم تا ریشه واصل بله اگر مربی در کار دینی سنگ تمام بگذارد وآن را اصل ومحور قرار دهد آنگاه فعالیت فرهنگی هم در کنارش خوب وثمر بخش است وگرنه بی فایده یا کم فایده است چون اگر فرهنگ وسیاست روی دین بنا نشود یا روی دین سست بنا شود یا فرو می ریزد یا کج بالا می رود پس حرف ما اشکال بر کار فرهنگی وسیاسی نیست بلکه اصل قرار دادن آن است امروز در کار پرورشی بیشتر به نیاز جامعه فکر می شود نه نیاز خود شخص وحتی گاه متاسفانه مسئولین در جهت اهداف سیاسی استفاده ابزاری از دانش آموزان می کنند شما فکر می کنید دانش آموزی که نماز نمی خواند شعار مرگ بر فلان وفلان گفتنش برای او نان دین ومعنویت می شود؟!
در حیطه پرورشی پول خیلی خرج می شود اما دین همچنان ضعیف است به خاطر آنکه کار زیر بنایی نمی شود وبه کمیت بیشتر از کیفیت وبه ظاهر بیشتر از باطن اهمیت داده می شود یا آنکه در آموزش دین تخصص وتبحرلازم را نداریم
در صورتی که فعالیت دینی اصل ومحور قرار داده شود در کنار آن فعالیت فرهنگی واجتماعی وسیاسی نیز مثمر ثمر است وگرنه فقط در خدمت تقویت استعدادها منهای رنگ وبوی دین خواهندبود بعضی بخشنامه های مربوط به کارهای فرهنگی دست وپا گیر وووقت صرف کن ودر عین حال کم فایده اند لازم نیست شما هر بخشنامه ای را اجرا کنید باید به محیط وشرایط بنگرید اگر تشخیص می دهید فلان بخشنامه تاثیر عملی چندانی ندارد یا چندان مورد استقبال دانش آموزان قرار نخواهد گرفت لازم نیست آن را انجام دهید وهمان کاری را که خودتان مثمر ثمرتر ولازم تر تشخیص می دهید اجرا کنید به هرحال کسانی که از بالا بخشنامه می نویسند همه کارهایشان هم روی کارشناسی و تخصص نیست گاهی برای آنکه بیکار نباشند به ذهنشان فشار می آورند ویک طرح وبرنامه ای را ارائه می دهندکه بعضا هم احساسی وسلیقه ای دکوری وکلیشه ای ومقطعی وگذرا است ومانند طبلی است که یک آن صدا می دهد وتمام می شود اگر بخواهیم که صدای طبل دین همیشه در گوش فرد باشد باید به روش بیان وتعلیم آهسته و پیوسته روی آورد " رهرو آن است که آهسته وپیوسته رود"
در کار پرورشی صرف هزینه وکثرت نیروی انسانی ملاک موفقیت نیست بلکه اگر کار با کارشناسی کامل صورت گیرد ومقداری از سر وته فعالیتهای فرعی بزنیم و روی مسائل پایه ای واهم سرمایه بیشتری بگذاریم ودر انتخاب مربیان پرورشی ملاکهای دقیق تری صورت دهیم می توان با حداقل هزینه ونیروی انسانی بزرگترین قدمها را برداشت مشکل اینجاست که عمده وقت وهزینه در زمینه پرورشی صرف کار های فرهنگی ومناسبت ها و.. می شود نه کار دینی که رکن واساس وزیر بنا محسوب می گردداما مهم ترین کارهای فرهنگی که ثمر بخش وخوب است:
1- تشکیل شورای دانش آموزی وبه کار گیری آنها برای به ثمر نشاندن اهداف مورد نظر دینی وفرهنگی و...
2-
فعالیت کتابخانه مدرسه وتهیه وطبقه بندی کتابهایی که متناسب با سن ونیاز
دانش آموزان باشداین طبقه بندی شامل موضوعات داستان - خاطره - زندگی نامه
- علمی ومذهبی خواهد بود ودر مقطع دبیرستان موضوع سیاسی واجتماعی
وتاریخی نیز اضافه می شود
3- بر گزاری مسابقات فرهنگی - هنری که همه ساله در مدارس انجام می شود این مسابقات به دو بخش دینی( مسابقات احکام- قرائت- نهج البلاغه- حفظ - مفاهیم- قرآن- انشای نماز - اذان) ومسابقات هنری مثل طراحی ونقاشی و خوشنویسی و ... که با هدف یک موضوع وطرح ارائه می شود در میان فعالیتهاومسابقات هنری سرود وتئاتر بیش از همه وقت گیرند ودر عوض دانش آموزان از این دو بیش از هر چیز استقبال کرده ومی خواهند در آنها شرکت کنند بهتر است معاون پرورشی مسئولیت این فعالیتها را به دانش آموزان زبده وفعال واگذارکندوخودش فقط نظارت داشته باشد .
4-
جشن تکلیف: این جشن در قالب دعوت از یکی از روحانیون وسخنرانی باشد ودر پی
آن نماز جماعت با شکوهی نیز تشکیل شود ولی نظر من در مورد پسران این است
که این جشن تکلیف باید در مقطع دوم راهنمایی باشد با توجه به نشانه های
بلوغ که سه چیز هستند وبعدا خواهیم گفت اغلب دانش آموزان تا پایان سال
دوم راهنمایی به سن تکلیف می رسند پس بهتر است که جشن تکلیف در مقطع دوم
راهنمایی ودر اواسط یا اواخر سال باشد
5-
فعالیت روزنامه دیواری که تهیه وتنظیم آن توسط خود دانش آموزان صورت می گیرد این
روزنامه دیواری هر هفته با موضوعات مختلف از جمله مقاله وعکس وخاطره
،داستان ولطیفه و وحدیث وغیره شکل می گیرد ایام خاص سیاسی
ومذهبی هفته نیز در آن گنجانده می شود این تهیه تنظیم مطالب را دانش آموزان بیشتر از طریق
اینترنت می توانند انجام دهند
واما در کنار این فعالیتها فعالیتهای کم ثمر ونمادین هم وجود دارد مثل بسیج دانش آموزی و طرحهای نمایشی وکلیشه ای ووقت پرکن وکم ثمر. مطمئن باشید طرحهایی مثل طرحههای مربوط به حجاب ومعصوم شناسی و قرآن شناسی- ومهدویت ونماز و... تا زمانی که ریشه ای واساسی در کلاس درس مورد بحث وتعلیم واقع نشوند طرحهای نمایشی ومقطعی با حد اقل تاثیر خواهند بود اگر هم تاثیری داشته باشند گیرنده ، آن را به صورت خشک وجامد وبی روح دریافت می کند به عنوان مثال آنچه ما درزمینه قرآنی به آن نیاز داریم فهم معانی است در حالی که اغلب این طرحها یا با صوت سر وکار دارند ویا با متنی که دانش آموزان از معنای آن جیزی نمی دانند یا در مراسم صبحگاه اگر قرار باشد فقط عربی قرآن خوانده شود چه فایده دارد ما که عرب زبان نیستیم قرآن هم برای فهم نازل شده نه برای صوت ولحن بنابراین باید حتما در مراسم قرائت قرآن صبحگاهی معنی آیات هم خوانده شود باید سعی کنیم که مشمول آن حدیث نباشیم که فرموده زمانی بر مردم می آید که از قرآن جز رسم الخط واز اسلام جز اسم چیزی باقی نمی ماند" لا یبقی من القرآن الا رسمه ولا من الاسلام الا اسمه"
نماز جماعت:
در امر نماز جماعت دو مسئله مهم حائز اهمیت است اولا اینکه اصل نماز بر فرد بالغ واجب می باشد اما شرکت در نماز جماعت مستحب است بنابراین چیزی را که دین واجب نکرده ما نیز حق نداریم واجب کرده ودانش آموز را مجبور به شرکت در نماز جماعت کنیم به خصوص دانش آموزی که به سن تکلیف هم نرسیده باشد اگر کسی مایل باشد که نماز را در خانه بخواند نمی توان اورا مجبور کرد که باید حتما نماز خود را در مدرسه به جا آوردبنابراین شرکت در نماز جماعت باید کاملا اختیاری باشد واین منافاتی با این ندارد که مربی دانش آموزان را تهییج وتشویق به ادای فریضه نماز در اول وقت وبه جماعت نماید ومسلما اختیار در این امر هیچگاه باعث نخواهد شد که نماز خانه مدارس از شرکت کننده خالی بماند
ثانیا: در نماز جماعت عادل بودن امام جماعت شرطی لازم است وباید عدالت او برای کسی که می خواهد به وی اقتدا کند محرز باشد اگر خود دانش آموز نسبت به این شرط جاهل باشد ومربی او را مجبور به شرکت در نماز کند یا آنکه نزد دانش آموز عدالت پیش نماز محرز نباشد نمازاوباطل است متاسفانه مسئله عدالت که مهمترین شرط برای امامت جماعت است امروز خیلی ساده وبی اهمیت گرفته می شود حتی اگرسازمان تبلیغات هم کسی را که برای امامت جماعت معرفی می کند باید عدالتش را احراز کرده باشد وبه صرف اینکه انشاء الله عادل است مشکل حل نمی شود دلیل براین نمی شود که هر کس روحانی بود پس لاجرم عادل باشد چندی پیش از خود من برای اقامه نماز جماعت در مسجدی دعوت کردند ولی خود مدعوین به طلبه بودن من اکتفا نکرده بودند واز دو روحانی سر شناس شهردر مورد من سوال کرده بودند
نکته دیگر اینکه گاه بعضی مربیان یکی از دانش آموزان را جلو می فرستند تا امامت جماعت را بر عهده گیرد با تصور اینکه با این کار به خود آنها شخصیت وارزش می دهیم این کار در صورتی به جاست که دانش آموز خود به سن تکلیف رسیده باشد عدالت او محرز باشد قرائت نمازش هم کاملا صحیح باشد اینکه باید بالغ باشد به خاطر این است که اگر نابالغ باشد وآنگاه کسی به او اقتدا کند که بالغ است نماز آن شخص باطل می شود ولی اگر بدانیم که تمام این افراد یعنی هم امام جماعت وهم مامومین هیچ یک به سن تکلیف نرسیده اند اشکال نداردبه علاوه کسی که می خواهد در نماز جماعت شرکت کند باید اول احکام ومسائل نماز جماعت را یاد گرفته باشدپس اقامه نماز جماعت در مدارس پسرانه دبستان اصلا لازم نیست ودر مقطع راهنمایی باید بعد از فراگیری کامل احکام نماز جماعت باشد
این نکته را در ذهن داشته باشید که با اقامه نماز جماعت بچه ها نماز خوان واقعی نمی شوند نماز جماعت یک نمود و ظاهری از دین است وبا ظواهر نمی توان تولید دین کرد نماز جماعت نتیجه دین است نه ریشه آن دین اصلی وریشه ای را باید در داخل کلاس تعلیم وتفهیم نمود اگر ما جهان بینی دانش آموز را دینی کنیم واو یک نماز خوان شود به هدف رسیده ایم ولو اینکه در هیچ مدرسه ای نماز جماعت برگزار نشود نماز جماعت چیز خیلی خوبی است ولی اینکه فکر کنیم با این ظواهر دیگر کار دینی خود را به سرانجام رسانده ایم وبچه ها دیندار شده اندفکر غلطی است زمانی به هدف رسیده ایم که دانش آموز از روی اعتقاد نماز خوان شود ولو اینکه همه نمازهایش را فرادی بخواند.اگر شما کار دینی را در کلاس به طور دقیق وکامل پیش ببرید آنگاه نماز جماعت هم در کنار آن خوب ومثمر ثمر است وگرنه بی فایده می باشد
مسئله بعد : از آنجا که اقامه نماز جماعت در وقت کلاسی است بهتر است طوری برنامه ریزی شود که به درسها لطمه نخورد برای هر کلاس هفته ای یک بار نماز جماعت کافی است حال چه اینکه هر روز یک یا دو کلاس تعطیل شوند یا اینکه هفته ای یک بار نماز جماعت در مدرسه بر گزار گردد وطی آن همه دانش آموزان در آن شرکت کنند ولی طوری باشد که هر کلاس هفته ای یک بار بیشتر برای نماز جماعت تعطیل نشود وبه درسشان لطمه وارد نگردد وآن یک روز هم همیشه یک روز ثابت نباشد موافقت معلم برای تعطیل کردن کلاس لازم است هیچ گاه بدون موافقت واطلاع معلم دانش آموزان را تعطیل نکنید مگر آنکه ادارات بخشنامه دهند که هیچ معلمی در وقت نماز حق جلوگیری از حضور دانش آموزان در نماز جماعت را ندارد .
اردوها:
اما در مورد بحث اردوها نظرمن این است که حتی المقدور این اردوها اگر سیاحتی یا زیارتی اند باید در روزهای تعطیل انجام گیرد تعطیل کردن کلاس ودرس کار خوبی نیست ما که حوزوی هستیم نظریه هایی از علما داریم که قائل به اشکال و حتی حرام بودن سفر سیاحتی وحنی زیارتی در ایام درسی اند البته علمای قدیم بیشتر روی این مسئله پای بند بوده اند الان دیگرمتاسفانه علم قداستش را در جامعه از دست داده ووظیفه اصلی وفرعی خلط شده است سالها قبل که بنده طلبه یکی از حوزه های تهران بودم ومسئولیت فرهنگی آنجا رانیز بر عهده داشتم تصمیم گرفتیم یک روز طلاب را برای زیارت ونیز دیدار بعضی مراجع به قم ببریم مقدمات سفر را فراهم کردیم واز دفتر مراجع وقت گرفتیم ودر یک بعد از ظهر بیش از نیمی از طلاب را راهی کردیم خیلی خوش گذشت ودیدارها هم مثمر ثمر بود شب که بر گشتیم دیر وقت بچه ها به حوزه رسیدند وچون خیلی خسته هم بودند روز بعد، بعد از نماز صبح خیلی ها خوابشان برد وحتی خود اساتیدی هم که آمده بودند از این مسئله وخستگی وخواب آلودگی مستثنی نبودند ساعت اول کلاسی تشکیل نشد وبه خاطر همین یک ساعت یکی از اساتید بزرگوار حوزه شاکی شد که این سفر به خاطر اینکه یک ساعت از درس طلاب را عقب انداخت خالی از اشکال شرعی نبود ه و چه معنا دارد که طلاب در میان روزهای درسی به سفری مستحبی بروند که یک ساعت درسی که وظیفه واجب است رااز دست بدهند
به هر حال دقت داشته باشید که دانش آموزان سفرهای زیارتی یا سیاحتی را با خانواده های خود در طول سال انجام می دهند ودیگر لازم نیست که مدارس برای چنین چیزهایی وقت و هزینه صرف کنند بله اگر بازدید علمی وآموزنده ای باشد یا دیدار با اشخاص عالم وسرشناس به عنوان درس اخلاق یا استفاده از خاطرات وتجربیات و درس آموزی اززندگی ایشان باشد خوب است ولو در روزهای درسی باشد چون خود چنین اردوهایی حالت درسی وآموزشی دارند .
بی نظمی در وظایف :
کار مربی ،تدریس آن هم فقط وفقط در حوزه دین وکار معاون پرورشی انجام فعالیتهای دینی وفرهنگی خارج از کلاس است در آیین نامه برای معاون پرورشی دو وظیفه ذکر شده یکی فعالیتهای پرورشی ودوم مساعدت ومعاونت در امور آموزشی . مسلم است که وظیفه اصلی وابتدایی معاونت پرورشی کار پرورشی است وووارد شدن در حیطه معاونت آموزشی در صورتی است که وقت وفرصت اضافه ای وجود داشته باشد در حیطه امورپرورشی معاون ومربی با همفکری هم امور را پیش می برند ولی اجرای کار بر عهده معاونت است معاونت موظف بر اجرای بخشنامه ها ی پرورشی است ولی در این خصوص اگر مربی نیز دارای وقتی اضافه تر از کلاس به عنوان فعالیت پرورشی داشته باشد دراجرای بر نامه ها وبخشنامه های وطرحهای پرورشی خارج از کلاس نیز مساعدت می کند.
متاسفانه امروز در بعضی مدارس تنها کاری که یک معاون پرورشی انجام نمی دهد کار پرورشی است وکار بعضی صرفا معاونت آموزشی شده است واز عنوان پرورش فقط نام آن را یدک می کشد در این صورت یا بخشنامه ها روی زمین می مانند یا اینکه مربی مسئولیت آن را بر عهده می گیرد واز وظیفه اصلی خود باز می مانداز طرفی گاه اموری برای تدریس به مربی پرورشی سپرده می شود که خارج از حیطه وظایف تعریف شده است مثل تدریس آموزش نظامی ! یا تدریس کتاب مهارتهای زندگی و...(کتاب های روان شناختی ومربوط به مهارتهای زندگی وتحصیلی خیلی خوبند اما مربوط به کلاس پرورشی نیست کلاس پرورشی فقط تدریس دین است وبس . در ثانی بسیاری از مشکلات روحی وروانی مثل ترس و عصبانیت و استرس و مشکلات ارتباطی و .... که در این کتابها بحث شده ومی خواهیم که از راه کلاسیک وادا واطواری آنها را درمان کنیم از راه دین وایمان درمانشان سریعتر صورت می گیرد دین همه اینها را بیان کرده و هیچ مرض روحی وجسمی نیست که در مانش در دین نباشد یک بار این کتاب را برای تدریس به بنده دادند دو سه جلسه درس دادم دیدم هم دارم وقت خودم را تلف می کنم هم وقت بچه ها را گفتم بچه ها این کتاب خیلی خوب است اما خوب بودنش به این است که خودتان آن را بخوانید وکار درسی وکلاسی نیست ما کار وبحث مهم تر از اینها هم داریم وآن کار دینی است واکثر بچه ها هم با این نظر موافقت کردند )
اگر یک مربی دلسوز و ودر عین پخته و عالمی باشد آن قدر در بعد دین خلا برای آموزش و بیان و کار کردن هست که دیگر جایی برای بحث خارج از بعد دین باقی نمی ماند.
چه بگوییم وچه نگوییم؟هدف ما این نیست که دانش آموزان را متخصص در دین کنیم چون برای تخصص دهها سال وقت لازم است وجای گرفتن تخصص در مدرسه نیست بلکه در حوزه های علمیه است لکن باید از دین آنچه را که نیاز دارند یاد گیرند مثلا همه ما اتومبیل داریم مکانیک ومتخصص هم نیستیم ولی باید از مکانیکی یک چیزهای کلی و مورد نیاز وضرورت را بلد باشیم پزشک متخصص نیستیم ولی باید از پزشکی چیزهای ضروری وابتدایی را بلد باشیم در دین هم باید آنچه که حد یک مسلمان لازم است بیاموزیم به خصوص اینکه در عدم این یادگیری و عمل مجازات الهی وجود دارد . در کلاس پرورشی ابتدائا باید اصل واساس ومحکمات ومهمات اعتقادی وعملی دین را بیان کرده وریشه را مستحکم کنیم شاخ وبرگ ومیوه دیگر خود حاصل می شود در واقع نقش ما مثل کسی است که به دیگری آموزش رانندگی می دهد این تعلیم دهنده لازم نیست او را به تمام جاده ها ببرد او اساس وکلیت رانندگی را یاد می گیرد بعدشخص دیگر خودش در هر جاده ای می تواند رانندگی کند لازم نیست که ما تا آخر بغل دست او بنشینیم ما فقط استارت را می زیم یا اتومبیل را هل می دیم تا روشن شود بقیه راه را خودش تا آخر می رود ولی مهم در همین است که چه چیز را باید بیان کنیم چه چیزهایی محکماتند است وچه چیزهایی متشابهات وهر سنی چه اقتضایی از تعلیم وتربیت دینی را دارد و در نهایت شیوه تعلیم وتربیت دینی به چه شکل باید باشد. در بعد واجب ومحرم همه مصادیق را باید بیان کرد اما در مسائل غیراز این دو فقط باید بهترین ها را بیان نمود خود قرآن هم می فرماید که از آنچه به شما فر می فرستیم بهترین ها را (برای عمل کردن) بر گزینید " واتبعوا احسن ما انزل الیکم"
نکته مهم در آموزش دین این است که باید بچه ها را در دین همه بعدی بار آورد وهمه زوایای دین را نشانشان داد در غیر این صورت آنها بخشی از دین را می گیرند وگمان می کنند همه دین آن چیزی است که آنها یاد گرفته اند بعد هم در روش ومنش دچار اعوجاج می شوند در عین حالی که معتقدیم همه دین را نمی توان بیان کرد اما باید همه ابعاد وجهات دین را به نمایش گذاشت نکته دیگر اینکه آنچه شرط رشد است دینداری متفکرانه است نه تقلیدی وتعصبی واحساساتی
لزوم پرهیز ازتشتت گرایی واعمال سلیقه :
متاسفانه در نظام پرورشی سلیقه ای عمل می شود هر کس هر چه خوشش می آید وبه مذاقش خوب جلوه می کند می گوید ودانش آموز را را در میان معلومات گسترده دینی سر گردان می کند{بعضی هم کمتر چیزی که یاد دانش آموز می دهند دین است } دانش آموز نمی داند از آنچه به او تعلیم داده شده چه چیز اصل وچه چیز فرع است وروال اهم به مهم ومهم به غیر مهم به صورت منظم طی نمی شود بایدذهن دانش آموز را نظم بدهیم واو بداند هر مطلبی که می آموزد جایگاهش کجاست؟ در رده اهم است یا مهم یا مستحب ومکروه است یا مباح ؟ واصلا ریشه کدام است وشاخ وبرگ کدام؟ درخت چیست ومیوه وثمر کدام؟
بعضی معلمان اهم را که واجب وحرام واصول وفروع دین است رها می کنند ومثلا از همان اول می آیند ذکر یاد دانش آموزان میدهند یک بارمعاونت پرورشی یک کتاب پرورشی برای مقطع راهنمایی چاپ کرده ومسائلی را برای تدریس پیش روی معلمان گذاشته بود که دیدم یا سیرشان از اهم به مهم نیست واز هر باب خوشه ای چینی کرده بودند یا اینکه در خور رده سنی راهنمایی نبود همچنین در این کتاب فصلی به نام بازیهای پرورشی گنجانده بودند در حالی که در رده سنی راهنمایی دیگر جای بازی وتفریح نیست در این رده دین باید به طور جدی و سختگیرانه به دانش آموزتعلیم وتفهیم شود این گونه مسائل نشان از عدم کار کارشناسی در این حیطه دارد
زمانی که نظم وروال اهم به مهم وفهم اصل از فرع حاکم بر کار باشد کار 10 روزه را در یک روز می توان انجام داد زیرا بی نظمی وبی روالی در تعلیم دینی گاه مثابه این است که هیچ کار انجام نگرفته است اصل فعالیت ملاک نیست چون چه بسا کسی انرژی زیادی را مصرف کند اما کار مفید ش حداقل باشد وچه بسا کسی که انرژی کمی مصرف کند و حد اکثر کار مفید را انجام دهد اگر در تعلیم دین از هر دری بگوییم وهیچ روال وهدف مشخص وطبقه بندی شده ای در کار نباشد نتیجه این می شود که دانش آموز در بعد عملی حرکتش بدون نظم وفکرش مغشوش شود وفکر مغشوش به عمل نمی انجامد خود ما اگر برنامه ریزی ونظم در کارمان نباشد گاه صبح تا شب انرژی صرف می کنیم وآخر هیچ کار را هم انجام نمی دهیم معضل دیگر تکراربی فایده مطالبی است که مربی سال قبل گفته ودوباره مربی جدید ممکن است همانها را تکرار کند از آنجا که درس پرورشی کتاب ندارد مربی جدید ممکن است مطالبی تکراری بگوید که تکرارشان لازم نیست یا بر عکس مطالبی اصلا گفته نشود واز قلم بیفتد که گفتنشان لازم است
واما روال مورد پیشنهاد:
مرحله اول : تبیین اصول دین
مرحله دوم : بیان واجبات ومحرمات که هر یک خود به دو قسم اهم ومهم تقسیم می شوندداجبات اهم همان اصول وفروع دینند وواجبات مهم واجباتی هستند که در مراتب بعدی قرار دارند محرمات نیز به دو بخش کبیره وصغیره تقسیم می شوند
مرحله سوم: بیان فضائل ورذائل
مرحله چهارم : بیان مستحبات - مکروهات - آداب وسنتها ی اسلام
مرحله پنجم: بیان حقوق دینی انسانها نسبت به یکدیگر
مرحله ششم : بیان مسائل دینی واعتقادی که خلا جامعه امروزبوده وبحث از آنها در رده اول اهمیت است مثل بحث حجاب - بحث مهدویت - جواب به شبهات اعتقادی ودینی روزجامعه - خرافه وبدعت شناسی -و.....
تاکید اصلی ما در این مبحث روی مقطع راهنمایی است که فعلا بحث اصول دین را حل شده فرض می کنیم وبه سراغ مرحله دوم می رویم در مقطع راهنمایی بحث واجبات وگناه شناسی - فضائل ورذائل - مستحبات ومکروهات - آداب وسنن وحقوق- ودر مقطع دبیرستان مسائل دینی واعتقادی مهم ومورد نیاز روز وجواب به شبهات و بحث خرافه شناسی تدریس می گردد
نکته: بایسته است که معاونت پرورشی سازمانها برای هر یک از این شش بخش یک جزوه مفصل یا کتاب تهیه وتنظیم کند ودر اختیار مربیان قرار دهد
نتیجه: 1- دین یک دریای گشترده است نه نمی توان هر چه در دین وجود دارد را بیان کرد ونه باید چنین کاری نمود 2- در آنچه نیز بیان می کنیم باید نظم وترتیب حساب شده وروال اهم به مهم ومهم به غیر مهم باشد خوشه چینی کردن وهر بار از هر دری سخن گفتن حرکت عملی چندانی در وجود مخاطب ایجاد نمی کند وذهن وفکر او را به هم ریخته ومغشوش می نماید
نکته اول: از بیان مسائل تخصصی که بحث ونظر در مورد آنها کار فقیه است اجتناب کنید همچنین مسائلی که مورد ابتلا وسوال نیستند را ابتدائا مطرح نکنید مگر آنکه کسی در این مورد سوال وشبهه داشته باشد مثل فرقه شناسی یا شناخت ادیان و...
نکته دوم: بعضی جاهها کناب خاصی را برای تدریس به معامان پیشنهاد می دهند این شیوه شیوه درستی نیست کتابها فقط باید منبع برای موضوع مورد بحث باشند نه اینکه کتاب خاصی را بیاییم تدریس کنیم مثلا اگر موضوع درس یکی از واجبات یا یکی از محرمات یا فضائل است معلم باید از کتب مختلف در مورد آن مسئله بحث بیرون بکشد ودر یکی دو جلسه آنها را باز گو کند بنابراین موضوع باید اصل باشد نه کتاب
خصوصیات معلم پرورشی:
ظاهر مناسب ومتشرعه داشته باشد- نه سبک باشد ونه خشک- سنگینی وابهت داشته باشد - جاذبه ودافعه قوی داشته باشد - اهل مطالعه عمیق وسنگین در مسائل دین باشد - در پرورش دین دانش آموز - اهل قاطعیت ، تعصب ، دلسوزی وجدیت باشد - اهل صبر وحلم باشد - عمل او خلاف گفته او نباشد - محرم راز وسر باشد ودانش آموزان او را پشتوانه وبهترین هم صحبت ومشاورخود بدانند - دانش آموزان را به رقابت علمی ومعنوی وهیجان دینی در آورد
زنگ و کلاس پرورشی:
نه سبک باشد ونه خشک
به گونه ای عمل شود که دانش آموزان زنگ پرورشی ومسائل دین را درس اصلی بدانند نه فرعی
نکات وروش تدریس:
1-استفاده از حالات متنوع گفتار و چهره ودست متناسب با نوع بیان (مثلا برای بیان تنفر - غضب- اشتیاق- تاسف - تعجب و... باید حالات متفاوت ومتناسب داشته باشید واینکه در چه جایی باید نرم سخن گفت ودر چه جایی محکم در چه جایی باید سریع سخن گفت ودر چه جایی شمرده و....)
2- در بیان مطالب درس از فکر ونظر دانش آموزان نیز سوال کنید وبه آنها اهمیت داده وبه جواب درست یا بهترین جوابها نمره 20 بدهد
3- دانش آموزان را عادت دهید که سوالات خود رامتناسب با موضوع درس و بعد از اتمام بحث (نه کلاس)وبا دست بلند کردن واجازه بپرسند به سوالات آنها کاملا اهمیت دهید اهمیت این سوالها کمتر از خود درس نیست با صبر وحوصله تمام به سوالات گوش فرا داده وجواب دهید تنها درپی اظهار بیان خود نباشید بلکه به همان اندازه در پی این باشید که دانش آموزان چه می خواهند وسوالشان چیست؟ قران هم به پرسشهای مردم عنایت خاص دارد وبخشی از آیات قران اختصاص به جواب سوالاتی است که مردم از پیامبر می پرسند .از ندانستن جواب خجالت نکشید وصراحتا جمله نمی دانم را به کار ببرید ولی حتما جواب سوالی را که نمی دانید برای جلسه بعد تحقیق کرده وارائه دهید
پیامبر اسلام می فرمایند " من ترک قول لا ادری اصیبت مقاتله" کسی که جمله نمی دانم را ترک کند خود را به هلاکت دچار کرده است . اگر جواب اشتباه یا ناقص به دانش آموز دهید یک عمراو را به اشتباه وغلط می اندازید.
4-حداکثر تشویق مادی ومعنوی را در کلاس پرورشی اعمال کنید وبه دانش آموزانی که هم از لحاظ انضباط وسکوت واحترام به معلم وهم از لحاظ دقت وپیگیری درس وانجام تحقیق ونمره یا جواب به سوالات مهم ، بالا هستند حتما تشویق مادی ومعنوی شوند تشویق معنوی می تواند در قالب تمجید وتحسین - ذکر صلوات یا نمره بیست باشد.
5-
اول هر جلسه یک حدیث برای بچه ها بنویسید وآنها را هم مجبور به یادداشت
کنید حدیث حتما متن عربی اش هم نوشته شود وگوینده آن هم معلوم باشد
اعرابها را درست بگذارید وهیچ
حدیثی را بدون توضیح وشرح وا نگذارید بهتر است معنی تک تک کلمات حدیث را
هم بگویید احادیث از احادیثی باشد که برای بچه ها
جالب و تفکر زا و سوال برانگیز باشد ولازم هم نیست که حدیث حتما
متناسب با درس باشد همچنین سعی شود احادیث متناسب با خلا و ضعف و نیاز
فکری یا عملی باشدولی حفظ این احادیث را اجباری نکنیدبهتر است قبل از
اینکه خودتان مفصل حدیث را توضیح دهید از دانش آموزان بخواهید که در مورد
آن توضیح دهند وبه تفکرشان وادارید حتما قبل از شروع کلاس جمله " بسم الله
الرحمن الرحیم " را بنویسید
6-دانش آموزان نباید فکر کنند که فقط درس دینی وقران وپرورشی دروس الهی اند ودرس ریاضی وعلوم وغیره هیچ ربطی به خدا ندارند برای همین از معلمان دیگر دروس بخواهید که بعضی اوقات قبل از شروع درس یک حدیث خیلی خلاصه وبدون متن عربی برای بچه ها بنویسند یا هر چند وقت یک بحث کوتاه اخلاقی داشته باشند
7- استدلالی بحث کنید وفقط ما وقع دین را نگویید بلکه برای هر حرف وحکم دین دلیل ارائه دهد ما
نمی خواهیم فقط اطلاعات دینی به دانش آموز بدهیم بلکه باید سر وفلسفه هر
چیز را هم بیان کنیم این گونه که باشد فرد با جذابیت بیشتری به دین می
نگرد وبه آن اعتقاد بیشتری می یابد شما
می توانید این دلیلها را به عنوان تحقیق به خود دانش آموز واگذار کنید
وبعد خودتان دلایل وفلسفه های اصلی را بیان کنید معلمی موفق تر است که
بتواند بیش از همه دانش آموز را به تفکر واندیشه در دین غوطه ور کند در
مسائل اعتقادی همیشه بحثتان به صورت معرفتی باشد نه صرفا به صورت انتقال
دانستنیها واطلاعات
8-
دانش آموزان را دست کم نگیرید عقل آنها در این سن کامل است با آنها درست
مثل یک بزرگسال حرف زده وبر خورد کنید چون آنها واقعا بزرگند وبه آنها
احترام وافر قائل شوید در هنگام ورود به کلاس به آنها سلام کنید لبخند ومهربانی وتحمل را اصل قرار دهید
9-یادتان نرود که شما معلم اخلاق آنها هستید پس آنها به همان اندازه که از کلام شما الگو می گیرند از رفتارتان نیز الگو می گیرندولی لازم نیست آنچه را که می گویید در خفا نیز خود بدان عمل کنید .
10- همیشه دو وظیفه اصلی واساسی آنها را یاد آور شوید یکی تعلیم علم ودوم خودسازی ورشد معنویت
11- گاهی برای تنوع آموزشی از سی دی سخترانی یک شخصیت پیرامون موضوع مورد بحث کلاس استفاده کنید این فیلم می تواند فیلم سخنرانی یا فیلم یک رویداد وسرگذشت پند آموز ومستند والبته متناسب با موضوع وروال درسی باشد .
12- قبل از شروع کلاس ،بحث وموضوع بحث را روی تخته وایت برد بنویسید مثلا:
بحث: گناه شناسی . موضوع: غیبت
یا مثلا، بحث : شنا خت رذائل . موضوع: حرص وطمع
یا مثلا بحث : شناخت واجبات . موضوع: خمس
13- همیشه یک تحقیق اختیاری در قالب سوال و مربوط به موضوع درس گفته شده به دانش آموزان بدهید ولی انجام این تحقیق را اجباری نکنید وکسانی را که تحقیق انجام می دهند مورد تشویق قرار دهید .
14-در طول سال چند بار دفتردانش آموزان را بررسی کنید ونمره دهید در هر جلسه خلاصه ای از مطالب گفته شده در جلسه قبل را یاد آوری نمایید امتحانات هر ترم به صورت کتبی باشد وچند نمره نیز برای انضباط واخلاق وادب واحترام منظور کنید در ترم اول در نمره دادن سختگیری بیشتری کنید وحتی می توانید دانش آموزان بسیار مخل و متمرد را تجدید نمایید کاری که خود من نیز کرده ام ولی در ترم دوم نمرات را بالاتر بدهید در پرسش از درسها به مستحبات ومکروهات گیر ندهید ولی در امتحان کتبی یکی دو سوال از این موارد ارائه کنید .
15-حقایق مهم دین بارها وبارها باید تکرار شود بنابراین خیلی در پی این نباشید که چیزهایی را بگویید که در کتابهای دینی آنها نیست .
16- سعی کنید دانش آموزان را به هر نحو تشویق به حفظ آیات مهم ونیز سوره های کوچک قرآن کنید وبرای حفظ جزء سی ام قرآن یک جایزه ویژه قرار دهید (حفظ جزء سی ام برای سال سوم راهنمایی باشد)
18
آنچه به آنها می گویید ومی نویسند سعی کنید بیشتر به صورت سوال وجواب
وتقسیم بندی های منظم باشد اول مطلب را توضیح دهید وبعد کلیت وشالوده واهم
بحث را به دانش آموزان بگویید وبنویسند خیلی چیزها توضیحی اند ونیاز به نوشتن ندارند توضیح شما باید مفصل ، جامع وکامل
باشد ونوشتنی ها خلاصه واهم مطالب گفته شده باشد یک بحث را در کلاس جزء
جزء بگویید مقداری بحث بعد نوشتن باز مقداری بحث بعد نوشتن ... الی آخر .
یک یا دوبار در میان ساعت تدریس وهر بار یک دقیقه به آنها استراحت دهید
19- یک برنامه ریزی درسی در خانه وروش مطالعه ویادگیری در اول سال برای دانش آموزان ودر یک جلسه با استفاده از منابع وکتب تخصصی بیان نمایید
20- دانش آموزان خاطی را می توانید با دادن نمره منفی یا نشستن دوزانو روی زمین تا آخر کلاس تنبیه کنید بهتر است دفتر ثبت نمرات را به یکی از دانش آموزان داده تا او به کسانی که سر کلاس حرف می زنند یا درس گوش نمی کنند نمره منفی دهد سابقه نمرات دانش آموزان را در دفتر کلاسی از لحاظ موضوع نمره مشخص کنید مثل بی نظمی - پرسش درس - رویت دفتر - تحقیق - پرسش از معلم وتوجه به درس ....
21- لازم نیست همه آنچه را که به دانش آموزان ومی نویسند شما نیز روی تخته بنویسید بلکه فقط کلمات مشکل را بنویسید مطالبی که در دفتر نوشته می شود باید با دو رنگ باشد یک رنگ برای سر فصلها وموضوعات ویک رنگ برای توضیحات موضعات ومطالب
22-
حضور وغیاب حتما در هر کلاس انجام شده واز غایبین جلسه قبل باز خواست شود
این کار کلاس را در نظر دانش آموزان جدی تر نشان می دهدهر جلسه مروری بر
درس قبل داشته باشید وچند سوال از دانش آموزان بپرسید
23- بعد از پایان هر موضوع درسی که مربوط به مسائل اعتقادی می شود می توانید یک مسابقه ای را در همان زمینه بر گزار کنید مثلا بعد از پایان بحث مهدویت می توانید مسابقه ای را با عنوان "نامه ای به امام زمان "بین دانش آموزان مدرسه بر گزار نمایید یا بعد ازاتمام کامل بحث حجاب می توانید مسابقه ای را تحت عنوان" سخن من با زن بدحجاب " بر گزار نمایید همچمین در ایام خاص مذهبی مثل ماه رمضان یا محرم یا اعیاد مذهبی به همین صورت می توانید مسابقه ای رادر قالب نوشتار بر گزار نمایید
24- گاه برای تنوع ، کلاس را در یک فضای آزاد یا در نماز خانه بر گزار کنید
قالب های بیانی :
دربیان وتفهیم کامل هر موضوعی که مورد بحث قرار می دهید همیشه از این موارد ومراحل بهره ببرید:
1- آیات قرآن 2- حدیث3- داستان ها و سرگذشتهای واقعی یا غیر واقعی حکمت آموز مثل داستانهای مثنوی و... 4- شعر5- گفته های بزرگان (غیر از معصومین علیهم السلام)6- لطیفه 7- ضرب المثل 8- تشبیه وتمثیل 9- کنایه 10- دعا 11- خاطره 12- بیان فلسفه ودلیل مدعاهای بحث (هر مدعایی نیاز به دلیل وفلسفه دارد) - 13- پرسش ( مثل پرسشهایی که قرآن برای به تفکر واداشتن از بندگان می کند مانند: اانتم تزرعونه ام نحن الزارعون- فبای آلاء ربکما تکذبان... هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون...) 14 - مدح وذم15-- موعظه 16- طرح معما وسوال17- انتقاد وپیشنهاد 18- - استنباط ونتیجه گیری کلی
فصاحت وبلاغت روح حاکم بر تمام انواع بیانی است همیشه سعی کنید از زیباترین ورساترین کلمات وترکیبات کمک بگیرید
- راهنمای تدریس پرورشی

بحث سیاسی:
به هیچ وجه در کلاس بحث سیاسی نکنید چون اولا بحث سیاسی جزو وظایف تعریف شده شغلی یا شرعی یک معلم نیست ثانیاشما یا تفکرتان اصلاح طلبانه است یا محافظه کارانه، در هر صورت هیچ یک از این دو تفکرحق مطلق نیستند وهمان طور که من در مقاله " نقدهای سیاسی"گفته ام سیاست باید عین دیانت وهمچنین عین فقاهت باشد بنابراین فقط فقها ودین شناسان سطح بالایند که می توانند در این زمینه نظریه پرداز باشند شما گاه فکر می کنید فکر وایده شما حق است وحتی با دلیل هم حرف می زنید وگفته خود را به قران وحدیث هم استناد می دهید اما فراموش نکنید که قران برای ما ذوالوجوه است اگر شما می توانید برای اثبات حرف خود به یک آیه استناد کنید دیگری نیز می تواند برای اثبات حرف خودش به آیه دیگری استناد کند ودلیل دیگری در مقابل دلیل شما بیاورد بنابراین ما در حد او لو الالباب نیستیم
آدمی شایسته است بحث سیاسی کند که کاملا فرا جناحی باشد بحث هم باید سیاسی -اخلاقی باشد ولی با این حال بسیار کم آدمی یدا می شود که واقعا فراجناحی فکر کند در دنیای سیاست هوای نفس وانحصار طلبی وانا الحق گفتن ها فراوان است پس نه خود ونه دانش آموزان را وارد این حیطه نکنید
اگر دین درست پایه گذاری شود سیاست وفرهنگ وتمام ابعاد دیگر خود به خود در مجرای صحیح ومسیر دین وتقوا قرار می گیرد ودیگر نیاز به این نیست که شما برای تعلیم سیاسی باب جداگانه باز کنید چند روز پیش معاونت پرورشی استان چند کتاب برای مربیان پرورشی چاپ کرده بود که یکی از آنها سیاسی بود وقتی این کتاب را یک دوره مختصر کردم دیدم که آن آقایاتی که این کتاب را نوشته اند کاملا از دیدگاه جناحی خودشان حرف زده اند یکی از منابع مهم این کتاب هم یک روزنامه جناحی وتند رو بود... به هر حال از آنجا که فضای سیاست همیشه یک فضای تیره وغبار آلود وآکنده از خودمحوری وهوای نفس است بهتر است در حد امکان از این دنیا دور وبر کنار باشیم وفقط تمسک ما به همان دو امانتی باشد که پیامبر در میان ما نهاده یعنی قرآن وعترت که فرمودند : تا زمانی که به این دو چنگ زنید گمراه نخواهید شد.
نقش معلم ووالدین:
در مسیر تعلیم وتربیت دینی معلم ووالدین باید در کنار هم نقش آفرینی کنند وگرنه بسیار مشکل به نظر می رسد کسی که تعلیم وتربیت دینی او در محیط خانه صفر وبلکه در جهت منفی است در محیط مدرسه بتواند دچار یک تحول ورشد قابل توجه شود مگر آنکه دارای وجدان وفطرت کاملا بیدار وآگاهی باشد بنابراین یکی ازکارهای لازم در محیط مدرسه توجیه والدین وصحبت با آنها در این خصوص است وگرنه گاه پیش می آید که هر چه در محیط مدرسه ساخته می شود در محیط خانواده خراب می شود یک بار صحبت من سر یکی از کلاسها در مورد عدم معذوریت شرعی ما در قبال جهالتی است که منجر به ترک واجب یا انجام حرام شود وکلی راجع به این مسئله صحبت کردم وبر اساس این بحث لزوم تهیه رساله را به دانش آموزان گفتم وخواستم که برای جلسه بعد رساله تهیه کنند یکی از دانش آموزان از پدر خود خواسته بود که برایش رساله بخرد پدرش طفره رفته بود وگفته بود دینداری نیاز به این چیزها ندارد تو خدا را بشناس دیگر هر گونه که می خواهی عبادت واطاعت کن بعد هم برای پشتوانه حرف خود داستان موسی وشبان را برای پسرش گفته بود که روزی حضرت موسی شبانی را در راه می بیند که مشغول راز ونیاز با خدا بود ومی گفت: تو کجایی تا شوم من چاکرت/ چارقت دوزم کنم شانه سرت/ دستکت بوسم بمالم پایکت / وقت خواب آید بروبم جایکت .... به هر حال موسی عصبانی شده واو را مورد عتاب قرار می دهد و او هم شرمسار وپشیمان جامه را پاره می کند وسر به بیابان می نهد بعد وحی از سوی خدا به موسی می آید که چرا بنده ما را زما کردی جدا ما زبان را ننگریم وقال را ما درون را بنگریم وحال را ...... موسی بعد از شنیدن این عتاب به دنبال شبان می دود و عذر می خواهدو می گوید که وحی از خدا رسید که: هیچ آدابی وترتیبی مجوی / هر چه می خواهد دل تنگت بگوی..... من به این دانش آموز گفتم که پدر شما اشتباهش این است که خودش را با یک شبان بی سواد مقایسه می کند آن شبان یک کسی بوده که شعور وقدرت درکش بالاتر از این نبوده خدا از هر کس به اندازه ای سود می خواهد که به او سرمایه داده اگر من وتو علممان بالاست خدا در عوض تکلیف بالاتری از ما می خواهد واگر مثل آن شبان با خدا حرف بزنیم دچار شرک شده ایم بنابراین اگر دل بخواهی باشد پس این همه عالم وفقیه ومرجع تقلید وکتاب فقه واحکام شرعی که در قران وهزاران حدیث آمده باید بی ارزش وعبث باشند
ضعف عملی واستدلالی شیعه:
درست است که ما صاحب دینی هستیم که فوق همه ادیان واندیشه هاست اما خود ما که هستیم ؟ غره شدن به اینکه ما صاحب بهترین دین و پیغمبر وامام هستیم ولی خود متلبس به رویه هیچ یک از اینها نباشیم مانند ثروتمندی است که هیچ از ثروت خود خرج نمی کند لباسش مندرس و غذایش نان خشک است ودر چادر وکپر زندگی می کند وسرانجام هم به همین وضع می میرد بدون آنکه از ثروت وپولهای هنگفت خود ذره ای سود برده باشد دین مانند ثروتی است که عمل به آن همان بهره بردن وخرج کردن ثروت است وگرنه صرف ادعا وفخر فروختن بدون عمل واندیشه عین بی عقلی است .شاید یک مسیحی ویهودی که بدون ادعا به همان دین محدود وساده خود عمل می کند نزد خدا مقرب تر از خیلی از ماباشد حافظ زیبا گفته: این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه می گفت / بر در میکده ای با دف ونی ترسایی / گرمسلمانی از این است که حافظ دارد / آه اگر از پی امروز بود فردایی .
این حکایت یک نصرانی است که حافظ نوعی را مسخره می کند ودینداری خود را به رخ او می کشد وبا اینکه در اسم مسلمان نیست اما در عمل مسلمان تر است ومی گوید این چه دینداری است که تو داری اگر دینداری ومسلمانی تو این است آه اگر فردایی در پیش رو باشد
خود من دانش آموزانی دارم که اهل تسنند اینها اکثرا هم از لحاظ درس وهم اخلاق وادب سطحشان بالاتر ا ز خیلی از بچه شیعه هاست شما اگر مثلا با یک بچه بهایی هم بر خورد داشته باشید می بینید که در عمل ورفتار مسلمان تر از ما هستند و در اعتقادات خود نیز آنچنان محکم ومستدلند که هر کس بخواهد با آنان مناظره کند به جای آنکه آنها را مسلمان کند خود بهایی می شود .
بسم الله الرحمن الرحیم
آنچه در این پنج بخش می آید به طور خلاصه وتلمیحی است مربیان باید به هریک از مسائلی که در این 5 بخش می آید به طور مبسوط شاخ وبرگ دهند
بخش اول : واجبات
ابتدا از واجبات اهم شروع می کنیم که همان احکام ومسائل فروع دین است این بحث وتوابع آن حدود شش ماه زمان می برد تدریس واجبات واحکام آن از مقطع راهنمایی آغاز می شود همان طور که قبلا گفتم واجبات به دو قسم اهم ومهم تقسیم می شوند بخش اهم مربوط به فروع دین واحکام مربوط به آنها است که در رساله های علمیه آمده است بنابراین دانش آموزان در این مقطع باید یک مرجع تقلید انتخاب کرده ورساله او را تهیه نمایندتهیه این رساله آنها را با دریای عظیم احکام آشنا ساخته وپی می برند که اسلام چه قدر گسترده است واینکه در همه واجبات وعبادات حساب وکتاب است ونمی توان بدون تقلید ومطالعه عمل کرد از طرفی اگر خانواده های آنان نیز احیانا اهل تقلید وفهم مسائل شرع نیستند خواه وناخواه از روی کنجکاوی به سراغ مطالعه احکام می آیند مسئله رساله واجباری شدن آن طرحی بود که اول بار بنده دراین مقطع اجرا کردم چون واقعا بدون رساله ومسئله تقلید دانش آموز چندان احساس مسئولیت نمی کنند علاوه بر این تقلید وتهیه رساله به آنها حس شخصیت وبلوغ می بخشد احساس می کنند که باید در فهم احکام کمی جدی تر باشند از طرفی خیلی احکام اختلافی اند بنابراین ما در بیان مسائل شرع حرف کدام مرجع را بیان کنیم ؟ممکن است او فردا از مرجعی تقلید کند که حرف دیگری را بزند لذا از همین ابتدا او در احکام اختلافی سراغ حرف مرجع تقلید خود می رود
ممکن است گفته شود که شاید تهیه رساله برای این سن کمی زود باشد علاوه براینکه خیلی ها هم به سن تکلیف نرسیده اند جواب: همان طور که قبلا عرض کردم ما کار راباید قبل از سن تکلیف شروع کنیم تا شخص در آن سن در عمده تکالیف مسائل را بلد باشد بله اگر به ده بیست مسئله بود می گفتیم یکی دو ماه قبل از سن تکلیف هم شروع کنیم اشکالی نیست در حالی که ما در بحث احکام ورساله با حدود سه هزار مسئله شرعی در رساله مواجهیم (تازه اینها غیر از اسئفتائات است) علاوه بر این وقت تکلیف هم که معلوم نیست هر آن محتمل است که شخص به سن تکلیف برسد علاوه بر این ما قصدمان این نیست که دانش آموز قبل از سن تکلیف همه چیز را یاد گرفته و متوجه شود مهم آن است که این مسائل در گوشش زمزمه شود وزمانی که بزرگتر شدبا دین واحکام ومسائل غریب نباشد و وقتی این مسائل به گوشش خورد برایش تازگی وغریبی نداشته باشد وبرای فهم دینش کنجکاوتر و جدی ترعمل کند تهیه رساله بیشتر برای این است که او خود کنجکاو شده ومطالعه کند وگرنه تدریس احکام دقیقا از روی رساله نخواهد بود وشما در این شش ماه کلیات واهم مسائل مبتلا به رابه صورت ساده وقابل فهم بیان خواهید کرد
نکته: بعد از واجبات اهم یکسری واجبات دیگر هم هست که در رساله نیامده
مجموع آنها را بعد از انمام رساله ودر یکی دو جلسه باز گو کنید
تقلید:
متاسفانه مسئله تقلید در جامعه ما خیلی کمرنگ وضعیف است بنا براین این مسئله باید از همان بچگی برای همه جا افتد
تقلید دو نوع است تقلید منفی وتقلید مثبت
تقلید در مسائل شرعی نه تنها تقلیدی مثبت بلکه واجب است
ولی در مسائلی که حقیقتشان بیرونی است نه فطری و نیاز به تخصص دارند باید تقلید نمود زمانی که شما اتومبیلتان معیوب می شود به متخصص رجوع می کنید زمانی که مریض می شوید نزد متخصص می روید در مسائل دین هم باید به متخصص رجوع کرد احکام عملی دین بسیار گسترده ووسیع است وفقط کسی که عمر خود را در راه فهم اسلام وقران وحدیث وعلوم اهل بیت وفهم فقه ومنطق و ادبیات عربی ودرایه ورجال وا صول استنباط واستخراج سپری کرده می تواند صاحب نظردر بیان احکام باشد فروع دین غالبا احکام تعبدی اند وبا عقل قابل فهم نیستند بنابراین باید به متخصص دین رجوع کرد ما اگر صد سال هم بنشینیم وفکر کنیم از عقل خود به این نتیجه نمی رسیم که اعمال نماز را باید به چه صورت انجام داد مناسک حج را باید چگونه به جا آورد قواعد وقوانین روزه چیست خمس چه شروطی دارد اینها همه مسائل تعبدی اند یعنی حنما باید ببینیم خدا چه گفته خوب اعظم مسائل واحکام در قرآن نیست بلکه در روایات است آنهم دهها هزار روایتی که همه باید بررسی شوند واین فقط کار یک کار کشته ومتخصص است خود همین متخصصین هم در استنباط بعضی احکام حرفشان با هم مختلف است این اشکال ندارد درست مثل دو پزشک که یکی یک تشخیصی می دهد ودیگری تشخیص دیگر دو فقیه هم یکی ممکن است از کلمه ای یک معنا را استخراج میکند ودیگری معنای دیگر، حرف هر دو هم حجت است وهر کدام برای خود دلیل محجج دارند مقلد باید ازاعلم وعادل تقلید کند و اگر اعلم مشخص نیست از یکی از چند نفری که در اعلمیت تقریبا مساوی اند تقلید نماید وزمانی که تقلید را شروع کرد دیگرتا آن مرجع زنده است نمی تواند از او بر گردد مگر اینکه آن مرجع یکی از شروط مرجعیت مثل عدالت یا اعلمیت را از دست بدهد
تقلید امر واجبی است ودر زمان غیبت دستور داده شده که باید از فقهای عالم وعادل ( یعنی کسی که گناه نمی کند) اطاعت نمود امام زمان علیه السلام می فرمایند در زمان غیبت از راویان سخن ما اطاعت کنید آنها حجت من بر شما ومن حجت خدا بر ایشانم ودر روایت دیگر رد آنها مساوی با رد ائمه وپیامبر دانسته شده " والراد علیهم کالراد علینا"و نیز فرموده اند که " العلماء ورثه الانبیاء" یعنی علما وارثان وجانشینان انبیایند
اگر کسی به سن تکلیف برسد وتقلید نکند عبادات او با اشکال وبطلان مواجه می شود وهر زمانی که بخواهد تقلید کند اگر بداند بعضی اعمال او با حرف مرجع تقلید یکی نبوده باید همه آن اعمال مثل نماز یا روزه را قضا کند
اما کسی که تقلید می کند هر چند که بعدا مرجع تقلید از یک فتوای خود برگردد ورای خود را عوض کند او لازم نیست عبادات خود را قضا نماید زیرا در مسئله تقلید هم مرجع تقلید زحمت خود را کشیده ونزد خدا معذور است وهم مقلد به وظیفه خود عمل کرده پس هیچ سبیلی برباز خواست آنها نیست
متاسفانه امروز در جامعه ما خیلی از مردم آنجا که تقلید جایز نیست و خود باید فکر کنند فکر را تعطیل کرده وهمرنگ جماعت ومقلد ساز ودقل دیگرانند وحکایتشان حکایت داستان خر برفت وخر برفت مولاناست وآنجا که باید اهل تقلید واطاعت باشند خود را مجتهد وهمه چیز فهم می دانند
بنابراین از آنجا که مسئله تقلید یک امر واجب بر هر مسلمان است باید دانش آموزان را مجبور به تهیه رساله علمیه کنید کاری که من خودم برای اولین بار چند سال است انجام می دهم آنهایی که در این سن به سن تکلیف رسیده اند که واجب است رساله بخرند وتقلید کنند وآنها هم که نرسیده اند چند صباحی دیگر می رسند وباید مسائل دین خود را قبل از سن تکلیف بیاموزند
شما اسم چند مرجع تقلید اعلم که زنده هستند را می نویسید و آنها را مخیر می کنید که از هر کدام که بخواهند می توانند تقلید کنند انگیزه سیاسی خود را در انتخاب یا حذف هیچ مرجع تقلید مطرحی اعمال نکنید حتما وچند بار یاد آوری کنید که فقط از همان مراجعی که نوشته اید رساله تهیه کنند وهر گز رساله مرجع تقلیدی که در قید حیات نیست را نخرند چون کسی که تازه به سن تکلیف رسیده به فتوای بسیاری از مراجع نمی تواند از میت تقلید کند بر خلاف کسی که مدتی تقلید می کند وبعد مرجع او از دنیا می رود در این صورت بسیاری از فقها می گویند اگر مرجع او نسبت به مراجع زنده از لحاظ اعلمیت بالاتر یا مساوی باشد همچنان می تواند از او تقلید نماید
سن تکلیف:
از مسائل بسیار مهمی که باید در مقطع اول راهنمایی به دانش آموزان (پسر)بگویید زمان تکلیف است غالبا این تصور را دارند که زمان آغاز تکلیف فقط سن 15 سالگی است در حالی که تنها این سن ملاک نیست دو نشانه دیگر هم وجود دارد که هر یک از آنها که در شخص پدیدار شود آغاز سن تکلیف او خواهد بود ولو اینکه در سن 11 سالگی باشد پدر ومادرها که غالبا نسبت به این مسئله جاهلند یا اگر هم بدانند بدان اهمیت نمی دهند ونمی گویند خود دانش آموزان هم که به نحو اولی در این مسئله جاهلند اگر مربی پرورشی هم نگوید گناه ندانستن فرد بر عهده او خواهد بود پس وظیفه شرعی شماست که این مسئله را باز گو کنید باید دانست که در دین جای ترس یا شرم نیست .
این مسئله مربوط به پسران می شود چون دختران که در سن 9 سالگی به سن تکلیف می رسد در واقع آن دو نشانه دیگر بعد از این سن به وجود می آید ولی در مورد پسران غالبا یکی از این دو نشانه قبل از سن 15 سالگی ظاهر می شود خود من که سر کلاس اول راهنمایی این مسئله را می گویم وقتی آمار می گیرم می بینم حدود یک سوم دانش آموزان به سن تکلیف رسیده اند و خودشان هم نمی دانسته اند این سه نشانه عبارتند از 1- خارج شدن منی (برای دانش آموزان توضیح دهید منی آبی است سفید رنگ که با لذت از انسان خارج می شود چه در خواب چه در بیداری چه با اختیار چه بی اختیار لکن تاکید کنید که اگر با اختیار باشد گناه است وخدا انسان را مجازات می کند )
2- روییدن موی زبر در اطراف ناحیه تناسلی(فقط در اطراف ناحیه تناسلی)
3- در صورتی که قبل از سن پانزده سال قمری هیچ یک از دو نشانه قبلی آشکار نشوند آنگاه سن پانزده سال قمری سن تکلیف خواهد بود ( فرق سال قمری وشمسی را به آنها بگویید وایتکه 15 سال قمری به سال شمسی حدودا 14 سال وهفت ماه می شود)
ممکن است گمان شود گفتن این مسائل بد آموزی دارد خیر این گونه نیست چون شما دارید از جنبه دین وشرع این الفاظ را به کار می برید واگر هم برای بعضی تحریک آور باشد یا عده ای بخندند اشکال ندارد چون دیگر به مرور این مسئله برایشان عادی می شود بالاخره از یک سن ویک جایی باید شروع کرد در ثانی شما اگر به خاطر ملاحظه آنهایی که این علایم را ندارند بخواهید این مسئله را کتمان کنید نسبت به آنهایی که به سن تکلیف رسیده اند اجحاف کرده ومسئولیت شرعی به گردن شما می آید
صحت قرائت نماز:
از
کارهای مهمی که یک مربی پرورشی در سال اول راهنمایی باید انجام دهد تصحیح
قرائت نماز است قبل از پرداختن به مسئله احکام
نماز در وهله اول باید قرائت نماز صحیح شود دانش آموزان واقعا درزمینه
صحیح خواندن نماز مشکل دارند برای این کار حدود 4 جلسه برای هر کلاس وقت
بگذارید در جلسه اول تمام نماز از اول تا آخر را برای دانش آموزان با
اعراب گذاری کامل بنویسید وآنها هم یادداشت کنند در اعراب گذاری کاملا سخت
گیری کنید که کسی غلط ننویسد سوره حمد وتوحید ذکر رکوع وسجده - تسبیحات
اربعه - دعای مشهور قنوت - تشهد وسلام را بنویسید ویک بار خودتان از اول
تا آخرتمام این سوره ها واذکار را جمله به جمله بخوانید ودانش آموزان نیز
تکرار کنند البته اگر اینها را به صورت یک برگه چاپی وتایپ شده در اختیارشان قرار دهید بهتر است
بعد از آن حروفی که تلفظ آنها در زبان عربی با فارسی متفاوت است را بنویسید که عبارتند از 9 حرف: ح-ع- ص - ض- ط- ظ- ذ- ث- و
تلفظ این حروف در نماز برای کسی که بتواند آنها را بیاموزد لازم است به هر حال نماز به صورت عربی است وباید تا حد امکان قواعد تلفظی در زبان عربی رعایت شود هر چند که رعایت دیگر قواعد تجویدی لازم نیستند مثلا اگر شما حرف ح را در جمله الحمدلله از حلق تلفظ نکنید طبق قانون زبان عربی الهمد گفته اید نه الحمد یا اگردر تلفظ حرف ذ زبان را میان دندانها قرار ندهید الزین گفته اید نه الذین یا اگر در تلفظ حرف ص قاعده مخصوص به تلفظ این حرف را رعایت نکنید سراط گفته اید نه صراط ومسلم است که نزد عرب زبان چنین نمازی غلط است وتلفظ این حروف به صورت فارسی کاملا غلط ومضحک است بنابراین اگر از قواعد تجویدی فقط تلفظ این حروف را مهم ولازم بگیرید کافی است عدم ما بقی قواعد تجویدی مخل به صحت قرائت نماز نیست هر چند که رعایت آنها نیز بایسته ونیکوست
اما نحوه تلفظ حروف:(به نحوی که بنده بیان می کنم راحت تروملموس تر است)
ح وع: از حلق تلفظ می شوند(تشبیه حالت حلقی بودن مثل سرفه زدن از ته حلق است چون خیلی دانش آموزان حلقی بودن را درست متوجه نمی شوند )
ص: وسط زبان به سقف دهان ونوک زبان پشت دندانهای پایین قرار می گیرد
ض: سمت چپ نوک زبان پشت دندانهای سمت چپ جلوی دهان قرار می گیرد
ط: عقب زبان به سقف دهان می چسبد
ظ: نوک زبان پشت دندانهای بالا قرار می گیرد
ث و ذ: نوک زبان میان دندانهای بالا وپایین قرار می گیرد در واقع زبان کمی از میان دندانها بیرون می آید
و: لبها غنچه می شوند
هر یک از این حروف را مفصل توضیح داده ودانش آموزان یا داشت کنند آنگاه از تک تک آنها تلفظ هر یک از این حروف را سوال کنید وغلطهای آنها را اصلاح نمایید تلفظ دقیق این حروف نیاز به تکرار زیاد دارد از دانش آموزان بخواهید هر یک از این حروف را حداقل 50 بار در منزل تکرار کنند تا 4-5 جلسه بعد نیز از تمام دانش آموزان یک به یک نماز را سوال کنید در هر جلسه از همه دانش آموزان یک دور سوال نمایید درپرسش از نماز لازم نیست دانش آموزان حرکات رکوع وسجده وتشهد را به جا آورند این پرسش به صورت عادی باشد هر دانش آموز که بدون غلط نماز را بخواند ونمره بیست بگیرد دیگر از او سوال نمی شود واز بقیه دوباره در جلسه بعد سوال شود روی این کار اگر دو ماه هم وقت بگذارید خوب است تا همه دانش آموزان نمازشان را کامل یا د نگرفته اند رهایشان نکنید البته صحت قرائت اولی است تا رعایت حروف باز در هر جلسه از نو خودتان دوباره جمله به جمله نماز را بخوانید ودانش آموزان تکرار کنند تا کاملا ملکه ذهنشان شود ودر حین تکرار نگاه آنها فقط باید به روی نوشته های دفترشان باشداگر هم به تنهایی حوصله ووقت سوال ندارید از یکی از دانش آموزانی که صحت قرائت نمازش کامل است برای پرسش کمک بگیرید
غلطهای فاحش دانش آموزان در قرائت نماز :
الحمدرالله - عالمین (به کسر لام) - الرحمن الرحیم مالک ( یکی کردن میم در رحیم ومالک) - مالک ( به فتح کاف) - یوم(به ضم یاء)- ایاک (بدون تشدید یاء) - العمت- ولاالضالین (بدون تشدید لام)- سبحان ربی عظیم - سبحان ربی الاعظیم - اشهد انّ لا اله الا الله - وحدُه (به ضم دال) -لا شریک له (به تشدید لام) -محمدَ(بدون تنوین)- عبده( به فتح دال) - السلام علیک یا ایها النبی -
منزلت وآثار نماز :
بعد از مبحث صحت قرائت نماز وقبل از پرداختن به احکام نماز از رساله ، به بیان اهمیت نماز در اسلام پرداخته ودر یکی دو جلسه در این مورد صحبت کنید بنده در مورد آثار وشروط وموانع پذیرش نمازاز آیات وروایت مطالبی را جمع آوری کرده ام که در اینجا ذکر می کنم :
منزلت:
سلاح مومن - نخستین عملی که از بندگان بالا برده می شود- نور مومن وعامل
نجات او در قیامت- اولین چیزی که از بندگان سوال می شود- وسیله سنجش
وقبولی اعمال- محبوب ترین عمل نزد خداوند- عهد وثیق خدا از بندگان- اولین
عبادت واجب در اسلام- سنت همه پیامبران الهی- دژ مستحکم در برابر شیطان-
حجت بین انسان وخداوند- آخرین وصیت رسول خدا وامام صادق علیما السلام-
پرچم اسلام وستون دین- وسیله عبور از صراط- شفیع نزد فرشته مرگ- توشه
انسان به سوی آخرت- مونس انسان در قبر- نگهبان الهی در زمین- معراج مومن-
کلید بهشت
آثار:
خشم - حسادت وسیاهی چهره شیطان- خشنودی وجلب رحمت پروردگار- فرو نشستن آتش
گناهان- دوری از کبر وخود بینی- دوری از فحشا ومنکر- نشاط وآرامش باطن-
وصول به مقام قرب - جلب روزی وبرکت- استجابت دعا-
موانع پذیرش:
لقمه حرام- خشم بر والدین- خشمگین نمودن شوهر- غیبت مسلمان- خیانت به مومن- نوشیدن شراب- اذیت همسر- نپرداختن زکات- ظلم- ریا
شروط پذیرش:
حضور قلب- ولایت ائمه اطهار ونفرت از دشمنان آنها - فروتنی در مقابل خداوند - تواضع در مقابل بندگان خدا- دستگیری نمودن از ضعفا وگرسنگان
عواقب سبک شمردن نماز:
(این عواقب مربوط به کسانی است که نماز می خوانند اما آن را سبک وکم اهمیت می دانند)
مستحبات ومکروهات نماز:
مستحبات:گفتن
اذان واقامه- مسواک زدن قبل از نماز که ثواب نماز را مضاعف برابر می کند-
به دست کردن انگشتر عقیق- پوشیدن لباس تمیز وسفید - استعمال بوی خوش-
اقامه نماز در اول وقت- سجده بر تربت امام حسین علیه السلام- خواندن دعا
وتعقیبات بعد از نماز- خواندن دعا وتعقیبات بعد از نماز - تخلی کردن قبل از نماز
مکروهات:
پوشیدن لباس سیاه - چرکین وتنگ - نماز خواندن مقابل انسان یا عکس وپیکر-
خواندن سوره توحید به یک نفس- بازی کردن با ریش ومحاسن یا دست خود- سکوت
برای شنیدن حرف دیگران- نماز خواندن در حال خواب آلودگی - فکر کردن به
گرفتاریها وامور دنیوی- با عجله نماز خواندن- نگاه کردن به اطراف -
نکته: در مورد بعضی موارد مثل ثواب واهمیت تعقیبات - فضیلت نماز اول وقت و... بحثهای مفصلی داشته باشید وبه خصوص از داستان و روایت به نحو کافی استفاده کنید البته بهتر است فضائل وآداب گفته شده را به صورت چاپی وبا طرحی زیبا در اختیار دانش آموزان قرار دهید
روش تدریس با کتاب رساله:
لازم نیست که شما از روی رساله درس دهید وهمه رساله را با دانش آموزان کار کنید خیلی از قسمتهای رساله نیز فعلا مربوط به رده سنی انها نیست مثل احکام جهاد وازدواج وطلاق و وصیت و خرید وفروش و...لکن همین مسائل هم بی فایده نیست چون خیلی دانش آموزان خودشان کنجکاوانه در این ابواب وارد شده ومطالعه می کنند از اینکه بعضی مطالب مثل احکام زنان والفاظی مثل نزدیکی وغیره در رساله وجود دارد هیچ اشکالی وجود ندارد چون دانش آموزان با این واژه ها به دید احکام شرع می نگرند نه صرفا مسائل جنسی وتازه می دانند که این مسائل تنها جنبه آنچنانی ندارد بلکه روی اینها کلی احکام شرعی حمل می شود ممکن است در وهله اول برایشان کنجکاوی ایجاد کند اما بعد از مدتی برایشان عادی می شود
بچه ها برای کلاس پرورشی باید یک دفتر مخصوص تهیه کنند ومطالب را بگویید وآنها بنویسند ، لازم نیست که از روی رساله درس دهید بلکه شما در هر باب مثلا احکام پاک ونجس یا احکام نماز جماعت و.. کلیات واهم مسائل را که بیش از دیگر مسائل مبتلا به هستند را با بیان ساده تر از رساله وخلاصه تر می گویید وتوضیح می دهید ودانش آموزان می نویسند آنگاه در مسائل اختلافی از دانش آموزان می خواهید که رساله را باز کنند وفتوای هر مرجع تقلید برای آنها خوانده شود بعضی مسائل رساله هم نیاز به نوشتن ندارد بلکه فقط تو ضیحشان می دهید طوری برنامه رساله را تنظیم کنید که در طول شش ماه آنچه را لازم ومهم است بگویید وبقیه کار را به خود آنها واگذارید
خود شما هم باید یک رساله که جامع تمام نظرات مراجع تقلید است را تهیه کنید مسائل اختلافی دیگر نیاز به نوشتن ندارد بلکه فقط آنها را بیا ن کنید پس شما کلیات واهم احکام را می گویید وبقیه را به خود دانش آموزان وامی گذارید تا مطالعه کنند فقط شما باید کاری کنید که دانش آموزان خود راغب ومایل به خواندن رساله شوند مجبورشان به خواندن نکنید بلکه شوق خواندن ومطالعه را در وجودشان ایجاد کنیدبه آنها تاکید کنید که در حفظ درست این کتاب کوشا باشند وجایگاه عظیم مرجعیت واحترام نسبت به آنها را یاد آور شوید کسانی که به سن تکلیف می رسند شخصی را که به عنوان مرجع انتخاب می کنند تا آخر همان مرجع ایشان است
بحث تهیه رساله هم شامل دختران می شود وهم شامل پسران درست است که دخنران قبل از این سن به تکلیف رسیده اند اما خواندن رساله برای آنها کمی زود وسخت است نهایتا مسائل مربوط به نماز وروزه آنها باید باید در دوره دبستان توسط توسط مربیان ووالدین در حد لازم وضروری گفته شود
مطالبی از رساله را که باید تدریس نمایید:
1- احکام نجاسات ومطهرات - استبراء ومسائل مربوط به آبهایی که از انسان خارج می شود(بول - منی- مذی - مدی - وذی)- احکام وضو- احکام غسل- احکام حیض واستحاضه (برای دختران) احکام نماز- احکام نماز جماعت- احکام روزه - احکام خمس- احکام امر به معروف ونهی از منکر- احکام نگاه کردن ومحرم ونامحرم (در مبحث احکام ازدواج)
همان
طور که گفته شد در این تدریس مهم ترین مسائل واحکام مبتلا به را بیان می
کنید ما بقی را به خود دانش آموزان واگذارید بعد از اتمام دوره
خلاصه از تدریس رساله بعضی واجبات دیگر را که جزو واجبات عبادی نیستند ودر رساله نیامده را برای دانش آموزان بیان کنید ودر مورد
هر یک از آنها توضیح مفصل دهید
در بیان مسائل واجب تنها به بیان احکام اکتفا نکنید بلکه داستان ها و نقل ها وروایات مربوط به عواقب ترک هر یک از این واجبات ونیزپاداش کسانی که به این واجبات عمل کنند و همچنین فضیلت آنها را بیان کنید ومهم تر از همه فلسفه وجودی هر یک از این واجبات را نیز بگویید
چیزهایی
که در خود رساله آمده لازم نیست که دانش آموزان در دفتر بنویسند مگر آنکه
شما بخواهید تقسیم بندی منظم یا بیان ساده وخلاصه وجامعی را ارائه دهید
همچنین سعی شود بیشتر چیزهایی در دفتر نوشته شود که بحث جانبی احکام است ودر
رساله نیست مثل فلسفه نماز یا خمس یا مثل عواقب ترک یا فضیلت آن
واجب ... سعی کنید حتما کلماتی که می دانید دانش آموزان معنی آن را درست در
رساله متوجه نمی شوند خوب توضیح دهید
نکته: همه مربیان احکام خمس را باید بیان کنند ولی احکام زکات از آنجا که عمدتا مربوط به بحث کشاورزی ودامداری می شود فقط در مدارس شهرهای کوچک وروستاها که شغل تعداد قابل توجهی از خانواده ها کشاورزی ودامداری است بیان شود
اصطلاحات شرعی:
معمولا بچه ها در خواندن رساله به کلمات واصطلاحاتی بر خو.رد می کنند که بدون فهم آنها ازدرک صحیح مطلب عاجز می شوند این واژه ها دو نوعند واژه هایی که خاص یک باب هستند مثل کلمه جبیره که مخصوص باب تیمم است ودوم اصطلاحاتی که عامند ودر هر باب از رساله تکرار می شوند مثل احتیاط واجب ومستحب .... بهتر است در یک یا دو جلسه مربی مجموعه ای از این واژه ها واصطلاحات را برای دانش آموزان بیان کند وآنها یاد داشت نموده وحفظ کنند البته بعضی رساله ها فرهنگ لغتی در پایان دارند لکن تمام واژه ها را ممکن است قید نکرده باشند ونیز ممکن است معنی وتوضیح در حد فهم بچه ها نباشد من در اینجا چند واژه را می آورم اگر شما خود واژه های بیشتری را می توانید اضافه نمایید البته در وهله اول واژه های عام را بیان کنید
1- فتوا: نظر ورای مرجع تقلید
2- مکلف: کسی که به سن تکلیف رسیده است (به فتح لام)
3- مقلد: تقلید کننده (به کسر لام)
4- استفتا: پرسیدن نظر مرجع تقلید
فرق فتوا واستفتا: در فتوا مرجع تقلید حکم را به طور مستقیم از روایات وآیات استخراج می کند ولی در استفتا جواب به طور مستقیم در آیات ورویات وجود ندارد بلکه مرجع تقلید جواب را از قواعد فقهی واصولی استخراج می نماید
5- اقوی: قوی تر
6- احوط: عملی که به احتیاط نزدیک تر است
7-
احتیاط واجب: جاییست که مرجع تقلید نتوانسته به نظر یقینی دست پیدا کند ولی
در عین حال ترک احتیاط را هم جایز نمی داند مثلا در اینکه آیا اجازه پدر
در ازدواج دختر شرط است یا نه به حکم قطعی نرسیده ولی در عین حال چون ترک
اجازه خلاف احتیاط است ولزوم اذن خالی از قوت نیست احتیاط واجب به لازم
بودن اذن پدر می دهد در این صورت مقلد یا باید به همان دستور احتیاط عمل
کند یا در آن مسئله به فتوای مرجع اعلم دیگر رجوع کند
8- احتیاط مستحب: جاییست که مرجع تقلید به رای واجتهاد خود به اطمینان وحجت رسیده است لکن چون بازنظر مقابل آن خالی ازاحتمال نیست نسبت به آن دستور احتیاط مستحب می دهد مثلا مرجع به این فتوا رسیده که در نماز خواندن یک بار تسبیحات اربعه کافی است اما در عین حال می گوید که بهتر است احتیاط ترک نشود وسه بار خوانده شود در این صورت ملکف اگر یک بار تسبیحات اربعه را بخواند کفایت می کند ولی اگر به احتیاط عمل کرده وسه بار بخواند بهتر است
9- اولی: بهتر ونیکوتر
10واجب عینی: واجبی است که بر هر فرد جداگانه تعلق می گیرد مثل نمازهای یومیه که هر فرد باید برای خود بخواند
11واجب کفایی: بر خلاف واجب عینی است وآن واجبی است که در وهله اول بر عهده همه می آید ولی اگر بعضی آن را انجام دهند از عهده دیگران بر داشته می شود مثلا اگر مسلمانی بمیرد خواندن نماز میت بر او برای همه مردمی که از مرگ او باخبرند واجب است لکن اگر عده ای بر او نماز بخوانند از عهده دیگران برداشته می شودیا مثل جواب سلام واجب است ولی اگر یک نفر در جمع جواب سلام سلام کننده را بدهد از عهده دیگران ساقط می شود
12- واجب تعیینی: آن است که فقط همان واجب بر عهده انسان است وچیزی جایگزین آن نمی شود مثل نماز ظهر ومثل حج ومثل روزه ماه رمضان مثلا نمی توان به جای خواندن نماز صدقه داد یا به جای حج روزه گرفت ...
13 واجب تخییری یا اختیاری : بر خلاف واجب تعیینی است یعنی اینکه انسان اختیار دارد از چند گزینه واجب یکی را انتخاب کند مثلا کسی که در ماه رمضان عمدا روزه خود را می خورد باید کفاره دهد وکفاره او این است که یا 60 روز روزه بگیرد یا شصت فقیر را سیر کند
14- کفاره : مجازات شرعی ودینی
وموارد دیگر......
فلسفه تکلیف:
چرا خدا بر انسان تکلیف نهاده وچرا او مانند دیگر حیوانات وموجودات آزاد ورها نیست که هر کار دوست داشته باشد انجام دهد؟
فلسفه تکلیف:
1- انسان محبوب خداست وبرای اینکه نزد خدا محبوب باقی بماند واز او دور نشود باید تکلیف وعبادت داشته باشدتکلیف باعث می شود انسان از یاد خدا غافل نشود
2- تکلیف وعبادت شکرانه نعمتهای بی شماری است که خدا به انسان داده است
3- روح انسان جز با سختی ومشقت پرورش نمی یابد وبه کمال نمی رسد وجوهره انسان همان گونه که خدا در قرآن فرموده با سختی گره خورده است " لقد خلقنا الانسان فی کبد"
4- تا تکلیف نباشد انسانها امتحان نمی شوند ومعلوم نمی گردد چه کسی مطیع خداست وچه کسی سر کش ونافرمان است
5- خدا برای انسان بهشت ونعمتهای مادی ومعنوی عظیمی در نظر گرفته که رسیدن به آنها بدون زحمت حاصل نمی شود
6- با تکلیف بین انسان وحیوان فاصله وفرق ایجاد می شود در واقع تکلیف لطف خدا بر انسان است که او را لایق خطاب وهم صحبتی ومعامله با خویش قرار داده است
چرابعضی احکام رساله ها مختلفند؟
این سوالی است که خواه وناخواه دانش آموزان می پرسند دلیلش این است که برای فهم احکام تنها قران کافی نیست بلکه دهها هزار حدیث هم در کنار آن داریم حال اینکه چه حدیثی برای ما حجت است وچه حدیثی نیست واینکه چگونه باید حدیث را تفسیر ومعنا کنیم این کار فقیه است در کنار آن دهها قاعده فقهی واصولی نیز هست که مربوط به استخراج احکام می باشد حال گاه بین فقها اختلافاتی در مبانی استنباط یا فهم حدیث یا واژه به وجود می آید
چرا سن تکلیف دختر وپسر متفاوت است؟
این هم سوالی است که برای خیلی ها پیش می آید اولا: جنس مونث بعد ونمود جنسی قوی تری نسبت به مذکر دارد واگر زود تحت تکلیف وکنترل واقع نشوند خیای زود زمینه فساد هم برای او وهم جنس مخالف ایجاد می شود تکلیف، حجاب وعبادت هم رابطه معنوی را با خدا بیشتر می کند وهم سدی در برابر فساد است ثانیا: اسلام خواهان آن است که دختران زود ازدواج کنند با ایجاد تکلیف حس اعتماد به نفس وشخصیت زودتر در وجود انسان شکل می گیرد وبرای پذیرش مسئولیت زندگی نیز آماده تر می شود وقتی که صحبت از بلوغ می کنیم یعنی اینکه او دیگر از حیطه بچگی وطفولیت خارج شده است ثالثا: دختران در این سن در آنچه که مربوط به وظایف وعقل ودرک زنانه است کامل می شوند ولی پسران هنوز باید تجربیات بیشتری کسب کنند وعقلشان کامل تر شود چون حیطه مسئولیتهای آنان در زندگی وسیع تر وخطیر تر از زنان است
احکام پنج گانه :
از نظر اسلام هیچ فعل وحرکتی حکمش از این پنج خالت خارج نیست :
1- حرام: آن است که ترک آن لازم است وانجام آن موجب عذاب ومجازات الهی است مثل دزدی- دروغ نوشیدن شراب- و....
2- واجب: آن است که انجام دادن آن لازم است وترک آن موجب عذاب ومجازات الهی است مثل نماز وروزه ...
3-
مستحب: آن است که انجام دادن آن خوب ونیکو ومستوجب ثواب وفضیلت است ولی
ترک کردن آن هم اشکال ندارد وموجب عذاب نیست مثل مسواک زدن - صدقه دادن
- زیارت ودعا وقرآن خواندن - و....
4- مکروه: آن است که انجام دادن آن ناپسند است ولی گناه نیست وعذاب ندارد مثل خندیدن با صدای بلند - دراز کردن پا جلوی دیگران - پوشیدن لباس سیاه در نماز و....
5- مباح : آن است که انجام دادن یا ندادن آن مساوی است مثل خوابیدن - تفریح کردن- خوردن وآشامیدن ....- لکن همین امور اگر در آنها نیت الهی وقصد خدایی باشد دارای ثواب خواهند بود مثلا اگر انسان برای این بخورد وبیاشامد تا نیرو بگیرد و بندگی خدا را بکند یا اینکه بخوابد تا برای انجام وظایفی که خدا بر عهده او نهاده با شادابی بیشتر از جای بر خیزد یا حتی تفریح یا مهمانی رفتنش برای خدا باشد قطعا مستوجب ثواب وکمال برای انسان خواهند بود
نمونه هایی از مسائل قابل بیان:
1- نجاسات ومطهرات :
در وهله اول بچه ها باید فرق بین نجس وکثیف ونیز تمیز وپاک را بدانند
پاک
ونجس اصطلاح شرعی وتمیز وکثیف اصطلاح عرفی اند وبین آنها فرق است وهیچ
ملازمه ای نیست که اگر چیزی از نظر شرع نجس است عرفا هم کثیف باشد یا اگر
چیزی از نظر شرع پاک باشد عرفا تمیز محسوب شود پاک در اصطلاح شرعی با پاک در اصطلاح عرفی و لغوی به یک معنا نیستند
ما در اسلام بعضی چیزها را نجس می دانیم مثل خون- منی - ادرار - و...
نجس به پلیدی های مشخصی گفته می شود که نماز خواندن با لباس یا بدنی که به آنها آلوده شده اشکال دارد مثلا اگر ذره ای بول وادرار در لباس باشد تا زمانی که با آب کر یا قلیل وبا شرایط گفته شده تطهیر نگردد نمی توان با آن لباس یا بدن نجس نماز خواند
حال فرض کنید لباسی را نو خریده اید و از نظر شما اصلا کثیف نیست ولی این لباس به یک قطره کوچک از ادرارآلوده می گردد در اینجا لباس عرفا تمیز وشرعا نجس است یعنی اینکه نمی توان با آن نماز خواند بر عکس یک لباسی خیلی چرک شده وعرق به خود گرفته است ولی آلوده به هیچ یک از نجاسات شرعی نیست این لباس عرفا کثیف وشرعا پاک است یعنی می توان با آن نماز خواند بنابراین پاک ونجس شرعی فقط مربوط به مسئله نماز است والا خود شرع هم عرفا کثیف را کثیف وتمیز را تمیز می داند وهیچ کس مثل شریعت اسلام به امر تمیزی ونظافت اهمیت نداده تا جایی که نظافت را جزوی از ایمان می داند
مرحله دوم بیان نجاسات است بعضی چیزها نجس بودنشان بین فقها اتفاقی است ودر بعضی نیز اختلاف است مثل کافرو عرق جنب از حرام ، آنها که اختلافی است باید دقیقا فتوای هر مرجع را بیان کنید بعضی از نجاسات که مبتلا به نیستند را هم اصلا لازم نیست بحث کنید مثل عرق شتر نجاست خوار فقط چیزهای مبتلا به را بیان کنید
هر کدام از این نجاسات ولو به مقدار بسیار کم در لباس یا بدن موجب بطلان نماز می شود غیر از خون که مقدار کم آن (به اندازه یک سکه کوچک) اشکال ندارد
در بحث مست کننده تنها شراب وآبجو نیست که حرمت می آورد بلکه هر چیزی که عقل انسان را زائل کنذ که قرصها ومواد روانگردان نیز از این جمله اند
اما آب انگور وآب جو در صورتی نجسند که دو سوم آنها بجوشد وتبخیر شود
علت حرمت شراب: علاوه برضررهای جسمی وروحی دلیل اصلی آن در اهانت به عقل است اول چیزی را که خدا خلق کرد عقل بود " اول ما خلق الله العقل"خداوند از بهترین چیزها شروع به خلق کرد وبهترین چیز عقل است شما وقتی به یک شخصیت والا ومحترم توهین می کنید گناهتان سنگین است بنابراین خوردن شراب هم نوعی توهین به عقل است که گناهش به مراتب سنگین تر است
در مورد سگ وخوک ممکن است دانش آموزان از نگهداری سگ در خانه سوال کنند نظر اسلام نهی وکراهت در این مسئله است مگر نگهداری سگ نگهبان برای مزرعه یا خانه بزرگ آنهم به شرط اینکه در دورترین نقطه از خانه سکنی داشته باشد
در مورد نجاست کافر دقت داشته باشید که کافر دو نوع است یکی کافر کتابی ودیگری غیر کتابی قول اصح این است که کافر کتابی نجس نیست این اختلاف به خاطر آیه قران است که می فرماید " انما المشرکین نجس" حال اینکه آیا منظور از مشرک مطلق کافر است یا کسی است که خدارا قبول ندارد ویا غیر مسلمانی است که با اسلام وتعالیم انبیا مخالفت وعناد دارد این جای اختلاف است
یکی از علتهای اختلاف مراجع در فتوا مربوط به معنی کلمات می شود مثلا اینکه چرا در مورد نجس بودن کافر اختلاف است به خاطر کلمه شرک در آیه " انما المشرکون نجس" است در اینجا اختلاف وجود دارد که آیا منظور از این نجاست نجاست معنوی است یا جسمی ثانیا اختلاف است که آیا منظور از مشرک مطلق غیر مسلمان است یا کسی است که حقیقتا برای خدا شریک قائل است وقائل به توحید نیست یا اینکه اصلا خدا را قبول ندارد ؟ یا اینکه در مصادیق زمین ( که یکی از مطهرات است) اختلاف است به خاطر اینکه در آیه کلمه " صعید" آمده که به معنی زمین است حال آیا زمین منظور نظر شامل موزاییک و زمیم گچی وآهکی وغیره هم می شود یا فقط زمین طبیعی وغیر معدنی باید باشددر این مسئله اختلاف است
آب دو نوع است 1- کر 2- قلیل . اگر لباس یا شی نجس با آب قلیل بر خورد کند آب را نجس می کند ولی اگر با آب کر بر خورد کند آن را نجس نمی کند مگر آنکه رنگ یا بو یا مزه آب را عوض کند شیوه شستن لباس با آب قلیل به این صورت است که آب را باید دو بار از بالا به پایین بریزیم ودوبار لباس نجس را بفشاریم
در تقسیمی دیگر آب به دو نوع مطلق ومضاف تقسیم می شود مسئله ای که مورد ابتلای خیلی از مردم است نحوه شستن لباس در ماشین لباسشویی است ظرفیت ماشین های لباسشویی به اندازه آب کر نیست وبرای اینکه لباس نجس در آن پاک شود باید اول لباس را انداخته وبعد شیر آب باز شود تا در حالی که شیر باز است لباس با همان آب شیر که کر است پاک شود همچنین اول باید لباس پاک شود بعد پودر لباسشویی بریزیم چون در غیراین صورت آب ماشین لباسشویی مضاف می شود همچنین قبل از اینکه لباس را در ماشین بیاندازیم باید اگر عین نجاست در آن است بر طرف شود بنابراین منظور از پاک شدن ،پاک شدن متنجس است وگرنه خود نجس هیچ گاه پاک نمی شود
نکته:
1-آب لوله کشی کر است به شرط آنکه به صورت پیوسته تا زمانی که لباس نجس کاملا پاک می شود در طشت یا ماشین لباسشویی باز باشد2- در صورتی که لباس را با آب قلیل بشوییم آبی که از آن لباس با فشردن خارج می شود نجس است 3- در صورتی که بدن نجس باشد و آن را با آب قلیل مثل آبی که از دوش به پایین می ریزد بشوییم بدن پاک می شود ولی آبی که از بدن خارج می شود وروی زمین می ریزد نجس است بنابراین بهتر است جای نجس از بدن را با آب کر یا متصل به کر بشوییم
احکام غسل جنابت :
از غسل جنابت چند مورد مهم را بگویید:
1- در غسل اول سروگردن بعد طرف راست بدن وبعد طرف چپ بدن را می شوییم در شستن هر قسمت اگر آب به جاههای دیگر برسد اشکال ندارد2- بعد از غسل جنابت با همان غسل می توان نماز خواند ونیاز به وضو نیست مادامی که انسان هیچ کدام از مبطلات وضو را انجام نداده باشد 3- در غسل ترتیب لازم است اما موالات لازم نیست4- در غسل مثل وضو باید مانعی از رسیدن آب به بدن مثل انگشتریا چسب و... وجود نداشته باشد 5- چند غسل را با یک غسل می توان انجام داد مثل غسل جمعه وغسل جنابت یا غسل حیض وغسل جنابت (یعنی برای انجام هر یک لازم به چند غسل نیست بلکه همه را با یک غسل نیت می کنیم)6- همه غسلها به یک صورت انجام می شوند ولی نیتشان فرق دارد 7- بعد از جنب شدن تا غسل جنابت انجام ندهیم نمی توانیم نماز بخوانیم
نکته:
از مسائلی که باید بیان شود مسئله وسواس است یک مسلمان نه باید نسبت به
مسائل شرعی بی تفاوت باشد ونه باید بیش از آنچه خدا گفته خود را به زحمت
بیاندازند وبه وسواس گرفتار شوند یکی از مطهرات در اسلام غایب شدن مسلمان
است این به خاطر جلوگیری از امر وسواس است خدا می گوید اگر دیدید مسلمانی
بدن یا لباسش نجس شد مدتی که او راندیدید لباس یا بدن او برای شما پاک است
ونیاز به سوال کردن از خود او نیست
احکام نماز جماعت:
معنی امام وماموم: امام به پیش نماز می گویند وماموم به کسی می گویند که پشت سر او به نماز می ایستد
1- غیر از حمد وسوره بقیه اذکار را خود باید بخوانیم2- هر گز نباید به طور عمد حرکات نماز را جلوتر از امام انجام دهیم 3- باید در جایی قرار بگیریم که به امام جماعت متصل باشیم یا از بغل به صفوف جماعت متصل باشیم یا از جلو به عبارتی فاصله ما با نفر کناری نباید بیشتر از یک قدم معمولی باشد یا فاصله جای مهر ما با قدمهای نفر جلو نباید بیشتر از یک قدم معمولی باشد از یک طرف هم که متصل باشیم کافی است 4- در دو حالت می توانیم به امام جماعت اقتداکنیم اول در حالتی که ایستاده ومشغول خواندن حمد یا سوره یا تسبیحات اربعه است ودوم در حالی که به رکوع رفته است 5- اگر در رکوع بخواهیم اقتدا کنیم الله اکبر را می گوییم وبعد از مقداری مکث به رکوع می رویم وآن رکعت اول ما حساب می شود 6-- در صورتی که امام در حال رفتن به رکوع است یا دارد از رکوع بر می خیزد نمی توان به او اقتدا کرد 7- در صورتی که امام در رکعت سوم یا چهارم باشد وتسبیحات اربعه می خواند افتدا کنیم باید حتما حمد وسوره را بخوانیم ولو اینکه در بین خواندن حمد یا سوره امام به رکوع رود لکن اگر بیم داریم قبل از تمام شدن سوره امام سر از رکوع بر دارد می توان بعد از خواندن حمد سوره را نخواند یا آن را نصفه رها کرد چون اگر به رکوع امام نرسیم نماز ما فرادی می شود پس بهتر است در رکعت سوم وچهارم برای اقتدا کردن صبر کنیم امام به رکوع رود بعد اقتدا کنیم 8- اگر امام در رکوع باشد وما اقتدا کنیم وقبل از آنکه به رکوع رویم امام سر از رکوع بر دارد دو کار می توانیم بکنیم اول اینکه نمازمان را فرادی بخوانیم دوم اینکه صبر کنیم امام به سجده رود وبعد بر خیزد وهنگامی که بر خاست از آنجا رکعت اول ما به جماعت حساب می شود ودیگر لازم نیست دوباره تکبیر بگوییم 9- اگر در رکعت دوم به امام برسیم زمانی که امام برای تشهد می نشیند چون ما رکعت اولمان است وتشهد نداریم باید برسر انگشتان دست پا به حالت نیم خیز بنشینیم تا زمانی که امام بلند می شود وآنگاه در رکعت بعدی که امام تسبیحات اربعه می خواند ما چون رکعت دوممان است باید حمد وسوره به صورت آهسته بخوانیم( معنی آهسته خواندن این است که تارهای صو تی به ارتعاش در نیایند مثل حالت در گوشی صحبت گردن) آنگاه در رکعت سوم امام که بلند شد ما باید بنشینیم تشهد بخوانیم وبعد بلند شویم وخود را به امام برسانیم واگر در رکعت چهارم به امام برسیم وقتی که امام به تشهد می نشیند ما هم می توانیم به حالت نیم خیز بنشینیم تا امام تشهد خود را تمام کند وبعد بر خیزیم وهم می توانیم از همان اول تشهد بلند شویم
احکام نماز جماعت حدود 60- 70 مسئله اند لکن شما از نماز جماعت همین مقدار رابیان کنید کافی است
احکام خمس:
ممکن است سوال شود چه نیازی به بحث خمس برای این رده سنی است ؟ جواب این است که اگر بعضی خانواده ها از این واجب شرعی غافلند دانش آموز بعد از درک این مسئله کما بیش خانواده خود را در جریان بحث خمس وتفهیم این واجب شرعی می گذارد بحث خمس از مباحث مهمی است که متاسفانه در جامعه ما خیلی نادیده گرفته می شود این احکام از همین سن باید به آنها تعلیم داده شوند وگرنه نه خودشان اهل مطالعه اند نه خانواده ها این مسائل را به آنها می گویند هر چند که خمس برای این رده سنی مورد ابتلا نیست ولی وقتی بزرگ واهل کار ودر آمد شوند با مسئله خمس نا آشنا نخواهند بود هر چه زودتر باورهای دینی در وجودشان راسخ شود در بزرگسالی با آمادگی وطوع بیشتر به واجبات خود عمل می کنند.
خمس به موارد متعددی تعلق می گیرد ولی مربی فعلا دو مورد آن را که شایع است بیان می کند یکی خمسی که به در آمد تعلق می گیرد ودوم خمسی که به مال حلال مخلوط به حرام تعلق می یابد
خمس در آمد:
معنی کلمه خمس : خمس یعنی یک پنجم . هر یک از اعداد زبان عربی به وزن فُعل برود به معنی یک بخش خود می شوند مثلا ثالث یعنی سه وقتی که به وزن فعل رود ثلث می شود یعنی یک سوم همچنین رابع= ربع خامس= خمس سادس= سدس....
از احکام خمس در آمد فقط موارد ذیل را بگویید کافی است :
1- هر مسلمان یک روز خمسی دارد وآن روز اولین روزی است که در زندگی خود کسب در آمد کرده چه به صورت حقوق چه سود تجارت وخرید وفروش وچه سود سرمایه گذاری باشد
این روز روز خمسی شخص محسوب می شود واو موظف است هر سال در آن روز هر چه از پول یا جنسی که در طول سال به دست آورده وخرج نکرده ودر آن روز در دست او یا در حسابش مانده یک پنجم آن را خمس دهد اگر چیزی نمانده باشد که خمسی بر گردن او نیست والی گر اضافه آمده باشد باید یک پنجم آن را خمس دهد مثلا فرض کنید من روز اول مهر اولین در آمد خود رادر زندگی کسب کرده ام از این روز تا روز اول مهر سال دیگر هر چه حقوق یا سود به دست می آورم هر آنچه را که در زندگی لازم است وخرج می کنم که هیچ ولی هر چه در روز اول مهر سال آینده اضافه در دستم ماند باید یک پنجم آن را خمس دهم دوباره از آن روز تا روز اول مهر سال بعد به همین صورت ودوباره از آن روز تا روز اول مهر سال بعد والی آخر
2- مالی را که انسان یک بار خمس آن راداده دیگر خمس ندارد مثلا اگر من امسال 500 هزار تومان در روز خمسی ام در بانک داشتم که خرجش نکرده ام باید 100 هزار تومان آن را خمس دهم ودیگرآن صد هزار تومان ما بقی اگر تا ده سال دیگر هم در بانک باشد خمس ندارد مگر آنکه سودی رویش بیاید آن گاه به آن سود( نه اصل پول) خمس تعلق می گیرد
3- مال انسان با دادن خمس کم نمی شود بلکه برکت نیز می یابد خداوند در قرآن می فرماید آنچه در راه خدا انفاق می کنید خدا آن را جایگزین می کند خمس علاوه بر اینکه به روال اقتصادی جامعه کمک می کند مایه امتحان انسان در مسئله بخل وبخشش نیز هست
4- خمس را باید به مرجع تقلید داد ولی لازم نیست خود به شخصه آن را به مرجع تقلید بدهیم بلکه می توان آن را به دفتر وجوهات که در هر شهر وجود دارد داد تا به دست مرجع تقلید برسانند
5- اگر انسان اولین روز در آمد خود ودر نتیجه روز خمسی خود را نداند باید با حاکم شرع مصالحه کند یعنی حاکم شرع یا مسئول خمس روزی را به عنوان روز خمسی شخص معین می کند
6- مالی را که انسان در زندگی خرج کرده خمس ندارد مگر آنکه در راه گناه خرج کرده باشد یا در خرج اسراف وزیاده روی وتجمل گرایی بیهوده کرده باشد بنابراین اگر کسی به اتومبیل اضافه نیاز ندارد یا اتومبیل گران قیمت 50 میلیونی بخرد باید خمس اضافه بر نیاز را بدهد برای همین تجمل گرایی واسراف در اسلام جایی ندارد وهر تجمل گرایی مشمول خمس است بعضی ها نیز به خیال خود برای آنکه از خمس فرار کنند قبل از رسیدن روز خمسی چیزی را می خرند وبه طور ساختگی وظاهری از آن استفاده می کنند در حالی که اینجا هم خمس به انسان تعلق می گیرد زیرا استفاده باید استفاده واقعی باشد نه ساختگی مثلا خانمی به اندازه کافی طلا والنگو وگردن بند دارد برای آنکه از خمس فرار کند پولش را می دهد ویک گردن بند طلا می خرد وبه گردن می اندازد در حالی این کار برای فرار از خمس است واو نیاز به گردن بند اضافه ندارد بنابراین باید خمس دهد
7- برفقیر ومستمند خمس واجب نیست خیلی ها برای فرار از خمس خود را فقیر ونادار جلوه می دهند در حالی که فقیر به کسی می گویند که از تامین ضروریات اولیه زندگی یعنی خوراک - پوشاک ومسکن ولو مسکن اجاره ای عاجزباشد بنابراین نداشتن خانه یا مسکن شخصی دلیل بر ندادن خمس نمی شود یعنی اگر کسی پول داشته باشد که بتواند خانه ای اجاره کند یا با تاکسی رفت وآمد کند باز باید خمس بدهد
8- دادن خمس وزکات شکرانه است یعنی انسان در قبال شکر اینکه سالم خلق شده وبا ابرومندی کار می کند و به خاطر کار در جامعه دارای ارزش واحترام است باید به شکرانه آن خمس وزکات بدهد فطریه نیز شکرانه سی روز توفیق بندگی وطاعت انسان وورود در مهمانی خداست
فرق بین مالیات - خمس - زکات - فطریه - صدقه:
مالیات پولی است که افراد به دولت در قبال خدمات اجتماعی مثل راه وجاده وپارک و پل و روشنایی معابر و صدا وسیما و ... می دهند ولی بقیه جنبه شرعی دارند وباید به مرجع تقلید پرداخته شوند (در اصل باید به امام معصوم داده شود ولی چون امام معصوم غایب است به نایب امام یعنی مراجع اعلم وافقه واعدل داده می شود) جای مصرف هر یک از اینها نیز متفاوت است مثلا جاههایی که خمس خرج می شود غیر از جاههایی است که زکات خرج می گردد باز فرق بین خمس وزکات وفطریه با صدقه این است که صدقه مستجب است وسه تای دیگر واجب
نکته: در بیان این مسائل فقط منحصر به بیان احکام نشوید بلکه از روایات وداستان ها وآیات نیز در مورد اهمیت ونیز عقوبت کسانی که خمس وزکات نمی دهند بهره ببرید مثل قصه قارون و اینکه در روز قیامت کسانی که پولها را در گنجینه ها انبار نموده ودر راه خیر خرج ننموده اند خداوند آن سکه ها را در آتش جهنم داغ می کند و بر پهلو وپیشانی آنها می زند......
اینها فقط چند مورد از موارد قابل بیان است بقیه مسائل مهم ابواب رساله را به همین ترتیب به صورت خلاصه وساده بیان کنید
بعد
از اتمام رساله واجبات دیگری که خارج از رساله می باشد را هم در دو سه
جلسه بیان نمایید مثل:تولی وتبری- توبه از گناه- شکرنعمتهای خدا (زبانی- قلبی وعملی)
- جواب سلام دادن و......
- راهنمای تدریس پرورشی

بخش دوم : گناه شناسی
مدت زمان تدریس این بخش بین 4 تا 5 ماه است
شناخت گناهان در کنار شناخت واجبات اساس و پایه علمی دین را تشکیل می دهد وجای بیان آنها در همین مقطع سنی است برای تدریس گناه شناسی کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب را تهیه کنید البته من معتقد نیستم که همه گناهانی که در این کتاب ذکر شده اند جزو گناهان کبیره اند ودر مقاله " مفهوم عدالت ومصادیق آن" عرض کرده ام که ملاک کبیره بودن تنها وعده عذاب نیست چون به بعضی صغایر نیز وعده عذاب داده شده است علی هذا چند گناه است که در کبیره بودنشان شک نیست بعضی نیز هستند که مورد اختلافند ولی با این حال ما آنها را جزو گناهان کبیره می آوریم
گناه از یک جهت به کبیره یعنی بزرگ وصغیره یعنی کوچک تقسیم می شود لکن در سر کلاس صغیره را به کوچک معنی نکنید بلکه گناه عادی معنا کنید این گناهان عذاب ومجازات دارند اما نسبت به کبیره ها مجازاتشان پایین تر وبخشش آنها نیز در صورت توبه واقعی راحت تر از کبیره هاست عبارت صغیر وکوچک گمان بی اهمیت بودن را در ذهن دانش آموزان ایجاد می کندیک روز یکی از دانش آموزان از من پرسید آیا نگاه به نامحرم کبیره است یا صغیره من جواب دادم صغیره است دیدم خوشحال شد انگار که اصلا گفته ام گناه نیست
گناه درنگاه دیگر به گناه جوارحی وجوانحی تقسیم می شود گناهان جوارحی گناهانی هستند که با اعضا انجام می گیرند مثل دروغ - دزدی - چشم چرانی -زنا ... در واقع هفت عضو انسان منشا گناه است: زبان- گوش- چشم- دست- پا - شکم - عورت
گناه جوانحی : به گناهان قلبی ودرونی گفته می شود مثل سوء ظن به مومن - کبر وغرور ...
اینها با اعضا انجام نمی شوند بلکه صرفا درونی اند اما بعضی حالات
درونی مثل حسد یا کینه ظاهر این است که گناه نیستند
بلکه جزو رذائلند که زمینه ساز گناهان جوارحی اند حال در اینجا من 25 گناه به صورت خلاصه می
نویسم اما شما باید در مورد هر یک حدود یک جلسه وقت بگذارید
در تقسیمی دیگر گناه سه نوع است : حق الله - حق النفس- وحق الناس
کلا وقتی ما از حرام وواجب ورذیله وفضیلت ومستحب ومکروه وحقوق می گوییم بعضی مربوط به حق نفس بعضی به حق خدا وبعضی مربوط به حق مردم می شوند
حق الله بخششش به دست خداست ولی حق الناس را تا صاحب حق نبخشد خدا نیز نمی بخشد
در اینجا به طور اختصار این گناهان را بر می شماریم ولی توضیح مفصل آنها بر عهده مربی است که با مطالعه کامل هر یک را به طور مبسوط توضیح دهد واز عناصر بیانی که قبلا عرض کردیم(مثل آیات وروایات وداستان و...) بهره گیرد:
1- کفر : بزرگترین گناه کفر است کافر سه نوع است 1- کافری که غیر خدا را می پرستد یابه وجود خدا به معنای مطلق اعتقاد ندارد 2- کافر کتابی مثل مسیحی ویهودی که به خدا ایمان دارد 3- مسلمانی که از اسلام جدا می شود وکافر می گردد که به او مرتد می گویند . حال فقط قسم اول وسوم کفرشان گناه کبیره است کافران کتابی به فرموده قرآن اگر اهل ایمان وعمل صالح باشند (در آنچه مربوط به دین آنها می شود) همه اهل نجات ورستگاری اند (سوره بقره آیه 62) ممکن است سوال شود اگر این گونه است پس چرا به آنها کافر می گوییم جواب این است که این کفر به معنی کفر قسم اول ودوم نیست بلکه به معنی این است که آنها فقط به دین خود مقیدند وآن را قبول دارندو حق می دانند نه دین ما را یعنی آنها نسبت به دین ما کافر محسوب می شوند نه اینکه نسبت به خدا کافر باشند هر چند که همه آنها هم این گونه نیستندیعنی همان گونه که ما دین خود را برتر می دانیم ولی در عین حال همه ادیان قبل وپیامبران را قبول داریم خیلی از پیروان ادیان دیگر مخصوصا مسیحیان نسبت به ما همین اعتقاد واحترام را دارند
واما مرتد : اگر مسلمانی یکی از ضروریات دین مثل نماز یا روزه یا معاد یا توحید و.....را انکار کند از اسلام خارج شده وقتلش لازم می شود ضروریات دین به چیزهایی می گویند که هم مورد قبول شیعه باشد وهم اهل سنت مثل توحید - معاد - ونبوت یا از فروع دین مثل نماز وروزه و خمس ولی امامت وعدل ونیز از فروع دین مثل حج تمتع چون مورد اختلاف است جزو ضروریات دین محسوب نشده ومنکر عدل یا امامت نهایتا از شیعه بودن خارج می شود نه از اسلام . .........
کفر از گناهانی است که موجب خلود ابدی در جهنم می شود" ان الله حرم الجنه علی الکافر"
2- شرک: شرک یعنی شریک قرار دادن برای خدا که دو نوع است اینکه انسان قائل به خدایی دیگر غیر از خدا باشد(شرک ذاتی) یا اینکه قائل باشد خدا در خلقت یا تدبیر عالم از موجودیا نیروهای دیگر ی نیز کمک می گیرد و مثلا فرشتگان را معین خدا بداند نه واسطه بین خدا ودیگر مخلوقات ا(شرک افعالی)این شرک نقطه مقابل توحید ویکتا پرستی است معنی دوم شرک ، وابستگی انسان به غیر خداست بین حب وتعلق فرق وجود دارد اگر انسان چنان دوستی غیر خدا را به دل راه دهد به گونه ای که آن دوستی (چه نسبت به انسان باشد یا مقام وثروت و...)حجاب ومانع این شود که انسان خدا را مهم تر وبالاتر از همه چیز بداند ونتواند از آن تعلق دل بکند وجدا شود این هم شرک است ولی اگر این دوستی ها معنوی ومتاثر از دوستی انسان با خدا باشد و در حد پرستش وافراط نباشد نه تنها عیب نیست بلکه ثواب وفضیلت هم دارد
شرک به عبارتی دیگر دو نوع است یکی شرک نظری است ودیگری عملی
شرک نظری دو نوع است یکی شرک ذاتی ودیگری افعالی شرک ذاتی یعنی اینکه قائل به خدای دیگری نیز باشیم شرک افعالی یعنی اینکه قائل به ناتوانی خدا در اداره کردن چهان به تنهایی باشیم وفرشتگان وغیره را معین خدا بدانیم شرک عملی و قلبی یعنی اینکه انسان به کس دیگر تعلق ودلبستگی در حد پرستش داشته باشد
نکته : در یک آیه قران داریم:ان الله لا یغفر ان یشرک به ویغفر ما دون ذلک لمن یشاء ودر آیه دیگر می گوید : وما یومن اکثرهم الا وهم مشرکون " جمع این دوآیه این است که آیه اول در مورد شرک جلی وآیه دوم در مورد شرک خفی است
3- قتل نفس: کشتن انسان بی گناه از روی عمد
قاتل انسان بی گناه تا ابد در جهنم مخلد خواهد بود ورحمت الهی شامل حال او نخواهد شد در قران آمده کسی که انسان بی گناهی را بکشد مانند این است که همه انسانها را کشته باشد ودر روایت آمده اگر کسی به قتل انسان بی گناهی راضی باشد او هم در خون وی شریک است
قتل سه نوع است عمد - شبه عمد وخطا (برای مطالعه بیشتر در این باب به مقاله " اسلام ومجازات اعدام" در همین سایت رجوع نمایید)
4-
عاق والدین:عاق یعنی آزار دهنده وعاق والدین یعنی آزار دهنده پدر ومادر ،اگر
کسی در حق پدر ومادر خود کوتاهی یا ظلم کند به گونه ای که مورد خشم ونفرین
آنها واقع گردد از رحمت خدا دور شده ومورد عذاب واقع می گردد ناراحت کردن
پدر ومادر در هر حال گناه است ولی ممکن است در عین حال پدر ومادر از خطا وکوتاهی
فرزند خود چشم پوشی کنند ولی گاه این ظلم یا کوتاهی آن قدر سنگین است که
شخص مورد نفرین وغضب شدید وقلبی آنها واقع می شود که این گناهش بسیار سنگین تر است در
قرآن آمده حتی اگر پدر ومادر انسان کافر هم هستند حق آزردن آنها را نداریم
وباید از آنها اطاعت کرد مگر آنکه دستورشان مخالف دستور خدا باشد در اینجا
حق اطاعت نداریم ولی حق پرخاش وتندی کردن هم با آنها را نداریم بعد از خدا
ویپامبر وائمه ،حق پدر ومادر بزرگترین حقی است که بر گردن انسان است و....
5- دزدی وسرقت: در بعضی جاهها اسلام دستور به قطع دست دزد داده است اگر انسان در کودکی هم از روی نادانی مال کسی را برداشته باشد یا از بین برده باشد در بزرگسالی هر زمان که آگاه شد باید آن مال یا پول آن را به صاحب آن پس دهد یا او را راضی کند یا اگر مرده از طرف او صدقه بدهد مال ولقمه حرام نه تنها موجب عذاب الهی است بلکه در نسل انسان نیز تاثیر می گذارد وآنها را انسانهای بد ذات واهل گناه بار می آورد
در
دزدی فرق بین دزدی مال ودزدی مطالب علمی دیگران نیست همچنین ندادن قرض
دیگران یا ندادن خمس وزکات شرعی یا خوردن مال یتیم یا کم فروشی وگران فروشی و کم کاری نیز درحکم دزدی است واین مال اگر در زندگی
خرج شود مال حرام خواهد بود و....
6- نا امیدی از رحمت خدا
7- ایمنی از مکر خدا ( نقطه مقابل ناامیدی) کسی که ازعذاب ومکر خدا خود را ایمن می بیند جرات بر گناه وعصیان پیدا می کندو....
8- اسراف وتبذیر: اسراف یعنی استفاده بیش از اندازه وغیر ضروری وتبذیر یعنی خرج کردن مال در جای بیهوده وغیر لازم .....
اسراف در وقت وعمر - یعنی اشتغال به لهو ولعب - نیز درهمین حکم است ....
9-
- اذیت مومن: در روایت آمده که احترام مومن از خانه کعبه بالاتر است
البتهمومن از مسلمان عادی وعوام بالاتر است مومن کسی است که به فرامین خدا گردن می
نهد ومورد احترام بوده ونزد دیگران آبرو وشخصیت دارد درآزردن مومن فرقی
بین اذیت جسمی مثل زدن ناحق یا روحی مثل تحقیر یا مسخره کردن یا لقب بد گذاشتن وغیره
نیست
مسخره کردن وتحقیر ولقب بد گذاشتن یا ترساندن در مورد هر کس گناه است ولی در مورد مومن گناهش بزرگ وسنگین تر است......
10- قطع رحم: رحم یعنی خویشاوند وقطع رحم یعنی قطع رابطه با خویشاوند اگر انسان به مدت طولانی رابطه خود را با ارحام وخویشان قطع کند مورد خشم وعذاب خدا خواهد بود قهر مسلمان نهایتا سه روز است.....
11- دروغ: دروغ دو نوع است دروغی که گناه صغیره است وآن به همین دروغهای عادی گفته می شود ودروغی که گناه کبیره است وآن دروغ بستن بر خدا وپیغمبر وقرآن ونیز دروغی است که به خاطر آن حق کسی پایمال شود یا ضرری بر کسی وارد گردد
دروغ مصلحت آمیز : فقط در دوجاست یکی برای آشتی بر قرار کردن میان دو مسلمان ودوم در جاییست که اگر راست بگوییم جان یا مال یا آبروی انسان بی گناهی به خطر می افتد در یک جا نیز دروغ لازم است وآن جاییست که شخصی غیبت دیگری را کرده است در اینجا لازم است انسان توبه کند وبه فردی که شنونده غیبت بوده بگوید که آنچه قبلا گفته همه دروغ بوده است
حیله وفریب جزو دروغ است . دروغ شوخی نیز مکروه است
توریه: برای فرار از دروغ است در جاییست که نه می توان راست گفت ونه دروغ در اینجا شخص یک واژه ای را بیان می کند که دو معنا یا دو مصداق خارجی دارد طرف یک معنایی را از آن واژه برداشت می کند در حالی که گوینده معنای دیگری را قصد می کند توریه اگر برای سوء استفاده باشد حرام است مثلا آقایی کارش دلالی اتومبیل بوده تکه نانی در ماشین خود می گذاشته وبه نزد فروشنده می رفته ومی گفته که حتما این ماشین رو بخر به خدا نان در آن است !!!! ولی اگر حقه ومکر وفریب در آن نباشد وصرفا برای رهایی از تنگنا باشد اشکال ندارد مثلا یک ظالمی شخصی را مجبوروتهدید کرده بود برود در میان مردم ویک مظلومی را لعن ونفرین کنید آن شخص هم رفته بود وگفته بود ای مردم فلانی به من امر کرده که فلانی را لعن کنم لعن خدا بر او باد در اینجا وی منظورش از " او" همان ظالم بوده است !
12-
فحش وناسزا وتوهین : حتی فحش وناسزای مظلوم در حق ظالم هم جایز نیست ونیز
اگر کسی
به انسان فحش دهد او حق مقابله به مثل وفحش دادن را ندارد پیامبر اسلام می
فرمایند " المتسابان فی النار" دو نفری که به یکدیگر فحش می دهند هر دو در
آتش جهنمند اگر این فحش در حق یک انسان مومن باشد گناهش بسیار سنگین تر
است توهین به مقدسات (خدا - قران - پیامبر وائمه اطهار ) از اشد گناهان
است که گاه مستوجب حکم قتل انسان می شود
13- سحت و ربا: ربا یا نزول خوری به سود مالی گفته می شود که بدون کار وزحمت برای انسان به دست آید ربا مصادیق مختلفی دارد ولی شایع ترین آن ربا درقرض است اگر کسی به دیگری قرض دهد وشرط کند که چیزی بیشتر پس بگیرد آن مال اضافه حرام و فعل او نیز فعل حرام است اگر خدا ربا را جایز می کرد یک عده روز به روز سیرتر ویک عده روز به روز فقیرتر می شدند خدا می خواهد هر کسی از را زحمت در آمد داشته باشد نه از راه پول ......
سحت نیز به مزد گرفتن در قبال کار حرام گفته می شودمثل رشوه و...
نکته:
ممکن است بچه ها در باب سودهای بانکی سوال کنند جواب این مطلب را بنده
در مقاله" سیری در اقتصاد اسلامی" به طور مفصل شرح خواهم داد
14-
غیبت: غیبت انسان مسلمان حرام وجزو گناهان کبیره است اگر شخصی در غیاب
وپشت سر کسی گناه یا عیب او را برای دیگران بگوید
که او به بر ملا شدن آن راضی نباشد غیبت صورت گرفته است در واقع غیبت
ریختن آبروی مسلمان است کسی که از دیگری گناهی را می بیند نباید
برای دیگران باز گو کند چون حرمت مسلمان ومخصوصا مومن نزد خدا خیلی با
لاست خداوند خود گناهان انسان را می پوشاند وبر ملا نمی کند وبه آبروی او
ارزش واحترام قائل می شود پس دیگران هم به نحو اولی اجازه چنین کاری را
ندارند اگر کسی غیبت دیگری را بکند وبعد پشیمان شده وبخواهد توبه نماید
اولا باید قصدش این باشد که دیگر مرتکب آن گناه نشود ثانیا لازم نیست به
خود او بگوید که غیبتش را کرده چون ممکن است اگر طرف از این قضیه با خبر
شود بیشتر ناراحت شود بلکه باید برای واو خودش از خدا پیوسته طلب آمرزش
ومغفرت نماید ودیگر مرتکب آن گناه نشود در قرآن آمده که غیبت به منزله
خوردن گوشت بدن برادر دینی است در روایت آمده " الغیبه جهد العاجز" غیبت
نهایت تلاش انسان عاجز است . معمولا غیبت از حسد یا کینه ناشی می شود
وقتی که انسان نسبت به کسی حسد بورزد در صدد خراب کردن او بر می آید
وهر عیب وگناهی که از او می داند نزد دیگران باز گو می نماید............
شنونده غیبت هم مانند گوینده است وباید از شنیدن غیبت فرار کند غیبت در
چند جا جایز است یک مورد آن جایی است که شخصی قصد ازدواج با دیگری را دارد
ودر مورد طرف مقابل از آشنایان یا از همسایه او سوال می کند سوال شونده می
تواند هر عیب واشکال اساسی ومهمی را که می داند بگوید و شنونده دیگر حق
ندارد آن مسائل را جای دیگر باز گو کند......بعضی عوام برای توجیه غیبت می
گویند که ما جلوی خود ش هم می گوییم یا اینکه وقتی می خواهد غیبت کند می
گوید: غیبتش نباشه ... اینها هیچ کدام غیبت را از ماهیتش ساقط نمی کند
15-
سحر وجادوگری: سحر وجادو با طالع بینی وفالگیری وشعبده بازی وچشم بندی فرق می کند سحر وجادو به
معنی طلسم کردن است چه طلسم خیر باشد وچه شر مثل اینکه کسی بخواهد به
واسطه طلسم کسی را عاشق ودلبسته خود کند یا بین دو نفر جدایی بیاندازد یا
موجب ضرر بر کسی گردد یا پول وثروت به دست آورد ..... حکم ساحر وجادوگر در
اسلام اعدام اس وحرمت جادوگری اعم از اینست که اقدام بر کار شر باشد کار به ظاهر خیر
به دو دلیل جادوگری در اسلام حرام شده است 1- سحر ، ذهن وفکر مردم را مشغول می کند واز وظیفه اصلی که بندگی خدا وکار وتلا ش وعمل به وظایف شرعی است باز می دارد وموجب غفلت می گردد 2- خداوند بر اساس مصلحت بر انسانها مقدرات ومصالحی در نظر می گیرد ولی جادوگر قصد دارد با جادوی خود خواست خود را بر خواست خدا مقدم کند وبه جنگ اراده خدا بر خیزد وبرای فردی که خدا فقر را برایش مصلحت می داند ثروت بیاورد وبین دو نفری که خدا جدایی را مصلحت می داند پیوند ایجاد نماید وبین دو نفری که خدا پیوند را می خواهد جدایی ایجاد کند وبه کسی که علم و آگاهی از بعضی امور را مقدر ننموده علم وآگاهی بدهد
16- تهمت وافترا: این است که کسی بدون مدرک قطعی وفقط بر اساس شنیده ها یا ظن وبر داشت خود به کسی نسبت ناروایی بدهد وهر چه این نسبت بزرگتر باشد وهر چه آن شخص محترم تر باشد گناه سنگین تر خواهد بوداگر این مسئله در ذهن باشد نامش سوء ظن است و گناه صغیره است واگر به زبان بیاید نامش افترا وتهمت است فرق تهمت وغیبت این است که تهمت عیب یا گناهی است که اساس آن ظن و وگمان است ولی در غیبت عیب یا گناه ،یقینی است همچنین فرق بین تهمت وسوء ظن در این است که تهمت ، اتهام بستن زبانی است ولی سوء ظن اتهام بستن ذهنی است که گناه صغیره است
17-
نوشیدن شراب وهر چیزی که عقل انسان را از بین ببرد قرصهای روانگردان ومواد
مخدر جدید در همین حکمند شراب هم نجس است وهم خوردنش حرام می باشد در
روایت آمده کسی که شراب بخورد تا چهل روز نمازش قبول نمی شود دلیل حرمت
شراب علاوه بر ضررهایی که روی جسم وروح انسان دارد این است که این کار
اهانت به عقل است عقلی که محبوبترین مخلوق خداست همان گونه که اهانت به یک
شخصیت بزرگ جرمش سنگین است اهانت به عقل نیز جرمش بزرگ است
18-
زنا ولواط: زنایعنی رابطه جنسی وغیر اخلاقی دو زن ومرد ولواط یعنی رابطه
جنسی دو مرد . لواط حکمش قتل وزنا در بعضی موارد حکمش شلاق ودر بعضی موارد
قتل است
19-
قمار:بازی یا مسابقه ای گفته می شود که در آن شرط بندی صورت گیرد لکن اگر
شخص سومی برای برنده بین دو نفر یا دو گروه چیزی تعیین کند اشکال ندارد
وبه آن جایزه می گویند علت حرمت قمار این است که انسان مالی را از راهی
غیر مفید وبدون زحمت وانتفاع به جامعه به دست می آورد ودیگری هم که مال
خود را از راه زحمت به دست آورده وباید در جای مفید ولازم خرج کند در راه
عبث وبیهوده تلف می کند علاوه براین قمار خیلی اوقاتب موجب کینه وجنگ
ونزاع بین دو طرف می شودونیز هدر دادن عمر ووقت ارزشمند زندگی است { اگر
کسی برای دیگری از جهت تشویق ،مال یا مبلغی را در انجام کار یا برنده شدن
در مسابقه تعیین کند بدون آنکه شرط دو طرفه ای در کار باشد به آن جایزه می
گویند واشکال ندارد }
20-
تکبر
وخود بزرگ بینی: تکبر فقط خاص خداست وصفت متکبر فقط از خصوصیات ذات
اوست دیگرا ن باید هم در مقابل خدا وهم بندگان فروتن ومتواضع باشند اولین کسی که در برابر خدا تکبر کرد شیطان بود که از دستور خدا مبنی بر سجده آدم سرپیچی نمود وگفت که من بهتر از اویم چون مرا از آتش واو را از خاک خلق کردی (انا خیر منه خلقتنی من نار وخلقته من طین) برای همین از درگاه خدا رانده شد ( قال فاخرج منها فانک رجیم )خیلی
وقتها دانش آموزان مثالها وحرفهای خوبی را در میان درس مطرح می کنند یادم
است یک روز بحث تکبر وغرور را بیان می نمودم ومی گفتم کسانی غرور دارند که
درونشان تهی است وبرای بزرگ کردن خود بر دیگران بزرگ بینی دارند وکسانی که
واقعا کاملند بر عکس متواضع ترند یکی از دانش آموزان گفت آقا
درست مثل درخت می ماند درختی که بی ثمر است قد می کشد وبالا می رود ولی
درخت پر ثمر شاخه هایش افتاده ودر دسترس دیگران است
21- ترک کردن هر یک از واجباتی که جزو فروع دینند مخصوصا نماز
22-
خیانت در امانت: فرق نمی کند که این خیانت خیانت در مال باشد یا راز
دیگران هر جه خیانت بزرگتر باشد گناه آن نیز بزرگتر است کتمان شهادت نیز
در حکم خیانت است{البته خیانت در امانت نوعی دزدی است وداخل در آن قسم
است وخیانت در راز دیگران هم می تواند یا داخل در قسم سخن چینی باشد یا
غیبت }
23-
زندگی کردن در جایی که انسان نتواند وظایف دینی خود را انجام دهد یا ترس
دارد که به گمراهی وگناه دچار شده ودین وایمانش ضعیف شود
24-
عهد شکنی : هر چه تعهد ، تعهد بالاتر وبزرگتری باشد وضرر روحی یا مادی
مترتب بر عهد شکنی سنکین تر باشد گناه آن نیز بزرگتر است بنابراین این
قسم از گناه هم نوع کبیره دارد وهم صغیره{فرق دروغ وعهد شکنی: در دروغ
ازهمان ابتدا واقعیت با گفتار یکی نیست ولی در عهد شکنی ابتدا نیت وقصد با
گفتار یکی است ولی بعدا انسان ازانجام آن سرباز می زند }
25- اصرار بر گناهان صغیره وکوچک شمردن آنها
26- سخن چینی : یعنی گفتن اسرار فرد به دیگری برای بر هم زدن رابطه میان آنها که گاه گناه صغیره وگاه کبیره به حساب می آید
نکته:
ظلم وستم یا جنایت قسم وعنوان جداگانه ای از گناه نیست بلکه عنوانی منتزع از هر یک از
گناهان صغیره یا کبیره است همچنین ریختن آبروی مومن در قالب غیبت یا تهمت
است وقسم جدا گانه ای نیست
واما گناهان صغیره بیشتر از گناهان کبیره اند هر چند که عده ای از بزرگان بعضی از اینها را جزو کبائر ذکر نموده اند ولی حقیقتا با مقایسه بین این نوع گناهان با موارد قبلی در می یابیم که عقل قبح اینها را در یک مرتبه قرار نمی دهد این گناهان عبارتند از :
موسیقی وآوازغنا- رقص (برای غیر همسر) - استمنا- نگاه لذت آمیز به نامحرم یا شنیدن صدای او به قصد لذت - پرخاش و بد خلقی( مگر برای نهی از منکر باشد) - تسخیر جن- ظلم به حیوانات واذیت آنها (شکار برای استفاده از گوشت همچنین کشتن جانوران برای دفع اذیت آنها اشکال ندارد باز کشتن حیوانات موذی اگر به قصد لذت وتفریح باشد گناه است )- ریا(یعنی خودنمایی در عبادت یا کار خیر که هم گناه است وهم موجب بطلان وحبط عمل می گردد)- راندن نیازمند- تشبه زن به مرد ومرد به زن -اشتغال به لهو ولعب-(تفریح وبازی سالم ودر حد متعادل مصداق لهو ولعب نیست) کهانت(پیشگویی)- تراشیدن ریش-جواب سلام ندادن - وموارد دیگر .......
بخش سوم:رذائل وفضائل
این بحث نیز حدود چهار ماه زمان نیاز دارد
فضائل ،جزو واجبات ورذائل ،جزو گناهان نیستند اما وجود فضائل شرایط عمل مثبت را هر چه بیشتر فراهم می سازندوخود نیز دارای ثوابند وبر عکس رذائل ملکات زشت وناپسندند دغالبا مقدمه ساز گناهان هستند فرق فضائل ورذائل با مستحبات ومکروهات این است که مستحبات ومکروهات مسائل عملی اند وریشه در صفت خاصی در درون ندارند مثل مسواک زدن - عطر زدن و...ولی فضائل ورذائل ملکه ای ودرونی وجزو صفاتند هر چند که اثر خود را در قالب عمل نیز نشان می دهندیا اگر عملی هم باشند این عمل در واقع از صفت وخصلت خاصی در درون ناشی می شود مثلا نتیجه کینه ، انتقام- نتیجه حسد ، غیبت - نتیجه وسواس ، اسراف- نتیجه آرزوی طولانی غفلت از خدا- نتیجه حرص عدم توجه به حرام وحلال - نتیجه بخل وخساست ، مال اندوزی است همچنین فضائل نیز خود زمینه ساز افعال مثبتند مثلا - نتیجه صفت صبر ، عمل بهتر به واجبات وترک محرمات - نتیجه شجاعت عمل بهتر به امر به معروف ونهی از منکر یا اقامه عدالت - نتیجه تفکر، معرفت - نتیجه علم ، عمل - نتیجه عقل , برخورداری از حق ولذائذ مباح و ..... آنچه فضیلت محسوب می شود عکس آن رذیله است که مربی باید روی هر دو بحث کند
رذائل مثل : کینه - حسد- حرص - بخل- خود رایی - سستی و بی ارادگی -وسواس - ترس از مردم- نفاق- آرزوهای طولانی - عجول بودن - میل به ستایش- حب نفس - حب دنیا- تقلیدباطل - غفلت- چاپلوسی وتملق - ریاضت منفی- و.....
فضائل مثل : صبر- حلم- - حسن ظن- شفقت - رضا- توکل- یقین- حیا- شجاعت - ایثار- تفکر- گذشت- تانی- اعتدال- اخلاص- علم-عرفان- جودوبخشش- ادب - احسان- - بلاغت وفصاحت - مراقبه ومحاسبه- ترک شبهه - استفاده از نصیب دنیوی ولذائذ مباح وحلال - و...
نکته : 1- فرق بین فکر وتفکر :فکر حالت عادی ذهن انسان است وذهن ما هیچ گاه در طول زمانی که بیداریم خالی از فکر نیست ولی تفکر به اجتهاد وتلاش ذهن وروان برای کشف یک مجهول گفته می شود 2- فرق صبر وحلم : صبر ، انتظار نسبت به چیزی است که در آینده محقق می شود وحلم یعنی تحمل کردن دیگران ( مدارا یا کظم غیض نمودن ) سوای اینکه نتیجه ای در آینده داشته باشد یا نداشته باشد 3- فرق رضا وتوکل: توکل یعنی خدا را وکیل کار خود قرار دادن و اتکا وتکیه کردن به خدا در کارها از آن جهت که او را صاحب قدرت وگرداننده وباعث ومانع همه امور می دانیم ورضا یعنی راضی بودن به نتیجه امورو آنچه خدا بر انسان مقدر نموده است (بنابراین ممکن است کسی اهل توکل باشد ولی اهل رضا نباشد)
نمونه بحث:
فضیلت علم:
1- علم واجب علم دین است و علوم دیگر یادگیری شان فضیلت وحسن است ولازمه زندگی در اجتماع آن است که هر کس در یک زمینه علمی تخصص داشته باشد
2- یادگیری علم دین بر همه واجب است بعضی در دین متخصصند و دیگرانی هم که نیستند ز باید مسائل احکام دینی خود را در حد ضرورت ونیاز بدانند مثلا درست است که همه در هنگام بیماری به پزشک ومتخصص رجوع می کنیم ولی در عین حال خود ما نیز باید یک سری اطلاعات پزشکی ودرمانهای ابتدایی وعمومی را بلد باشیم و وجود متخصص دیگران را از لزوم فراگیری مسائل کلی ومورد نیاز درمانی بی نیاز نمی کند
3- بیان چهار حدیث درباب علم:
اطلبوالعلم ولو بخوض اللجج...علم بیاموزید هر چند به قیمت غوطه خوردن در دریا یا ریخته شدن خونتان باشد
اطلبوالعلم ولو من اهل النفاق... علم بیاموزید اگر چه از اهل نفاق باشد ( هر چند که رابطه با کافری که دشمن اسلام است یا شخص منافق مورد نهی است اما ارزش علم آن قدر بالاست که می توان این مورد را استثننا کرد ما باید علم آنها را بیاموزیم ولی عقیده آنها را خیر)
مداد العلما افضل من دماء الشهدا : اثر علمی یک دانشمند فضیلتش بالاتر از خون شهید است
اطلبو العلم ولو بالصین : علم بیاموزید اگر چه در چین باشد(این حدیث حد مکانی را در علم کنار می زند)
اطلبوالعلم من المهد الی الحد: علم بیاموزید از گهواره تا گور (این حدیث حد زمانی را در علم کنار می زند )
سوال: چگونه می شود که از گهواره علم یاد گرفت ؟ گفتن اذان واقامه در هنگام تولد نشان از این دارد که این کلمات در روح فرزند نقش می بیند یا اینکه گفته اند در سه سالگی لاله الا الله را به فرزند بیاموزید اینها نشان از تاثیر این آموزشها دارد هر چند که در آن زمان خود او چیز درستی نمی فهمد ولی در بزرگسالی روحش با این آموزه ها آشنا ومانوس خواهد بود
سوال: چگونه می توان تا " الی الحد" علم آموخت ؟ در این زمینه می توانید قصه ابوریحان بیرونی را برای دانش آموزان تعریف نمایید
4- سوال از دانش آموزان:
آیا غیر مسلمین به این احادیث بیشتر عمل کرده اند یا ما؟!
5-در باب آداب علم آموزی داستان خضر وموسی را بیان کنید ( نکات مهم این داستان را بیان نمایید از جمله اینکه انسان در راه کسب علم نباید غرور داشته باشد ودیگر اینکه هر چه قدر انسان دانشمند باشد اما خیلی چیزها را باز نمی فهمد.....)
6- در باب تلاش ونامیدی تا رسیدن به موفقیت داستان معروف سکاکی را تعریف نمایید
7- بیان وظیفه دانش آموزان در این سنین:
1- علم 2- خودسازی
اگر این دو وظیفه امروز انجام نگیرد فردا وظایف سنگین تر را نمی توان انجام داد هر زمان وظیفه بالاتر وجدیدتری بر دوش انسان می آید واگر از فرصت امروز استفاده نکنیم فردا برای انجام وظیفه دیروز دیر است نباید فکر کرد که عمر دراز است چون اگر عمر هم باشد توفیق ، حوصله وانرژی همیشگی نیست اوج انگیزه ونشاط وتوان برای کسب علم وخودسازی در این سنین است هر چه در این سن عادت شودبرای همیشه می ماند حضرت علی علیه السلام می فرماید: اضاعه الفرصه غصه" یعنی از دست دادن فرصت موجب اندوه وغصه می شود
8-
علم وسیله است نه هدف :علم خود به خود به انسان کمال نمی بخشد مگر آنکه
تهذیب وخودسازی در کنار آن باشد اگر این علم را به انسان نالایق دهیم
چراغی در دست او می شود برای بهتر دزدی کردن "چو دزدی با چراغ آید گزیده
تر برد کالا"
بخش چهارم : مستحبات - مکروهات - آداب وسنن:
بیان این بخش حدود تا 5تا 6 ماه وقت لازم دارد
در باب مستحب ومکروه دو نکته را مد نظر داشته باشید اولا گفتن مقدار لازم از این باب خوب است لکن در پرسش یا امتحان این مسائل را از دانش آموزان سوال نکنید وآنها را مجبور به فهم یا عمل به آنها نکنید چون چیزی را که اسلام واجب یا حرام نکرده ما نیز نباید جزو ضروریات به شمار آوریم ثانیا در هر باب از مسائل مستحب ومکروه به مهم ترین وبر گزیده ترین اشاره کنید وگرنه اگر ما بخواهیم همه چیز را از مستحب ومکروه باز گو کنیم اولا دانش آموز را خسته کرده و او به هیچ کدام هم عمل نمی کند بعد هم وقت زیادی را صرف این مسائل می کنید واز مباحث دیگر دور می مانید به فرموده قرآن که " اتبعوا احسن ما انزل الیکم" باید بهترین هارا انتخاب کرد مثلا در باب ذکر ما اگر بخواهیم هر چه ذکر وارده را باز گو کنیم سر از صدها ذکر در می آوریم لکن اگر فقط ده ذکر برتر وپر فضیلت را بیان کنیم دانش آموز هم بهتر می فهمد وهم بهتر به آنها عمل می کند وهم فضیلت آنها جای صد ها ذکر دیگر را پر می کند
مستحب ومکروه به دو قسم عبادی و غیر عبادی تقسیم می شوند
فلسفه انجام مستحبات و ترک مکروهات دوری هر چه بهتر از محرمات
وقرب هر چه بیشتر به واجبات است به قول استاد ما اینها قرقگاه واجبات
ومحرماتند کسی که مقید به این امور باشد فاصله خود را با حرام بیشتر وبه
واجبات نزدیک تر می کند کسی که مکروه ومستحب برای او مهم باشد واجب وحرام
برای او اهم خواهد بود وگرنه اگر یک مسلمان در زندگی فقط در پی واجب
وحرام باشد فقط یک وجه وآن هم وجه مهم برای او خواهد بود ودیگر اهمی در
کار نیست بنابراین احتمال وقوع او در حرام یا احتمال ترک واجب در او
بیشتر است
در مجموع فلسفه این امور عبارت است از :
1-
بر مستحبات وترک مکروهات ثوابهایی قرار داده شده که باعث ارتقای درجه
معنوی انسان ومحو گناهلن می گردد " ان الحسنات یذهبن السیئات" ثوابهای
مترتب بر این امور نقصان های اعمال انسان وکمبود خیرات وحسنات او راتا حد
قابل توجهی جبران می کند
2- توجه انسان به انجام واجب وترک حرام بیشتر می شود
3- اعظام شعائر و انجام سنت های اسلام خشنودی ورضایت خدا را در پی خواهد داشت
4- همان گونه که حرام بر دل انسان حجاب می افکند کثرت مکروهات نیز حجاب بر دل انسان ایجاد می کند وهمان گونه که انجام واجب باعث قرب می شود مستحبات نیز باعث قرب و روشنی جان وقلب انسان می گردند
نکته: انجام مستحبات در جایی خوب است که انسان شوق وفراغت بال دارد اگر مستحبات موجب این شود که واجب خدشه ببیند هیچ ثوابی در آنها نخواهد بوددر روایت آمده " لا خیر فی النوافل اذا اضرت بالفرائض" هیچ خیری در مستحبات نیست اگر به واجبات ضرر برسانند
1- مستحبات عبادی:
خیلی از عبادتهای واجب در کنار خود نوع مستحبی را هم دارند مثلا در کنار نماز واجب نماز مستحبی ودر کنار روزه یا حج واجب روزه وحج مستحبی نیز داریم باز مستحبات عبادی یا خود فی نفسه مستحبند مثل: قرائت قرآن- نمازغفیله و...یا به تبع عبادت دیگر مستحبند ومستقل نیستند مثل تعقیبات نماز و...
نکته: همه مستحبات از آن جهت که عمل به دستور وسنت دینند عبادتند ولی منظور ازقسم مستحبات عبادی عبادات به معنای خاصه واصطلاحی است مثل نماز- روزه - حج - قرائت قران- زیارت- (یعنی رابطه مستقیم انسان با خدا یا اهل بیت)
به
چند نمونه از مستحبات عبادی اشاره می کنیم در این بحث مکروهات عبادی هم
مطرح است لکن مکروهات فقط تبعی هستند وقبلا به تعدادی از مکروهات در باب
نماز اشاره کردیم
مهمترین نمازهای مستحبی
ما دهها نماز مستحبی داریم ولی اهم آنها عبارتند از :
1- نمازهای نافله : که عبارتند از نماز شب که 11 رکعت است که وقت خواندن آن از نیمه شب تا اذان صبح است نافله صبح که دو رکعت است وقبل از نماز صبح خوانده می شود نافله ظهر 8 رکعت است وقبل از نماز ظهر خوانده می شود نافله عصر 8 رکعت است وقبل از نماز عصر خوانده می شود نافله مغرب 4 رکعت است وبعد از نماز مغرب خوانده می شود نافله عشاء دو رکعت است که بعد از نماز عشا به صورت نشسته خوانده می شود(خواندن نافله شب که فضیلت بسیار بالا دادد ونافله صبح وعشا که کوتاهترند برای دانش آموزان بیشتر توصیه می شود)
2- نماز غفیله : دو رکعت است ومابین نماز مغرب وعشا خوانده می شود
3- نماز امیر مومنان در شب جمعه
4- نماز رسول اکرم در روز جمعه
5- نماز شب اول قبر یا وحشت که در شب اول خاکسپاری برای میت خوانده می شود واین نماز غیر از نماز میت است
از میان همه نمازهای مستحبی نماز شب فضیلت بالاتری دارد
در مورد هر یک از این نمازها شرح کوتاهی برای دانش آموزان بدهید ودر مورد نماز شب ونماز غفیله برای آنها تحقیق بگذارید که از مفاتیح کیفیت خواندن آنها را پیدا کنند ونیز چند حدیث در مورد فضیلت این دو نماز وآثار آنها بیان کنند شما می توانیدبعدا در مورد فضیلت ، آثار واهمیت نماز شب یک جلسه کامل بگذارید در مورد نماز های گفته شده دیگر نیز مجموعا یک جلسه کامل
بیشتر از این لازم نیست نمازهای مستحبی را بیان کنید بگذارید آنها به همین اهم ها عمل کنند کافی است
نکته: اگر دانش آموزان سوال نمایند که نماز جماعت وجمعه هم مستحبند باید جواب دهید که نماز جمعه وجماعت یک قالب وصورتی است که نماز واجب در آن قالب ادا می شود در واقع شرکت در نماز جمعه وجماعت مستحب است نه خود نماز چون نماز ، نماز واجب است
مهمترین روزه های مستحبی :
قبل از بیان روزه های مستحبی نام ماههای قمری رابه ترتیب برای دانش آموزان بیان نمایید :
محرم- صفر- ربیع الاول- ربیع الثانی - جمادی الاول- جمادی الثانی- رجب- شعبان- رمضان- شوال- ذی القعده- ذی الحجه
از این دوازده ماه قمری چهار ماه ماه حرام نامیده می شود که جنگ وقتال در آنها حرام است : رجب- ذی قعده- ذی حجه - محرم
واما روزهایی که روزه مستحبی ثواب واهمیت بیشتری دارد
اول ،سوم وهفتم محرم- اول و هفدهم ربیع الاول- پانزدهم جمادی الاولی- بیستم
جمادی الاخر- اول رجب- ایام البیض رجب (سیزدهم - چهاردهم و پانزدهم رجب)-
بیست وهفتم رجب- سه روز آخر ماه رجب- اول وسوم ماه رجب- سه روز آخر ماه
شعبان- روز اول، وسط وآخر هر ماه(که مساوی با ثواب تمام ماه است) - سه روز
متوالی از ماههای حرام که پنجشنبه ، جمعه وشنبه باشد - نه روز اول ذی
الحجه(مخصوصا هشتم ونهم) - هجدهم ذی الحجه- بیست وچهارم ذی الحجه- پنجشنبه
اول وآخر هر ماه-
چند نکته:
از میان تمام این روزها باز چهار روز است که فضیلتش بر تر از روزه های دیگر است :هفدهم ربیع الاول(تولد رسول گرامی اسلام)- بیست وهفتم رجب(روز بعثت)- بیست وپنجم ذی قعده(دحو الارض)- هجدهم ذی الحجه(عید غدیر)
روزه عید فطر وقربان حرام است
روزه ماه رجب وشعبان ثواب واهمیت بیشتری نسبت به ماههای دیگر دارد
بهتر است مربی در موردفلسفه روزه وآثار روحی وجسمی وتاثیر روزه بر سلامت جسم یک جلسه کامل صحبت کند
مهمترین ذکرهای مستحبی:
ذکر در لغت یعنی یاد کردن وذکر خدا یعنی یاد خدا
ما در وادی ذکر صدها ذکر می توانیم بیان کنیم اما مهم این است که چه ذکری را باید به دانش آموز یاد دهیم
ذکر دو نوع است :
1- ذکر خاص: به اذکاری گفته می شود که برای رسیدن به حاجت خاص وارد شده اند یا وقت وموقع مخصوصی داشته ومربوط به عبادت خاصند مثل تعقیبات وارده در مورد نماز صبح یا ظهر یا ذکرهای مخصوص وضو و......
2- اذکار عام: به ذکرهایی گفته می شود که هدف در آنها رسیدن به ثواب وکسب روحانیت ومعنویت است
حال آنچه شما باید به دانش آموز یاد دهید فقط اذکار نوع دوم است زیرا اذکار نوع اول اولا بی شمارند وانتخاب شما یک انتخاب سلیقه ای خواهد بود در ثانی مثلا اگر شما به دانش آموزان بگویید در روایت آمده کسی که فلان ذکر واعمال را به جا آورد به فلان حاجت می رسد وبعد دانش آموز به حاجت نرسد دیگر از هر چه ذکر روی گردان می شود من در مقاله دعا توضیح داده ام که هیچ دلیلی وجود ندارد که اگرامام معصوم ذکری را به شخصی تعلیم داده وآن شخص حاجت گرفته باشد این ذکر در مورد دیگری هم همین تاثیر را داشته باشد بنابراین هیچ گاه این گونه اذکار را بیان نکنید ثانیا در مورد اذکار عام نیز باید توجه داشته باشید حتما از امام معصوم نقل شده باشد - منبع آن مشخص یا حداقل مشهور باشد - اعرابهای آن درست وصحیح باشد - معنی آن نیز واضح باشد (هیچ گاه ذکری را یاد دانش آموزان ندهید که معنی آن را ندانند)
بعضی
ها اذکاری را بیان می کنند که سند آنها اصلا مشخص نیست که آیا واقعا از
معصوم است یا نه مثل همین ذکر ایان هفته که من هیچ منبعی را در مورد آن
ندیده ام بعضی مدارس را دیده ام که گاه ذکر یا دعا غیر مشهوری را پیدا کرده آن را
در حد وسیع چاپ می کنند بدون آنکه معنی آن را بنویسند یا اعراب آن را درست
بگذارند
نکته: بیان منبع برای اطمینان از ثواب وتاثیر گفته شده است وگرنه عمل به هر ذکر معقولی بلا مانع است وانسان حداقل ثواب ذکر را می برد
شما در باب ذکر فقط 8 ذکر که بنده عنوان می کنم یاد دانش آموزان دهید وبیش از این نیازی نیست
1- مهم ترین وبالاترین ذکر قرائت قرآن است خداوند بارها از قرآن به ذکر تعبیر کرده است هیچ ذکری مانند قرآن انسان را به یاد خدا نمی اندازد. واما در مقدار قرائت قران می فرماید " فاقروا ما تیسر من القرآن " هر مقدار که می توانید در روایت آمده تلاوت روزانه 50 آیه از قرآن باعث بیداری دل شده و خدا نام شخص را در زمره غافلان نمی نویسد بنابراین همین مقدار را به دانش آموزان توصیه کنید به هر حال چنان از فضیلت قرائت قرآن حدیث بیان نمایید که دانش آموزان رغبت کافی برای عمل به دستور العمل شما پیدا کنند ولی هر حداقل تلاوت هم خوب است در ضمن حتما یاد آور شوید که قرآن را با معنی بخوانند ولو اینکه روزی فقط دو آیه تلاوت کنند
2- ذکرتوحید"لا اله الا الله" هر روز صد مرتبه - در روایت این تعداد ذکر در هر روز به عنوان پر فضیلت ترین عمل ذکر شده است
3- تسبیحات حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بعد از نماز واجب که مساوی با فضیلت هزار رکعت نماز مستحبی است آنچه نقل شده این است که بعد از نماز ذکری بین نماز وتسبیحات فاصله نشود به غیر از صلوات
4- ذکر استغفار وتوبه : بهترین ذکر استغفاری که در این مورد نقل شده گفتن سه بار این جمله است : استغفراللهَ الذی لا اله الا هوالحیُ القیوم ذو الجَلال والاکرام واتوبُ الیه" بهترین زمان استغفار بعد از نماز واجب است
در روایت آمده ملکی که مامور نوشتن گناهان انسان است بعد از اینکه انسان مرتکب گناهی می شود تا هفت ساعت گناه او را نمی نویسد تا بلکه استغفار کند اگر توبه واقعی کرد که گناهش نوشته نمی شود
5- ذکر صلوات بر محد وآل محمد به خصوص در نمازهای واجب ودر روز جمعه
در روز جمعه تاکید زیادی به گفتن ذکر صلوات شده است بهتر است در این روز حدا قل صد صلوات با ذکر " وعجل فرجهم" بفرستیم همچنین صلوات مخصوص وبسیار پر فضیلتی نقل شده که بعد از نماز عصر روز جمعه خوانده می شود وآن صلوات این است : اللهم صل علی محمدٍ وآل محمدٍ الاوصیاء ِ الرّاضّینَ المرضییین بِاَفضَل ِ صلَواتِک وبارک علیهم بافضل ِ برکاتک والسلامُ علیهم وعلی ارواحِهِم وعلی اجسادِهم ورحمه الله وبرکاته (این ذکر ده بار بعد از نماز عصر گفته شود)
6- ذکر شکر( بهتر است به صورت سجده شکر بعد از نماز واجب باشد)
7- ذکر" لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم" آنچه مناسب تر است ودر روایت آمده وفضیلت زیادی برای آن نقل شده این است که بعد از نماز صبح ونماز مغرب 7 بار بگوییم"بسم الله الرحمن الرحیم لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
8- ذکر" یونسیه" که آثارپر فضیلتی برای این ذکر بیان شده است وآن ذکر این است "لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین"
شما چهار جلسه را برای بحث ذکر در نظر بگیرید وطی آن اهمیت هر یک از این اذکار وآثاری که برای آنها در روایات آمده همچنین اقوال وداستانهای موثق در مورد این اذکار را برای دانش آموزان بیان کنید
نکته: در مورد اذکارمربوط تعقیبات نماز اگرتعقیب کوتاهی برای هر یک از نمازها بگویید خوب است تعقیبات هم دو نوع است تعقیبات خاصه ومشترکه برای هر یک از نمازها یک تعقیب کوتاه خاصه ذکر کنید واز تعقیبات مشترکه هم نهایتا سه تعقیب پر فضیلت از مفاتیح برایشان بیان کنید
بهترین غسلهای مستحبی :
غسل جمعه وغسل شب اول ماه رمضان
نکته: در بیان اهمیت وآثار غسل جمعه بحث مفصلی بیان کنید
بهترین زیارت ها:
زیارت دو نوع است زیارت از نزدیک وزیارت از راه دورکه اجر وارزش زیارت از نزدیک مسلما بیشتر است
منظور ما در اینجا زیارت از دور است که مهمترین وپر فضیلت ترین این زیارات عبارتند از زیارت جامعه کبیره وزیارت عاشورا که این دو مورد تاکید امام زمان علیه الاسلامند زیارت جامعه را معمولا خطاب به همه ائمه اطهار می خوانیم
نکته: در باب فضیلت زیارت قبور ائمه اطهار ووظیفه ما نسبت به ایشان که عبارت است از ارادت- اطاعت ومعرفت بحث مفصلی داشته باشید
راجع به فضیلت زیارت قبر امام حسین علیه الاسلام که پر فضیلت ترین زیارت است وهمچنین فضیلت زیارت عاشورا یک جلسه کامل صحبت کنید و طی آن از روایات ونقل ها وحوادث ورویدادها بهره کافی بگیرید
چند متن عربی از زیارت جامعه به دانش آموزان بدهید و از آنها بخواهید که معنی آن عبارات را اززیارت جامعه در مفاتیح پیدا کنند وبرای جلسه بعد بیاورند
حفظ متن وترجمه بخش اول سلامی که در زیارت جامعه کبیره به ائمه اطهار می دهیم را بین دانش آموزان به مسابقه بگذارید وهر کس که بتواند آن را حفظ کند جایزه ای برایش در نظر بگیرید
بهترین مناجات ها:
1-مناجات امیر مومنان در مسجد کوفه2- مناجات شعبانیه3- مناجات کمیل4-مناجات عرفه امام حسین علیه السلام
(البته کمیل وعرفه بیشتر ترکیبی از دعا ومناجات است)
فرق دعا ومناجات: دعا در خواست وطلب حاجت است ومناجات راز ونیاز کردن با خدا
نکته: فرازهایی زیبا از مناجات شعبانیه ومناجات امیر مومنان را برای دانش آموزان بخوانید ومعنی کنید
بهترین دعاها:
بحث
دعا نیز مانند ذکر است بهتر است دعاهایی تعلیم داده شود که در بر گیرنده
بسیاری از دعاهای دیگر نیز باشد در عین حال علاوه بر انتخاب چند دعای
مشهور قرانی وروایی بحثی مفصل در دو سه جلسه راجع به دعا داشته باشید برای
این منظور به مقاله " حقیقت دعا" اینجانب که در همین سایت موجود است
مراجعه فرمایید
اعمال شب وروز جمعه:
شب وروز جمعه معنوی ترین روزها وساعات در طول هفته هستند اعمال بسیاری در این باب وارد شده است که در مفاتیح آمده است مربی چند مورد از این اعمال را که پر فضیلت تر از بقیه اعمالند برای دانش آموزان انتخاب کند
2- مستحبات ومکروهات (غیر عبادی):
مهم ترین مستحبات: سلام کردن ومصافحه - استعمال بوی خوش- نظم - نظافت و پاکیزگی - آراستگی - رعایت آداب ورسوم عرفی واجتماعی (تا جایی که خلاف دین نباشد ) - مسواک زدن - صدقه دادن -در آغاز هر کاری " بسم الله الرحمن الرحیم " گفتن - دائم الوضو بودن- انگشتر به دست راست داشتن - زیارت قبور ائمه اطهار- زیارت قبور مومنین- حجامت- و....
نکته: 1- ترک مکروهات اولی واهم از انجام مستحبات است زیرا مکروهات موجب حجاب و تیرگی روح می شوند وزدودن غبار مقدم بر تزیین است 2- بعضی از مستحبات ومکروهات صرفا جنبه اخلاقی ومعنوی وثواب دارند مثل صدقه دادن- سلام کردن و...ولی بعضی چیزها هم مکروه یا مستحب بودنشان به خاطر تاثیرات خاص است مثلا بعضی چیزها فقط از آن جهت مکروه یا مستحبند که موجب ضعف یا تقویت حافظه می شوند یا از آن جهت مستحبند که موجب زیادت نور چشم می شوند یا از آن جهت مکروهند که موجب ضعف بدن می شوند ... بنابراین ذکر مستحبات ومکروهات نوع اول در اولویت است
آداب :
فرق آداب با مستحبات ومکروهات: آداب هم مستحب در خود دارند وهم مکروه لکن
مستحب ومکروه به افعالی گفته می شود که مستقلا مورد امر ونهی هستند مثل
مسواک زدن ولی آداب به افعالی گفته می شود که به تبع فعل دیگر مورد امر
ونهی می باشند مثل مستحبات خوابیدن که به تبع فعل خواب مستحبند
بعضی از آداب: آداب تعلیم وتعلم - لباس پوشیدن- میهمانی رفتن ووارد شدن در مجالس - آداب قرآن خواندن- آداب غذا خوردن- خوابیدن- سخن گفتن- صدقه دادن - سفر رفتن - خرید وفروش- دعا کردن- زیارت کردن- آداب وقت ولادت -آداب ساختمان سازی- و.....
سنت: سنت به هر مستحب وآدابی اطلاق می شود وقسم خاصی نیست
نکته: در توضیح هر یک از مستحبات ومکروهات وآداب وقت کافی بگذارید وهر یک را بین نیم تا یک جلسه توضیح داده و از ابزارهای بیانی که قبلا بیان شد کاملا استفاده کنید
چند نمونه از آداب:
آداب عزم وتصمیم بر انجام کار:
1- توکل کردن بر خدا2- مشورت کردن3- گفتن انشاء الله
آداب وقت خواب:
اعمال وقت خواب زیادند اما مهمترین وپر فضیلت ترین این اعمال عبارتند از :
1- سه بار سوره توحید (که مساوی با یک ختم قرآن است)
2- صلوات بر پیامبر وانباء الهی که موجب شفاعت انبیاء در روز قیامت می شود (اللهم صل علی محمد وآل محمد وصل علی جمیع الانبیاء والمرسلین)
3- تسبیحات اربعه( که ثواب آن مساوی با یک عمره است)
4- استغفار برای مومنین (اللهم اغفر لجمیع المومنین والمومنات وللمسلمین والمسلمات الاحیاء منهم والاموات)
حضرت فاطمه سلام الله علیها می فرمایند در وقتی که بستر خواب را گسترده بودم, رسول خدا صلی الله علیه وآله بر من وارد شد, فرمود: ای فاطمه نخواب مگر آن که چهار کار را انجام دهی: قرآن را ختم کنی, و پیامبران را شفیعت گردانی, و مومنین را از خود راضی کنی, و حج وعمره ای را به جا آوری. این را فرمود و شروع به خواندن نماز کرد, صبر کردم تا نمازش تمام شد, گفتم: یا رسول الله به چهار چیز مرا امر فرمودی در حالی که بر آنها قادر نیستم آن حضرت تبسمی کرد و فرمود:
چون قل هو الله را سه بار بخوانی مثل این است که قرآن را ختم کرده ای و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستی, شفاعت کنندگان تو در روز قیامت خواهیم بود, و چون برای مومنین استغفار کنی , آنان همه از تو راضی خواهند شد, و چون بگویی: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر حج و عمره ای را انجام داده ای.
5- آیه الکرسی ( اصل آیه الکرسی تا " وهو العلی العظیم" است مگر آنکه در جایی خاص تا " وهم خالدون" آمده باشد )
حضرت علی علیه السلام می فرمایند از زمانی که رسول خدا فضیلت آیه الکرسی را به من آموخت هیچ شبی دیده بر هم ننهادم الا اینکه آیه الکرسی را خوانده ام
6- خوابیدن با وضو ( تا زمانی که انسان در خواب با وضوست برای او عبادت نوشته می شود)
اما ظاهرا روایتی در مورد رو به قبله خوابیدن وجود نداردهر چند که مستحب این است که انسان در هر حالی رو به قبله باشد
مکروهات:
1- خوابیدن مابین الطلوعین (این ساعات ساعاتی است که اوج بیداری معنوی انسان است وروزی وبرکت در این ساعات تقسیم می شود)2-خوابیدن به شکم ( در روایت آمده چنین خوابیدنی مخصوص شیطان است )
آداب غذا خوردن:
1-اول با نام خدا شروع کنیم ودر آخر شکر او او را به جا آوریم2- آغاز کردن با مقداری نمک( اولا برای اینکه نمک حالت درمانی دارد واز بعضی بیماریها جلو گیری می کند ثانیا برای اینکه یادمان نرود که نان ونمک چه کسی را می خوریم)3 - شستن دستها قبل از غذا4- کوچک گرفتن لقمه5- آهسته خوردن وخوب جویدن6- مستحب است تا انسان کاملا گرسنه نشده غذا نخورد وتا کاملا سیر نشده دست بکشد ( در مورد عواقب پر خوری بحث مفصل کنید واینکه عامل بسیاری از بیماریها پر خوری است )7-دوزانو نشستن روی زمین(به صورت تورک) (پیامبر این گونه می نشست ومی فرمود این شیوه غذا خوردن بندگان وحالت ذلت در برابر خداست)8- در جمع غذا خوردن 9- صاحب خانه قبل از همه شروع کند وبعد از همه هم تمام کند ( تا مهمان راحت تر بتواند غذا بخورد)
مکروهات:
1- نگاه به دیگرانی که در سر سفره اند 2-دمیدن در غذا یا نوشیدنی داغ3-عیب گرفتن از غذایی که انسان به آن میل ندارد4- آب زیاد خوردن در بین غذا مخصوصا غذای چرب5- گذاشتن ظرف غذا روی نان( به خاطر احترام نان)6- خوردن آب یا غذای داغ( اولا برای اینکه برای بدن ومعده ضرر دارد ثانیا برای اینکه آب وغذای داغ آب وغذای اهل جهنم است)7- صحبت کردن در بین غذا مگر آنکه لازم ومفید باشد (برای اینکه هر چه حواس انسان به آنچه می خورد بیشتر باشد فایده غذا برای بدن بیشتر خواهد بود وهضم وجذب بهتر صورت می گیرد)
آداب آب نوشیدن :
1- مستحب است بعد از نوشیدن آب سلام بر حسین ولعنت بر قاتلین او بفرستیم ( که صد هزار حسنه دارد)
2- آب را در سه جرعه بنوشیم
3- در روز ایستاده آب نوشیدن مستحب ودر شب مکروه است
نکته : در بیان علت هر یک از این مستحبات ومکروهات بحث کنید شما می توانید در باب آداب خوردن ونوشیدن تا دو جلسه بحث نمایید)
بخش پنجم : حقوق دینی
مثل حقوق: همسایه بر همسایه- والدین بر فرزند- فرزند بر والدین- حکومت بر مردم - مردم بر حکومت- معلم بر شاگرد - شاگرد بر معلم - دوست بر دوست - شوهر بر زن - زن بر شوهر - - حقوق اعضا وجوارح - حق حیوانی که انسان در خانه نگهداری می کند - حق زندانی- حق اعضای جامعه نسبت به یکدیگر- و.....
برای
هر مورد می توانید یک جلسه وقت بگذارید نکته: 1- در باب حقوق حکومت بر
جامعه وجامعه بر حکومت می توانید قانون اساسی را که غالب اصول آن بر گرفته
از همان نظریه اسلام است برای دانش آموزان تدریس کنید 2- گفتن این نکته
نیز حائز اهمیت است که تخلف از قوانین جمعی وحکومتی ولو قراردادی علاوه بر
اینکه جرم قانونی محسوب می شود از جنبه شرعی نیز گناه به حساب می آید3-
بسیاری از حقوق شهروندی وجود دارد که در قوانین آمده ولی مردم از آن بی
خبرند بنابراین پیدا کردن اهم این حقوق وبیان آنها باید مورد توجه قرار
گیرد
بخش ششم: مسائل عقیدتی وجواب به شبهات روز
عمده تدریس این بخش مربوط به دبیرستان می شود این بخش شامل سه فصل عمده می شود 1- بیان مسائل دینی واعتقادی که خلا جامعه امروزبوده وبحث از آنها در رده اول اهمیت است مثل بحث حجاب- معصوم شناسی( شناخت جایگاه ومنزلت واوصاف امامت) - بحث مهدویت و... 2-- جواب به شبهات اعتقادی ودینی روز که در فضای جامعه مطرح است 3- خرافه وبدعت شناسی
تدریس این بخش حقیقتا حد زمانی خاصی را نمی طلبد ومبحثی پایان ناپذیر وگسترده است
نکته: بحث حجاب هم برای دختران لازم است وهم پسران
- راهنمای تدریس پرورشی


